❓آیا پیامبر اسلام(ص) هنگام معراج، فرشتهای را دید که شبیه امام علی(ع) بود و آیا ابن سینا، این رخداد را به شعر درآورد؟
🎤چندین روایت وجود دارد که رسول خدا(ص) در شب معراج فرشتهای را به شکل و شمایل امام علی(ع) مشاهده نمود که در این زمینه باید گفت که اصل وجود فرشتهای با شکل و شمایل امام علی(ع) و یا حتی حضور خود امام(ع) در بهشت، مطلبی نیست که مخالف عقل و یا نقل باشد، اما هر گزارش باید جداگانه مورد بررسی سندی و محتوایی قرار گیرد. به هر حال، در یکی از این گزارشها میخوانیم:
رسول خدا(ص) فرمود: شبی که مرا به معراج بردند، در آسمان فرشتهای را دیدم که بر منبری از نور نشسته و فرشتگان گرد او جمع بودند. از جبرئیل سؤال کردم این فرشته کیست؟ به من گفت: به او نزدیک شو و سلامش کن. من نزدیکش شدم و سلامش کردم. در این هنگام مشاهده نمودم که او برادر و پسر عمویم علی بن ابی طالب(ع) است. به جبرئیل گفتم: یا جبرئیل! علی(ع) بر من سبقت جسته و در آسمان چهارم است؟! جبرییل(ع) چنین گفت: او علی(ع) نیست! لکن ملائکه به جهت محبت زیادی که به علی(ع) دارند از خداوند درخواست دیدار او را کردند و خداوند ملکی را به صورت علی(ع) خلق نمود که در هر شب و روز جمعه، هفتاد هزار فرشته او را زیارت نموده و تسبیح و تقدیس مینمایند و ثواب آن را به دوستان او هدیه مینمایند.[1]
شاعران فارسیسرا، اشعاری برگرفته از محتوای گزارشهایی که در این زمینه وارد شده است سرودهاند، مانند این شعر:
علیِّ عالیِ اعلا، ولیِ والی والا وصی سیدِ بطحا به حکمش جمله مـا فیها
قوام جسم را جوهر، زمانی روح را رهبر کلام نیک پیغمبر، ولیّ ایزد دانا
حدیثی خاطرم آمد که می فرمود پیغمبر به اصحابش شب معراج سرّ لیلة الاسرا
بطاق آسمان چهارمین دیدم من از رحمت هزاران مسجدی اندر درون مسجد اقصی
به هر مسجد هزاران طاق، بر هر طاق به هر محراب صد منبر به هر منبر علی پیدا...
صرف نظر از آنکه جزئیات موجود در این سروده در روایات معتبر وجود داشته باشد یا خیر، اما بر خلاف آنچه مشهور شده است، دلیلی بر انتساب این شعر به ابن سینا وجود ندارد.
📚منابع:
[1]. علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین(ع)، محقق، مصحح، درگاهی، حسین، ص 233، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اول، 1411ق؛ «دیدن فرشتهای شبیه به امام علی(ع) در معراج پیامبر»، 92241
🔰 @p_eteghadi 🔰
آیا در برزخ نعمت ازدواج و لذتهای پیرامون مثل آن وجود دارد یا خیر این امور به برزخیان داده نمی شود؟
🎤قرآن کریم از ورود بلافاصله انسان های مومن به بهشت حکایت دارد، همانطور که در مورد «حبیب نجار» فرموده است که بلافاصله بعد از شهادت به او گفته شد وارد بهشت شو: «قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمي يَعْلَمُون؛ به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «اى كاش قوم من مى دانستند (1)
از طرف دیگر وقتی نعمت های بهشتی را توصیف می کند، لذت ازدواج و همسران بهشتی نیز برخی از این نعمت ها بر شمرده شده است و میان برزخ و قیامت استثنائی شده است، مگر اینکه نعمت های برزخ روحانی است و نعمت های قیامت جسمانی.
اما از آنجا که قرآن کریم از ورود انسان ها به بهشت برزخی حکایت دارد روشن می شود که وقتی طعم بهشت روحانی را می چشد، طبیعتا طعم نعمت های روحانی آن را هم می چشد.
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
پرسمان اعتقادی
آیا در برزخ نعمت ازدواج و لذتهای پیرامون مثل آن وجود دارد یا خیر این امور به برزخیان داده نمی شود؟
توضیح مطلب اینکه درک کننده اصلی لذت ها روح انسان است و بدن انسان صرفا زمینه ساز برای این درک است نه اینکه بدن و جسم ما آنها را درک کند. مثلا وقتی سیب را در درون دهانمان می گذاریم این زبان صرفا انتقال دهنده طعم بوده و مغز صرفا پردازشگر و مقدمه ساز برای ادراک است، اما آنکه در نهایت این لذت را درک می کند روح یا همان نفس مجرد انسان است.
