هدایت شده از شرقِ اندوه
هدایت کابوسهایش را با همین سنگفرشها درمیان میگذاشته. فروغ چای جمعه عصرهایش را گوشهی همین قهوهخانهها مینوشیده. نیما بار چندین قرن بر روی شانههایش را به دیوارهی همین پیادهروها تکیه میداده. سیمین گرد و خاک دامنش را کنار همین خیابانها میتکانده. جلال دستنویسهایش را پشت همین میزها مرتب میکرده. بهرام در شبهای جنون همین گذرها را هزارباره طی میکرده. شاملو سیگارهای شبانهاش را سر همین کوچهها میگیرانده.
من از هفت سنگ می ترسم
می ترسم آنقدر سنگ روی سنگ بچینم
که دیواری،ما را از هم بگیرد
بیا لی لی بازی کنیم
که در هر رفتنی،
دوباره برگردیم...
_معروفی
هدایت شده از ققنوس
Alireza Ghorbani06 Nostalgia.mp3
زمان:
حجم:
17.4M
1:54
ای دریغا چه گلی ریخت به خاک
چه بهاری پژمرد
چه دلی رفت به باد
چه چراغی افسرد!
هر شب این دلهرهی طاقت سوز،
خوابم از دیده ربود!
هر سحر چشم گشودم نگران:
چه خبر خواهد بود؟
ققنوس یه گنجینه زیبا از آواهای جاودانه تاریخه که شنیدنشون باعث میشه شگفت زده بشید که روح هایی چنین پاک در دنیای ما وجود دارن و در اون موسیقیها دمیده شدن و شگفت زدهتر که گوشهایما میتونن ردی از اون روحها رو بشنون.