eitaa logo
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
12.4هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
3.3هزار ویدیو
31 فایل
𝐈𝗇 𝐭h‌𝖾 𝐍𝖺m‌𝖾 𝗈𝖿 𝐆o‌𝖽 ‌ ‌𓂃 ˖ ۫‌ جایی برای ریختنِ تمامِ آنچه در دل مانده ☕️ 𖦹 ׂ ۪ ‌بی‌هیچ آداب و رسمی؛ فقط من و تو و روایت‌هایِ ساده‌یِ زندگی. ✨ ⸼ ⋆ ۪۪
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر ملتی‌ همه چیز داشته باشد ولی شخصیتِ خودش را ببازد هیچ چیز نخواهد داشت و خواه ناخواه در ملت‌هایِ دیگر جذب می‌شود‌.. وای به حالِ این خودباختگی که متاسفانه امروز در جامعه‌یِ ما وجود داد!
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
سیدحسن نصراللّٰه: ما را از مرگ میترسانی؟! ما فرزندان زینب(س) و زین‌العابدین(ع) هستیم که در مجلس عبیدالله به او گفتند: «ما را از مرگ میترسانی؟!» 🍂
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
بررسی‌های موساد به‌ مدت ۴ ماه ادامه پیدا کرد تا این‌ که مسئول واحد فناوری موساد، با پیشنهاد انفجار از راه دور به دفتر مئیر داگان [رئیس وقت موساد] وارد شد؛ در این طرح راهی پیشنهاد شده بود که مواد منفجره در چیزی جاسازی شود که از نظر فیزیکی نزدیک مغنیه قرار داشته باشد. گزینه گوشی تلفن همراه همان‌ ابتدا رد شد؛ چون مغنیه مدام گوشی‌هایش را تعویض می‌کرد. تنها گزینه باقی‌ مانده خودروی میتسوبیشی پاجروی حاج‌رضوان بود که موساد می‌دانست هم او و هم محافظانش به‌طور مدام و مکرر داخل و زیرش را بررسی می‌کنند ... پ‌ن: تصویر شهید فؤاد شکر و شهید عماد مغنیه ..♥️ 💔 🇵🇸
@Mohadeseh_5504 ادمین می خوام کسی میتونه کمکم کنه دختر باشه ❌❌
ﺳﺮ‌ﻗﺒﺮی‌نشسته‌بوﺩﻡ ﺑﺎﺭﺍﻥ‌می‌ﺁﻣﺪ،ﺭﻭی‌ﺳﻨﮓﻗﺒﺮﻧﻮشتهﺑﻮﺩ "شهیدمصطفی‌احمدی‌روشن" ﺍﺯ‌ﺧﻮﺍﺏ‌ﭘﺮﻳﺪﻡ... مصطفی‌اﺯﻡ‌ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭی‌کرﺩه‌ﺑﻮﺩ ﻭلی‌ﻫﻨﻮﺯﻋﻘﺪﻧﻜﺮﺩهﺑﻮﺩﻳﻢ ﺑﻌﺪﺍﺯﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺧﻮﺍﺑم‌ﺭﺍ‌ﺑﺮﺍﻳﺶ‌ﺗﻌﺮﻳﻒ‌کرﺩﻡ ﺯﺩ‌زیرﺧﻨﺪه‌وبه‌ﺷﻮخیﮔﻔﺖ∶ ﺑﺎﺩﻣﺠﻮﻥﺑﻢﺁﻓﺖﻧﺪﺍﺭه.. ﻭلی‌یه ﺑﺎﺭ‌خیلی‌ﺟﺪی‌ﺍﺯﺵ‌ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: کی‌شهیدمیشی‌مصطفی؟ ﻣﻜﺚ‌نکرﺩﮔﻔﺖ:‌سی‌ﺳﺎلگی! ﺑﺎﺭﺍﻥ‌می‌ﺑﺎﺭیدشبی‌که‌خاکش‌می‌کردیم♥ 🍃
حسین...