اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
ــ
لیلا شدی مجنون بشم آره💔
مجنون تورو خیلی دوست داره...🖤
#امامحسینم
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
ــ
🖤
روستایی را از داعش پس گرفته بودیم
اما درگیری هنوز هم ادامه داشت
همه پشت خانهای سنگر گرفته بودیم
از زمین و آسمان داشت سرمان گلوله و خمپاره و آتش میبارید
نمیشد از جایمان یک لحظه جُم بخوریم
باید حالا حالاها آنجا می ماندیم
وقت نماز ظهر شد
محسن بیخیال گلوله و خمپاره ایستاد به نماز
دو تا از بچههای سپاه قدس گیر دادند بهش که الان وقتش نیست
محسن اما عین خیالش نبود
بِهشان گفت:
می خوام نمازم رو اول وقت بخونم
شما کاری به کار من نداشته باشید
ایستاد به نماز،توی همان معرکه و زیر آن باران گلوله و آتش...
#شهیدمحسنحججی
#نماز
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
حج نرفتهها
به دیدار خدا رفتند..!
هر دو قرار بود در سال ۱۳۶۶
به حج بیتالله الحرام مشرف بشوند
اما هر دو از آن حج صرفنظر کردند
و در همان روزِ عیدِ قربانی که قرار بود
در کنار خانه خدا حاضر باشند
شهد شیرین شهادت را نوشیدند
و به خود خدا رسیدند...
#شهیدعباس_بابایی
#شهیدمحسن_دینشعاری
بابت توفیق نماز خواندن هم
خدا را هزاران بار حتی بیشتر
شکرگزار باشید..!
باور کنید خیلیها
دست و پا میزنند
برای نماز خواندن
اما سعادت ندارند..
#نماز
حسینتکرارےنمیشھ!نماهنگ حسین تکراری نمیشه_۲۰۲۳_۰۵_۲۶_۱۰_۵۸_۰۹_۲۸۶.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
حسین تو قلبم داره ریشه...
حسین که تکراری نمیشه... ❤
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
🕊معبرهای ما با معبرهای شما فرق میکند...
ما آنچنان گرفتار سیم خاردارهای نفسمان هستیم ک هیچ تخریبچی قادر به بازگشاییشان نیست...
#شهدا...
میشود تخریبچی نفسمان شوید؟!! 🌷
#شهدانگاهی
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
به همسرم می گفتم فعلا بچه نیاوریم، چون پول نداریم، شغل نداری، مستاجریم، ماشین نداریم و سخت می شود. می گفت خدا که دندان می دهد، نانش هم می دهد. می گفت خدا بزرگ است. همانطور هم شد... دو هفته بعد از تولد فرزندمان، عباس توی شرکت مشغول به کار شد..
#شهید_عباس_خالقی❤️❤️