سبزِ متمایل به نارنجی.
امروز بیشتر از هر روز دلتنگتم :)
این دلتنگی آخرش یه روز دست در دست اورثینک منو میکشه.
Homayoun ShajarianHomayoun Shajarian - Abr Mibarad (128).mp3
زمان:
حجم:
4M
میشوم از یار جدا.. :)
آقا چند شب پیش حالم خوب نبود، گفتم یه تفألی بکنم به جناب حافظ ببینم چی میگه..
مضمون فالی که گرفتم این بود که غر نزن، به راهت ادامه بده، آیندهی خوبی داری و این داستانا..
گفتم من و غر زدن؟ احتمالا اشتباه شده..
مضمون فال بعدی این بود: ناله نکن و راه خودتو برو و کاری به حرف بقیه نداشته باش و به خدا توکل کن..
و بله..
تقریبا چهار پنج بار همین کارو کردم و مضمون هر چهار پنج تا فال همین بود🗿
توصیه میکنم وقتی حال ندارم باهام حرف نزنید. چون با ورژن بی ذوق و بی شعورم رو به رو میشید🗿
<ناکجا آباد>
معمولا وقتی میخواهند تعریفش کنند، میگویند "شتری که درِ خانهی همه میخوابد". البته خب این دلیل نمیشود که همه جا یکجور بخوابد. بعضی به دنبالش میروند تا او را درِ خانهشان بخوابانند؛ بعضی هم درِ خانهشان را حصار میکشند تا نگذارند شتری جلویش بخوابد. غافل از اینکه شترها رَم میکنند، لگد میزنند و حصار را میشکنند. آن وقت دیگر درِ خانهات نمیخوابند. وارد خانهات میشوند، آرامشت را میگیرند و هرجایی که دلشان بخواهد میخوابند.
از شترها نمیشود فرار کرد. هرچه تندتر بدوی، تندتر میدوند و وقتی به تو برسند، دیگر فرصتی نداری.
تا آن زمان، هرچه خندیدی، هرچه خنداندی، هرچه زندگی کردی، کردی. بعد از آن.. دیگر نمیدانم چه میشود. اما میدانم قبل از رسیدن شترت باید بارت را ببندی و وقتی به در خانهات رسید، رامش کنی، سوارش شوی و به مبدأ برگردی. جایی که انتظارت را میکشند..
وقتی سوار بر مرکبت شدی، بگذار تو را ببرد به جایی که باید. با او مخالفت نکن. در برابرش مقاومت نکن. گفتم که.. شترها بد رَم میکنند. آن وقت است که میبینی جایی در ناکجا آباد رهایت کردهاند و تو ماندهای و تو..
با درد و ناآرامی، به انتظار شتری مینشینی که تا لحظاتی قبل از او فرار میکردی، و نهایتا به جایی میرسی که جز همان شتر، راه نجاتی برای خودت نمییابی!
#دستنویس
هدایت شده از 𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
گفتی نظر خطاست،تو دل میبری رواست؟!
خود کرده جرم و خلق گنهکار میکنی
#سعدی