و اشک، دوای دردهایمان بود. زمانی که از اعماق قلبمان به خاطرمان خطور میکردند.!
شاید اگه خودم و شرایطمو درک میکردم و باهاشون کنار میومدم زندگی راحتتر میشد.
دبیر فیزیکمون خیلی خوبه..
جدای از تدریس عالی و خفنش، اخلاقیات خاص و باحالیام داره.
مثلا اون روز داشت مسئله حل میکرد، یهو برگشت گفت بچهها دقت کردید خیلی وقته سر کلاس نخندیدیم؟
بعدشم شروع کرد به خاطره تعریف کردن و تیکههای باحال اومدن..
خلاصه این دبیر ماهه. ماه.
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند رقیبان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
-سعدی
#تسلای_روح
هدایت شده از هِزارویكشَب*
درود ؛
رُزالینِ هِزارُیكشب قراره بهتون تقدیمي بده.
به این صورت که شُما این پیامُ تو چنلتون فور میکنید و من بر اساس وایب چنلتون یه توضیح به هوشِ مصنوعی میدم تا براتون عکسهایِ با این وایب درست کنه.
https://harfeto.timefriend.net/17136233127067
لینکِ چنلهایِ زیباتون بعد از فور کردن بزارید اینجا ؛🤎
-رزالین @Kim_Rosalin
نشسته بودم رو پشت بوم که تو هوای آزاد و تنها درس بخونم(🗿)
بعد که هوا تاریک شد دیگه حال نداشتم وسایلمو جمع کنم. پس هرچی چراغ بود اینجا روشن کردم. ولی بازم اونقدری روشن نشد. خلاصه از شدت تاریکی دلم گرفت و اینا داشتم میرفتم تو فاز دلم گریه میخواد و این داستانا که مامانم اومد بالا و یکم باهاش حرف زدم و از اون فاز در اومدم.
خدایا جدا شکرت بابت خانواده.
هدایت شده از "حَیاط پُشتی"
_گفته بودم که اگر کفش و کلاه و سر و زر ، سیم و زره ، خود و خدنگ و همه ی کاه و کتاب و باده ی جام شرابم به هنگام فرارم از جای قرارم جا بماند ،
نه دیگر پیش تو و آن خم ابروی تو و سرخی لب های تو و دیده ی سهراب کش رام تو و بی خبر آن گیسِ بریده ، بیرون زده از چارقدِ خام تو من بر نگردم ، هرگز!
گفتمت اما چه سود ؟
عهد بستم به چه من؟
یاوه گفتم که چرا ؟
تو بگو که کلاهم سر باد و دل من پیش تو جا مانده و بازگشتن به کنار تو همان چاره ی کار است ؛
بگو!
#هیوا_نوشت "حیاط پشتی"
امروز تو فیزیک یاد گرفتیم که سیلندر ماشین چجوری کار میکنه.
و برای هزارمین بار ایمان آوردم که فیزیک علم زندگیه. اصلا فیزیک خود خود زندگیهه