توکسوتس،چیزی که فکر میکردی تموم شده، دوباره خودش رو نشون میده.نه ضرورتاً بد،فقط غافلگیرکننده.
ایگیکروس،یه دعوت ساده برای بیرون رفتن شاید شروع یه تغییر بزرگ باشه،نه به شکل رومانتیک؛بیشتر ذهنی.
هیدروخوس،از یه آدمی که برات مهمه انتظار یه واکنش میره،ولی سکوتش تأثیری عمیقتر داره.
ایختیئس،یه لحظهی آروم و بیدلیل،وسط شلوغی روزی معمولی،باعث میشه بعدش چند چیز رو جور دیگه ببینی.
لئون،بعضی شبها فقط میگذره تا صبح برسه..شبهای پر از سکوت چه حسی در تو ایجاد میکنه؟
زوگوس،اگه کاری رو داری زوری انجام میدی،لطفا ادامهاش نده،چون نتیجه جالبی برات نمیبینم.