آدمیزاد ابتدا زندگی را می شناسد ،
سپس شروع به جنگیدن میکند ،
و بعد از شکست های متداوم ....
دگر اهمیت نمی دهد ،
دگر هرچه میشود ، بشود .
آنگاه است که چیز های ساده مانند باران ، گل ها ، کتاب ها و تنهایی و فنجانی قهوه که آرامش بخش هستند را به هزار چیز دیگر ترجیح می دهد .
و من که روح را چون بلور بر سنگترینْ سنگ های ستم کوبیده ام ....
- بریدهکتاب | عاشقانهها -