eitaa logo
استاد مجاهدی 🌹🍃 و شاگردان
198 دنبال‌کننده
964 عکس
669 ویدیو
24 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
دیریست که از هستِ عدم می ترسم امروز من از وجود هم می ترسم آخر چه شده مرا که کم کم دارم از روزِ تولد خودم می ترسم؟
السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی بن ابی طالب بهاران را بگو ای دوست از تبعید برگردد خزان جول و پلاس خویش را برچید برگردد نسیمی که گذر کرده است یک بار از کنار او خودش را می کشاند تا که‌‌‌ با امید برگردد خودش خورشید عالم هست پس دیگر نیازی نیست برای یک نماز عصر او خورشید برگردد همیشه بعد دیدار یتیمان می رود مسجد به آغوش صدف باید که مروارید برگردد اگر باور ندارد با ولایت می شود تکمیل بگو اسلام را از جاده ی توحید برگردد به گوش چاه های کوفه می گوید چه رازی را؟ اگر خیری زمان از جاهلیت دید برگردد کسی که ذوالفقار چشم او را دیده ازمیدان برای زندگی باید که بی تردید برگردد اگر این شعر را در محضر صاحب زمان بردند امید است اینکه با مِهرش،شود تایید،برگردد
برای مونسِ مردم شدن پیوسته دل دل کن چراغ از بی قراری میتواند روشنی بخشد
23.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برنامه دخیل - ویژه اعیاد شعبانیه - با اجرای شاعر اهل بیت ┏━🍃🌺🍃━━━┓ @ostadmojahedi ┗━━━🍂━
.┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @ostadmojahedi ┗━━━🍂━
یا عقیله العرب(س) از ضربِ عشق جمع مکسر شکسته بود آیینه وار قلب پیمبر شکسته بود پروازدرهوای اسارت محال بود بال و پرِ کبودِ کبوتر شکسته بود پیشانی برادر او را شکست لیک از دست سنگ ها دلِ خواهر شکسته بود باچشمِ خویش دید که امواجِ آفتاب در بین تیغ و نیزه و خنجرشکسته بود انگار کربلای نگاهش مدینه شد انگار باز پهلوی مادر شکسته بود اصلا معادلات به هم خورده بود چون خود‌کار پاره پاره و دفتر شکسته بود @moeinpooryalan
9.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا عقیله العرب(س) از ضربِ عشق جمع مکسر شکسته بود آیینه وار قلب پیمبر شکسته بود پروازدرهوای اسارت محال بود بال و پرِ کبودِ کبوتر شکسته بود پیشانی برادر او را شکست لیک از دست سنگ ها دلِ خواهر شکسته بود باچشمِ خویش دید که امواجِ آفتاب در بین تیغ و نیزه و خنجرشکسته بود انگار کربلای نگاهش مدینه شد انگار باز پهلوی مادر شکسته بود اصلا معادلات به هم خورده بود چون خود‌کار پاره پاره و دفتر شکسته بود @moeinpooryalan
هر که نگاه کرده آن،گنبد و بارگاه را دمی نبرده از نظر،لذتِ آن نگاه را آینه مات سیرتش،ماه اسیر صورتش که هر طلوع می برد،آبروی پگاه را کلاغم و میان این کبوتران نشسته ام شکر که راه می دهد،این منِ روسیاه را هزار بار خورده ام قسم که توبه نشکنم هزار باره رفته ام مسیر اشتباه را مستی من در آن حرم،چگونه می کشد قلم کاهِ کنارِ کوه را،کوهِ کنارِ کاه را سلسله الذهب بخوان،که با میِ ولایتش درک کنیم مستی،قلعه ی لااله را اگر که دست های او،دستِ مرا کنار زد به دستِ خاک می دهم،عمرِ چنین تباه را شعر پیاده می‌رود،از دلِ جاده می‌ رود باز به دوش می کشد،توشه ی اشک و آه را به کربلا رسیده و،داغ عزیز دیده و چند سر بریده و،کودک بی گناه را چگونه حال و روز او،میان دشت بوده که شکسته پشت شاه تا،دیده جناب ماه را تمام دشت غرقِ خون،شقایق است واژگون گرفته آهِ خواهرش ،دامنِ قتلگاه را یا بن شبیب هم چنان،بگو برای ‌شیعیان رازِ شکوهمندِ آن،گنبدوبارگاه را... در جوار امام رضا علیه السلام دعاگویم. @moeinpooryalan
چه‌می‌شد هردوگل پرپر نمی‌شد یکی می‌شد، یکی دیگر نمی‌شد علی‌اصغر علی‌اکبر نشد، کاش علی‌اکبر علی‌اصغر نمی‌شد...
یا اباعبدالله یا جعفر ابن محمد ذره در درگاهِ او مشهود بالا می رود هر که خاکِ راهِ او شد زود بالا می رود می شود هنگام قرآن خواندنش احساس کرد نغمه‌ی ربانی داود بالا می رود در قیامت عابد و عاصی چه فرقی می کند؟ پرچمِ هر کس که او فرمود بالا می رود آتشِ عشقش کجا، سهلِ خراسانی کجا هر کسی هارونِ مکی بود بالا می رود لطف و احسان بر در این خانه سائل می شود از در و دیوار بیتش جود بالا می رود از در و دیوار گفتم سینه ام آتش گرفت از درِ یک خانه دارد دود بالا می رود [باغبان در باغ بود و باغ را آتش زدند] از گلستان آتشِ نمرود بالا می رود کاش باشم تا ببینم روزهایی را که از روی منبر بالا می رود @moeinpooryalan