اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
در اغتشاشات سال ۸۸ وقتی که کار داشت دست اراذل و اوباش می افتاد، مرخصی نگرفت و به نطنز نرفت.
می گفت : "من بلدم با اینها چطوری دربیفتم.
من اگر باشم، بقیه بچه ها هم دلگرم می شوند."
غسل_شهادت می کرد، می گفت : "اینجا هم میدان جنگ است، شاید خدا قسمت کند و اینجا شهید شدیم."
پیراهن مشکی محرّمش را میبوسید و میپوشید و میگفت : "منتظرم نباش! معلوم نیست برگردم..."
از چیزی یا کسی نمیترسید، وقتی پای نظام در میان بود اصلا کوتاه نمیآمد...
راوی :همسر شهید
برگرفته ازکتاب: دخترها بابایی اند
#شهید_مدافع_حرم_جواد_محمدی
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
بهقُربمیرسه کسیکهخوببندگیکنه؛
شهیدمیشه اونی کهشَهیدزندگیکنه(:
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
سن من کم بودم. میخواستم جوراب رنگی بپوشم و از خانه بیرون بروم. ابراهیم غیر مستقیم گفت∶ «حریم زن با چادر حفظ میشود؛ حالا اگر جوراب رنگی به پا کنی، باعث میشود که جلب توجه کنی و حریم چادر هم از بین برود. جوراب رنگی جلوی نامحرم جلب توجه میکند»....🍃
شهید ابراهیم هادی
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
سلام برآنان که خاک رادر آغوش گرفتند
ومابه آغوش آنان سخت محتاجیم..🌱
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
کاری که قحطی و گرسنگی با کودکان غزهای میکنه .... 💔
در این روزهای نزدیک به اربعین برای آزادی فلسطین دعا کنید
#فلسطین
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
-
هرکسیراسَرِچیزیوتمنایکسیست،
مابهغیرازتونداریمتمنایدگر . .
#ارباب_حسین