بنابراین در برزخ تمامی لذت هایی که انسان در دنیا تجربه کرده است و در قیامت و در بهشت به آنها خواهد رسید به او داده خواهد شد، منتهی سنخ این لذات از سنخ مادی آنها نیست، بلکه از سنخ روحانی است. یعنی درک لذت ها بدون مقدمات حسی و مادی آنها.
اگر بخواهم مثال بزنم، مثل لذت ازدواج و لذت خوردن غذاها و میوه ها که گاهی انسان آنها را در خواب تجربه می کند. دهان انسان بسته است اما طعم های خوب را تجربه می کند؛ یا چشم انسان بسته است اما صحنه های اعجاب انگیز طبیعت را مشاهده می کند و...
📚پی نوشت:
یس:26/36.
🔰 @p_eteghadi 🔰
قضای نمازهای یومیه از حیث جهر و اخفات چگونه خوانده می شود و وظیفه زن در جهر و اخفات نمازهایش چیست؟
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
قضای نمازهای جهری، جهری است و قضای نمازهای اخفاتی، اخفاتی؛ بر زن ها بلندخواندن واجب نیست، ولی اگر نامحرم صدای آنان را می شنود، طبق نظر مشهور باید آهسته بخوانند.
آیات عظام: رهبری، مکارم، زنجانی: بنابر احتیاط مستحب آهسته بخواند.
نکته: جهر در نماز به معنای بلند خواندن نماز است به گونه ای که جوهره صدا ظاهر باشد بگونه ای که عادتا اگر کسی در کنار انسان باشد به راحتی صدای انسان را بشنود. و اخفات به معنای آهسته خواندن نماز است به طوری که جوهره صدا ظاهر نباشد.
توضیح المسائل مراجع مسأله ۹۹۲ و۹۹۳ و ۹۹۴
🔰 @p_eteghadi 🔰
پرسمان اعتقادی
می دانیم که خداوند غنی و بی نیاز است. با این وجود قرض دادن به خداوند در آیه «من ذا الذى یقرض الله قر
هیچ منافاتی میان تعبیر به قرض دادن به خداوند و غنی مطلق بودن آن وجود ندارد. چراکه قرض دادن به خداوند به خاطر فقر و نیاز او نیست. بلکه قرض گرفتن او تکریم و تشویق قرض دهندگان است. امیرالمومنین(علیه السلام) در این باره می فرمایند:
«مَعْشَرَ الْعِبَادِ وَ أَنْتُمْ سَالِمُونَ فِي الصِّحَّةِ قَبْلَ السُّقْمِ ... ؛ اى جمعيّت انسانها پروا كنيد! حال كه تندرستيد نه بيمار، و در حال گشايش هستيد نه تنگ دست، در آزادى خويش پيش از آن كه درهاى اميد بسته شود بكوشيد، در دل شبها با شب زنده دارى، و پرهيز از شكم بارگى به اطاعت برخيزيد، با اموال خود انفاق كنيد، از جسم خود بگيريد و بر جان خود بيفزاييد، و در بخشش بخل نورزيد كه خداى سبحان فرمود:
«اگر خدا را يارى كنيد، شما را پيروز می گرداند و قدمهاى شما را استوار می دارد» و فرمود: «كيست كه به خدا قرض نيكو دهد؟ تا خداوند چند برابر عطا فرمايد، و براى او پاداش بى عيب و نقصى قرار دهد؟» درخواست يارى از شما به جهت ناتوانى نيست و قرض گرفتن از شما براى كمبود نمی باشد، در حالى از شما يارى خواسته كه: «لشكرهاى آسمان و زمين در اختيار اوست و خدا نيرومند و حكيم است» و در حالى طلب وام از شما دارد كه گنجهاى آسمان و زمين به او تعلّق دارد و خدا بى نياز و حميد است. بلكه خواسته است شما را بيازمايد كه كدام يك از شما نيكوكارتريد، پس به اعمال نيكو مبادرت كنيد، تا با همسايگان خدا در سراى او باشيد كه هم نشينان آنها پيامبران، و زيارت كنندگانشان فرشتگانند، و چنان گرامى داشته می شوند كه صداى آهسته آتش را نشنوند، و بر بدنهايشان هيچ گونه رنج و ناراحتى نرسد. «اين بخشش خداست به هر كس بخواهد مى دهد و خدا صاحب بخشش بزرگ است.» من آنچه را می شنويد می گويم، و خداوند را به يارى خود و شما می خوانم كه او كفايت كننده و بهترين وكيل است.»(1)
یکی دیگر از دلائل این تعبیر قرآنی این است که خداوند پاداش قرض دهنده را خود تضمین میکند و اجر او را چندین برابر خواهد داد. بنابراین گویا قرض دهنده به خداوند قرض داده است و از او سود پول و پاداش خود را خواهد گرفت. سود و پاداشی که نه تنها ربا و حرام نیست بلکه عنایت ویژه خداوند و اجر معنوی عمل است.
