بهنظرم هر معلمی کل سالهای تدریسش منتظر دانشآموزیه که-مثل منِ کلاس عربی- چهار چشمی با ابروهای بالا رفته و نگاهی که اشتیاق چیزهای جدید ازش میباره، به درسدادنش نگاه کنه.
احساسات برای هنرمند مثل لبهی تیغه. وجهِ هنری بال و پر دادن و پافشاری روی تیغ رو تمنا میکنه، رنگ و لعاب کارشه. موتور محرکش. ولی سر تا پات میدونه که عاقبتش خوش نیست. نکن.
اویمن;
ترکیب سهشنبه و ابر و علوم و فنون، بذارید بالای ابرها بمونم.
شیفتهی روزهای نیمهابری امروز مانندم. هوای ملیح، باد ملایم، همهچیز پررنگتر، تناژها ملوستر، آزار آفتاب کمتر. چهارشنبهی عزیز.
اویمن;
انگار کمکم معده رو هم باید به این جمع گرم اضافه کنیم.
معدهی حساس داره پدرم رو استخراج میکنه.