#شهید_روز 🌹
#شهید_ولیالله_چراغچی
#روز_بیست_و_پنجم
#چله_ترک_گناه
❤️ اینجا صحبت #عشق در میان است.
╔═join═════════╗
⇒ @p_bache_mazhabiya ⇐
╚════════════╝
「پـاتـوقـمـون🎙」
#شهید_روز 🌹 #شهید_ولیالله_چراغچی #روز_بیست_و_پنجم #چله_ترک_گناه ❤️ اینجا صحبت #عشق در میان است.
"بگذار در جنگ برای جنگ باشم وپشت خط برای تو"
قبل از ازدواجمون گفته بود من دربان در هستم. هرکجا به من بگویند برو باید بروم و منم همسرى می خواهم که وابستگى نداشته باشد. هر کجا می روم بدون دغدغه من را همراهی کند (آن زمان خانواده ها همراه همسرانشون به اهواز، ایلام، و دیگر شهرهاى نزدیک به منطقه می رفتند تا خیالشان بابت خانواده شان مطمئن باشد). اما درست بعد از اینکه از محضرامام(ره) که براى عقدمون خدمتشون رسیده بودیم به مشهد برگشتیم، ولی الله رفت و٢ ماه و نیم مرخصى نیامد.
فکر کنم از همان لحظات اول احساس وابستگى خودش و من را احساس کرد، و به دلیل اینکه همه وجودش را وقف اخلاصش به خدا کرده بود نمی خواست این وابستگى مزاحم وفاداریش به دین و ولایت بشود. وقتى مورد اعتراض من و حتى مادرش قرار می گرفت که خودت گفتى هرجا برم خانومم را هم باخودم می برم پس چى شد؟!
بانگاهى محبت آمیز می گفت: ببین تهمینه جان اگه اجازه بدى وقتى تو جنگم برای جنگ باشم، اگه تو را ببرم اهواز خداى نکرده مشکلى برای تو پیش بیاید و من بخواهم به خاطر این موضوع خط را رها کنم و بیایم پیش تو و آن موقع در خط نیاز به من باشد تو راضى می شوی ؟! ... پس بگذار تو جنگ برای جنگ باشم و پشت خط برای تو.
یادم هست که واقعا پشت جنگ برای من بود حتى اگه جلسه اى هم می خواست بره اول از من اجازه می گرفت. این شد که در تمام طول زندگی کوتاهمان فقط یک نامه برای من فرستاد تا وقتش تو خط مقدم رو به غیر فکر نکند.
#شهید_روز 🌹
#شهید_ولیالله_چراغچی
❤️ اینجا صحبت #عشق در میان است.
╔═join═════════╗
⇒ @p_bache_mazhabiya ⇐
╚════════════╝