همچنین دلیل دیگر آن میتواند این نکته باشد که فقرا احساس ذلت و خواری نکنند و در حقیقت قرض را از دست خداوند گرفته اند نه از دست بنده ای از بندگان او.
📚 پی نوشت:
1. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق: صبحی صالح، هجرت، قم، ص 267.
🔰 @p_eteghadi 🔰
پرسمان اعتقادی
از آنجایی که نقل شده افزایش پیدا کردن رزق و روزی ممکنه سبب غرور و غفلت آدمی شود. یا نفس آدمی به سرمس
افزایش رزق و روزی، و به طور کلی دنیا و مظاهر آن مذموم نیست، زیرا خداوند در قرآن کریم، به کرّات به مظاهر دنیا قسم یاد می کند، حتی دوست داشتن دنیا و مظاهر آن نیز مذموم نیست. طبیعی است که انسان فرزند، پدر و مادر و خانه و ... را دوست داشته باشد، بلکه آنچه که مذمت شده هدف واقع شدن دنیاست، به نحوی که برای به دست آوردن دنیا، حق و ناحق شود، نزول و رشوه و اختلاس و ... و در یک کلمه خدا فراموش شود.
به عنوان مثال:
ورزش کردن برای یک دانش آموز، ناپسند نیست. حتی دوست داشتن ورزش هم مذموم نیست. زمانی ورزش ناپسند خواهد بود که تمام فکر و ذهن آن محصل را درگیر کند به نحوی که از درس خواندن غافل شود.
«چیست دنیا از خدا غافل شدن
نی قماش و نقره و فرزند و زن
مال را کز بحر دین باشی حمول
نعم مال صالح خواند آن رسول
آب در کشتی هلاک کشتی است
آب در بیرون کشتی پشتی است
چون که مال و ملک را از دل براند
زان سلیمان خویش جز مسکین خواند».(1)
پس نوع نگاه انسان به دنیا موضوعیت دارد. گاهی اوقات همین لباس خشن و غذای اندک و گوشه نشینی هم حجاب انسان می گردد، و باعث فراموشی خدا و آخرت و ایجاد حالت عجب و ریا و... می گردد. گاهی هم داشتن مال فراوان، چون هدف نیست و وسیله است برای رسیدن به کارهای آخرتی، هیچ مانعیتی ایجاد نمی کند.
آن دنيايى بد و مذموم است كه هدف و غايت انسان قرار گيرد و انسان به آن «نگاه استقلالى» داشته باشد؛ اما دنيايى كه در جهت كسب آخرت و مقامات معنوى مورد استفاده واقع شود و با«نگاه ابزارى» به آن، وسيلهاى براى رسيدن به قرب الى الله قرار گيرد نه تنها مذموم نيست كه توصيه هم مىشود.
حضرت امیر (علیه السلام) می فرمایند: «مَنْ اَبْصَرَ بِها بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ اَبْصَرَ اِلَيْها اَعْمَتْه (2) كسى كه (به ديده عبرت) به آن نگريست دنيا او را آگاه كرد، و كسى كه به سوى (زينتهاى آن) خيره شد دنيا او را نابينا گردانيد.»
اگر با ديده عبرت بين به دنيا نگاه كرديم، دنيا پندها و درسهاى فراوانى به ما خواهد داد، اما اگر در خود آن خيره شديم و غرق در لذتها و شهوات آن گشتيم ما را كور خواهد كرد.
عينك براى آن است كه انسان بهتر ببيند. راه بهتر ديدن با عينك هم آن است كه از پشت شيشههاى آن به اشيا و دنياى اطرافمان نگاه كنيم. اگر كسى به جاى نگاه از پشت عينك، به خود عينك و شيشههاى آن خيره شود چه خواهد شد؟ آيا چيزى و كسى و جايى را خواهد ديد؟ هرگز.
بر همین اساس است که در اسلام سفارش به کار و فعالیت های اقتصادی شده است تا جامعه اسلامی، یک جامعه توانمند، مستقل، پویا و توانگر باشد.
