دومین باریه که لوازم التحریر نجاتم میده. بار اول بعد از نجات یافتن چنلمو دلیت زدم😂
این چند روز رسما گند زدم با این درس خوندنم. اینجوری قراره قبول شی فائزه خانوم؟ آره گذاشتن برات.
رو موتور که میشینم هرکی تو خیابون بوق بزنه اول یه نگاه میندازم ببینم چادرم آویزون نباشه. (اغلب اوقات بقیه بهم تذکر میدن بابت آویزون بودم چادرم🗿)
یه بارم پشت چراغ قرمز وایساده بودیم یه آمبولانس پشتمون بود. طرف با بلندگوی آمبولانس گفت چادرو جمع کن🗿😂
سبزِ متمایل به نارنجی.
نجات دهنده؟ فقط آبجوش عسل آبلیمو✔️
نجات دهنده تو آینه نیست تو قوریه☕️
حالا من تا چند سال پیش میگفتم رنگای مورد علاقم سبزه و نارنجی همه با چشمای گرد شده نگام میکردن🗿
اون وقتا همه یا عاشق بنفش بودن یا قرمز