7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاروان ارواح انقلابی در یزد👻
#ارواح_جانفدای_ایران
کار مشترک خودمون با تیم رسانه ای لومِن⛅️
از ما روح هایی به جا می ماند که عاشق وطن هستند
قرار🌱
پاتوق قــــرار 🌱
کاروان ارواح انقلابی در یزد👻 #ارواح_جانفدای_ایران کار مشترک خودمون با تیم رسانه ای لومِن⛅️ از ما
حتی روح هامون هم پای ایران میمونن.
مارو از چی میترسونی داداش ؟🇮🇷☠
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ورژن لگوییش باشه ؟💪🦦
#ارواح_جانفدای_ایران
#قرار🌱
.
تصمیم گرفتیم برای تعدادی از دوستامون هدیه درست کنیم
برای یه نویسنده چی جذاب تر از نشانگر کتاب 😌🤌🏻
و این شد نتیجه کارمون💆🏻♀𐙚
.قرار🌱
گزارشی از پاتوق در تاریخ ۱۴۰۵/۳/۱۳
ساعت ۱۱:۳۰ بود که می خواستم برم حموم ولی زیاد وقت نداشتم (۳۰دقیقه)
تا از حموم در اومدم که حاضر شم با اعتراضات شدید مامانم رو به رو شدم که چرا دارم اینقدر دیر میرم.
خلاصه هرجور بود مامانم منو از خونه بیرون کرد
و با اسنپ راهی پاتوق قرار شدم.
حدودای ساعت یک بود که رسیدم
و هم زمان با من محیا هم با خواهر کوچولوی نازش رسید.
وقتی وارد پاتوق شدیم انتظار داشتم همه از جمله خانم استادیان اونجا باشن ...
اما با قیافهی خشمگين سها که گفت دیگه قرار نیست آن تایم باشه روبرو شدیم .
زمان گذشت و بالاخره یاسمین با یک عدد کیک خونگی جلوی در ظاهر شد🎂
و بعدشم خانم استادیان با قیافهای گرسنه که اصلا هم ترسناک نبود وارد شدن......🚶♀
وقتی که تقریباً همه بچهها رسیده بودند
تصمیم به شروع کلاس با آقای دشتی گرفتیم .
آقای دشتی چرخ رنگ چند تا از بچهها رو
بررسی کردن گفتن خوبه
ولی هیچ کدوم از اون سه رنگ
( آبی ، قرمز ، زرد) اصلی نیستند.
و چون تقریبا همه که برای بار چندم گیج شده بودن که رنگهای اصلی باید چه جوری باشه، آقای دشتی تصمیم به نشون دادن رنگِ ، رنگهای اصلی توی گوشیشون گرفتن
و اون رنگها واقعاً زیبا بودند . . .
آقای دشتی سر کلاس گفتند
که باید ۶ تا جدول ۲ در ۱۸ بکشیم که اون ۶ رنگ رو توی جدول( آبی ، قرمز ، بنفش ، سبز ، زرد ، نارنجی) با رنگهای سفید و سیاه به اندازههای مختلف( کم ، به زیاد ) قاطی کنیم.
موقع کشیدن جدول خیلی زمان گرفته شد
چون کلاً دو تا خط کش بیشتر نداشتیم
و همه مجبور بودیم با همون دو تا کارمون
رو راه بندازیم بعد از مدتی که انگار ۱۰ سال
گذشته بود🌄
غذا رسید بچهها که با گشنگی منتظر غذا بودند . . . .
با قیافه وا رفته خانم استادیان روبرو شدن
خانم استادیان:((وااای بچه ها ما یادمون رفته بود که به اقای دشتی بگیم چی بخرن))
مشکل اینجا بود که تو دست خانم استادیان
به جای خوراک سوسیس همبر بود و اینجا بود که آقای دشتی با اعتراضات بسیار شدید بچهها روبرو شدند...
اما اون اعتراضات، اعتراضاتِ معمولی نبودن!!!!
این اعتراضات زیاد از سوی چند آدم به شدت گشنه سرچشمه میگرفت.🙇
اما همه (به جز یک نفر) از شدت گشنگی با همون همبرگ کنار اومدیم و بعد از غذا
کلاس روال عادیش رو طی کرد.
و بعد از گذشت ۵ ساعت
کلاس به پایان رسید.
و آقای دشتی خداحافظی کردن
و اونجا بود که سها عکسهای بچگیش رو درآورد..........
نویسنده: آلا فرقانی_۱
#هنرمندـروایتـمیکند
دیری ری ری رین رین رین
(با لحن بوخوند)
گزارش داریم و چهارشنبه های دل اَََََنگیزززززز
پاتوق قــــرار 🌱
قرار🍃🌱
من ناهار اون روز هنوز رو دلم مونده !😭
پ ن : وی دشمن سفت و سخت برگر بود و با دیدن اینکه پولش رفت و به جا خوراک سوسیس همبر رسید ، در جا همانجا جان داد .