البته دستورات اسلامی را باید به نحو جمعی ملاحظه نمود، اسلام عزیز همان طوری که به تلاش اقتصادی و دعا برای افزایش رزق و روزی توصیه می نماید، در عین حال تاکیدات فراوانی نیز نسبت به انفاق، باقیات الصالحات، رسیدگی به حال محرومان و نیازمندان، خدمت به خلق و... دارد. تا نشان دهد که انباشت مال و سرمایه موضوعیت ندارد، بلکه باید تلاش شود تا از این ابزار، آخرت خود را آباد نماییم.
یا اگر بحث قناعت را مطرح می نماید، روشن باشد که این امر مربوط به قناعت در مصرف است نه قناعت در تولید.
بنابراین افزایش رزق و روزی و دعای برای به دست آوردن آن، به خودى خود بد نيست، آنچه این امور را بد جلوه می دهد، استفاده ناصحيح برای به دست آوردن دنیا می باشد.
📚 پی نوشتها:
1. مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول.
2.شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، هجرت، قم، 1414ق،ص106.
🔰 @p_eteghadi 🔰
14_SEMO-Mohammadi-Pasokh_Be_Soalate_Eteghadi_(51).mp3
4.79M
پرسش و پاسخ اعتقادی
🔹حجه الاسلام #محمدی
جلسه 51 - نقش امام حسین (ع) در جلوگیری از انحرافات
🔰 @p_eteghadi 🔰
❓با توجه به فرمودهی امام رضا(ع) که به اباصلت هروی میفرماید: ... هر کسی نزد قبرم نماز بخواند مورد مغفرت و رحمت الهی قرار خواهد گرفت، آیا نماز خاصی وجود دارد که میتوانیم در حرم حضرت بخوانیم؟ یا منظور هر نمازی است؟
🎤در ارتباط با این پرسش باید گفت:
در برخی از روایات، به صورت کلی توصیه به نماز و دعا در کنار قبور امامان(ع) شده است که طبیعی است در اینگونه موارد، زائر در خواندن نماز مخیر است و میتواند هرگونه نمازی را که میخواهد بخواند.[1]
در برخی روایات، توصیه به نمازی با آداب و کیفیت خاص شده است که در این موارد لازم است همانگونه که سفارش شده است خوانده شود.
متن روایت مورد پرسش این است:
«عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِیِّ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع یَقُولُ إِنِّی سَأُقْتَلُ بِالسَّمِّ مَظْلُوماً وَ أُقْبَرُ إِلَى جَنْبِ هَارُونَ وَ یَجْعَلُ اللَّهُ تُرْبَتِی مُخْتَلَفَ شِیعَتِی وَ أَهْلِ مَحَبَّتِی فَمَنْ زَارَنِی فِی غُرْبَتِی وَجَبَتْ لَهُ زِیَارَتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ الَّذِی أَکْرَمَ مُحَمَّداً ص بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَاهُ عَلَى جَمِیعِ الْخَلِیقَةِ لَا یُصَلِّی أَحَدٌ مِنْکُمْ عِنْدَ قَبْرِی رَکْعَتَیْنِ إِلَّا اسْتَحَقَّ الْمَغْفِرَةَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ یَلْقَاهُ ...». [2]
عبد السلام هروی(ابا صلت) میگوید: از امام رضا(ع) شنیدم که میفرمود: به زودی با زهر ستم کشته خواهم شد و در کنار هارون به خاک سپرده میشوم، و خدای متعال مزار مرا محل آمد و رفت شیعهی من و اهل محبت من قرار خواهد داد. پس هر کس مرا در غریبیام زیارت نماید بر من واجب است که در قیامت به دیدار او آیم و قسم به آنکس که پیامبر(ص) را با نبوت کرامت بخشید و او را از میان تمام مردم برگزید، هیچکس از شما نزد قبر من دو رکعت نماز نمیخواند، مگر در روز ملاقات با پروردگار، سزاوار بخشش او خواهد شد.
با توجه به سیاق روایت که در مورد زیارت و میزان ثواب آن بیان شده است و نیز با توجه به تأکید بر کلمهی «رکعتین» و دو رکعتی بودن نماز، میتوان گفت که روایت، ناظر به نمازهای مستحبی است که برای زیارت آنحضرت(ع) به پا داشته شده و ثوابش نثار آن امام(ع) میشود.[3] و در این روایت، جز همان دو رکعت نماز عادی مستحبی، به خصوصیت دیگری برای آن نماز اشاره نشده است.
