پذیرفتن با کنار اومدن فرق داره ،
آدمیزاد میتونه یه موضوعی و بپذیره ولی هنوز بابتش غمگین باشه و نتونه باهاش کنار بیاد .
از یه جا به بعد ترجیح میدی شناخته نشی ولی مجبور نباشی خودت خودت و توضیح بدی .
من دقیقا از اونجا به بعدم .
من که کسی را نداشتم . اینها که مرا دوره کرده بودند ، اینها با قلب انسانی من سر و کار نداشتند .
- بریدهکتاب -
هدایت شده از وحشتزده?
آدمی پیش از آنکه خود را بشناسد، به مختصات تولدش محکوم شده است؛
بعضی در سرزمینی چشم میگشایند که جهان برای رؤیاهایشان جا کنار گذاشته،
و بعضی در جایی که حتی امید، باید پنهانی و با ترس نفس بکشد.
از یه جا به بعد میفهمی هرچقدر سگ دو بزنی اونی که نشدنیه همچنان نمیشه ،
حالا تو هی خودت و بکش .
خستم از این همه تلاش واس چیزایی که باب میل خودم نیست ولی باید توشون بهترین باشم .
تلاطم این روزهای روحم دلیل قاطع ندارد .
بیهوده آشفتگی دارد و بی دلیل بهانه گیری .
میل به هیچ ندارد اما احساس کمبود دمار از روزگارم در آورده ....
- آراز