اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
میگفتهرکسیروزیسہمرتبه
خطاببہحضرتمهدیبگه :
[ بابيانتواميیااباصالحالمهدي ]
حضرتیهجورخاصیبراشدعا میکنن'♥️!
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
یکی از رفقا و هم دانشگاهی هاش تعریف میکرد که با محمد پینت بال می رفتیم.به شوخی به شهید دهقان گفتم:آقا همه این تیرها عین این بازی کامپوتری به سر و کله من خورد. او گفت:اشکال نداره داداش!چه چیزی بهتر از اینکه بی سر شهید شوی. خودم گلوله بارانش کرده بودم، به شوخی گفتم چیزی نصیب تو نمی شود محمد!همه تیرهایی که نثارت کردم به سینه و پهلوهایت خورد. وقتی که پیکرش را آوردند و نحوه شهادتش را فهمیدم نابود شدم. با خودم فکر کردم اشتباه از من بود که گمان میکردم چیزی به تو نمیرسد.
*راوی یکی از دوستان شهید محمدرضا دهقان امیری
#شهیدانه
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
ــ
مقید بود هر روز #زیارت_عاشورا را بخواند ؛ حتی اگر کار داشت و سرش شلوغ بود سلام آخر زیارت را میخواند
دائما می گفت :
اگر دست جوان ها رو بزاریم توی دست امام حسین ؛ مشکلاتشون حل می شود .
و امام با دیده لطف به انها نگاه می کند.
#شهیدابراهیمهادی🖤
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
ــ
🌱این کافران نبودند که خیمه امام حسین علیهالسلام را به آتش کشیدند؛ بلکه دیندارانی بودند که از دین، به غیرِ نام هیچ نفهمیده بودند. بارالها! مرا از آنانی قرار دِه تا دینداریام بر پایه معرفت استوار باشد و با بصیرت در فتنههای روزگار که مَرد و نامرد از هم جدا میشوند، در صف حسین دورانم جان ببازم.
✍فرازی از #وصیت_نامه
🟠شهید مدافعحرم #جانمحمد_علیپور
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
ــ
رفیق و رفاقت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 #حاج_حسین_یکتا