اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
حسینکل محرمت تلاش کردم
تورو راضی کنم بطلبی حرم ، اما حالا باید
خودمو آروم کنم که قراره جابمونم :) .
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
نامت آمد به میان، اشکِ همه شد جاری
خودمانیم عجب نام قشنگی داری..
#آقایاباعبداللــہ❤️🩹
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
نامت آمد به میان، اشکِ همه شد جاری خودمانیم عجب نام قشنگی داری.. #آقایاباعبداللــہ❤️🩹
رسیدی کربلا تموم خستگیت میره ((:
خود ِآقا میاد تورو به سینه میگیره🤍 .
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
مادربزرگشھیدمغنیھ میگفت؛
مدتِطولانےبعدشھادتشاومدبهخوابم
بھشگفتم:چرادیرکــردۍ!؟منتظرتبودم!
گفت:چونطولکــشیدازبازرسےهاردشدیم
گفتم:چهبازرسے؟!
گفت:بیشترازهمهسرِبازرسے"نماز"وایستادیم..
بیشترازهمهدربارهۍ"نمازصبح"میپرسند!
نذاریمتنبلےمانعسعادتمابشھ:)
#شهید_جهاد_مغنیه🕊