البته خواندن نمازهای واجب نیز در مکانهای مقدس بر ارزش آن خواهد افزود، اما آنچه از این روایت برداشت میشود، خواندن دو رکعت نماز ساده مستحبی است.
📚 منابع
[1]. «ثواب نماز در مسجد الحرام و مسجد النبی»، 44496؛ «استحباب خواندن نمازهای واجب و مستحب در مکانهای متعدد»، 55273.
[2]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، محقق، مصحح، لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 227، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1378ق.
[3]. ر. ک: «خواندن نماز زیارت بعد از زیارت ائمه اطهار»، 37163؛ «غسل و نماز زیارت»،4530.
🔰 @p_eteghadi 🔰
❓آیا خداوند بیشتر آیات قرآن را در پاسخ به احساسات پیامبر(ص) نازل کرد؟
🎤اگرچه قرآن کریم به تدریج و با توجه به نیازها و حوادث پیرامونی نازل شد،[1] و از طرفی، احساسات پیامبر(ص) نیز در جهت هدایت مردم به راه خیر و سرانجامی نیک بود، اما نباید گمان کرد هر آنچه پیامبر(ص) در دلش میخواست، بدون درنگ وحى نازل میشد و خواستههای آنحضرت را در قالب آیه و سورهای عرضه میکرد؛ زیرا آیات متعددی وجود دارد که در خلاف جهت احساسات پیامبر(ص) است؛ مانند:
گروهى از منافقان نزد پیامبر(ص) آمدند و پس از بیان عذرهاى گوناگون و حتى سوگند خوردن، اجازه خواستند که آنها را از شرکت در جنگ تبوک معذور دارد، و پیامبر به این عده اجازه داد، اما خداوند در قرآن، پیامبرش را مورد عتاب قرار داد[2]:
«عَفَا اللَّهُ عَنْک لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى یتَبَینَ لَک الَّذِینَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْکاذِبِینَ»؛[3]
خداوند تو را ببخشد! چرا به آنها اجازه دادى؟! پیش از آنکه چهره راستگویان برایت روشن شوند و دروغگویان را نیز بشناسى؟!
پیامبر اسلام(ص) آنچنان نسبت به مردم، دلسوز و در انجام رسالت خویش اصرار و پافشارى داشت که وقتی کفار و مشرکان در برابر ندای توحیدی مقاومت میکردند، از روی دلسوزی بسیار برای سرانجامشان ناراحت میشد؛ لذا خدای متعال به ایشان میگوید: شاید از اینکه آنها ایمان نمیآورند، میخواهی خودت را هلاک سازى؟!
«لَعَلَّک باخِعٌ نَفْسَک أَلاَّ یکونُوا مُؤْمِنینَ».[4]
از آنجا که پیامبر(ص) گاه به جهت عشق به فراگیرى قرآن و حفظ آن براى مردم، به هنگام دریافت وحى عجله میکرد و مهلت نمیداد تا جبرئیل کاملا سخن خود را تمام کند،[5] در قرآن چنین به او تذکر داده میشود: «وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یقْضى إِلَیک وَحْیهُ»؛[6] و پیش از آنکه وحی به پایان رسد در خواندن قرآن شتاب مکن.
«ما کانَ لِنَبِی أَنْ یکونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى یثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیا وَ اللَّهُ یرِیدُ الْآخِرَةَ...»؛[7] هیچ پیامبری را شایسته نیست که اسیرانى داشته باشد تا در زمین کشتار بسیارى کند، شما عوارض دنیا را میخواهید ولى خداوند پاداش آخرت را (براى شما) میخواهد...
این آیه بر خلاف نظر اولیه پیامبر(ص) نازل شد.
«لا یحِلُّ لَک النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَک حُسْنُهُنَّ إِلاَّ ما مَلَکتْ یمینُک...»؛[8] پس از این، دیگر هیچ زنى بر تو حلال نیست و نباید که همسران دیگری را جانشین همسران موجود نمایی، اگرچه از زیبایى آنان شگفتزده شوی، مگر کنیزان.
و ...
📚 منابع:
[1]. «نزول قرآن، مراتب و فلسفۀ تدریجی بودن آن»، 4595؛ «سال اتمام نزول قرآن»، 2995.
[2]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، ج 7، ص 428، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[3]. توبه، 43.
[4]. شعراء، 3.
[5]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی، محمد جواد، ج 7، ص 51 – 52، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش؛ ر. ک: «منع پیامبر(ص) از تکرار کلمات جبرئیل هنگام نزول قرآن»، 85870.
[6]. طه، 114.
[7]. انفال، 67.
[8]. احزاب، 52.
🔰 @p_eteghadi 🔰