اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
حالِبُحرانیمنּباحَرَمآرامشَود.. بِطَلَبکَربُبَلاتادِلمَنּرامشَود..!️
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
شب تا به سحر نماز میخواند علی
با دیدهی تَر، نماز میخواند علی
آن صبح که سجدهگاه در خون غلتید
گفتند: «مگر نماز میخواند علی؟»
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
حلشـودصـدمشڪلم؛بـآگفتـنیڪیاعلۍ
قلـبمـنخـوردهگـرهازرۅزاولبـآعلۍ
محـرممیقـٰآٺراگفتـمچـہگۅیۍزیرلـب
عـٰاشقـآنہیڪتبسـمڪردۅگفـتیـاعلۍ