خدای مهربون، امشب میخوابم و لطفاً فردا صبح اینترنتها درست شده باشه و زندگی هم.(چشم عزیزم حتما)
اویمن;
اونجا هم هستیم، اگر مشتاق عادیترین چیزهایید بفرمِد تلگرام: https://t.me/ooyemann
چونکه شروع آزادانه تنوعه: http://ble.ir/ooyemann
جامعه مثل یه کتاب اسرارآمیزه که دانای نیمهکل داستان رو تا گرهگشایی و فهمیدن همهی کارکترها رهبری میکنه، با نهایت صبر و تحمل؛ ایستادن پای نفهمی تکتک کارکترها. ولی مشکل اینجاست که این داستان هیچوقت پایانی نداره. همینکه نزدیک نتیجه میشه، باز چند صفحه و نسل جدید کارکترها میآن و راوی بازهم باید پای بیتجربگی اونها و نخوندن تاریخ کتاب صبر کنه. و اینطور کل جهان چرخهای از تکرار مکرر اتفاقاتِ پیشینه، نسل جدیدی که هیچوقت از تاریخ درس نمیگیره.
اویمن;
/منطق خوندم و بارون اومد، امروز روزِ لبخندیای بود./
/باغچهی مامانبزرگ رو آب دادم و به گربهها لبخند زدم و برای فهمیدن احساس پشتِ رفتار بچهها، بیشتر حوصله کردم./