گزارشی از پاتوق در تاریخ ۱۴۰۵/۳/۱۳
ساعت ۱۱:۳۰ بود که می خواستم برم حموم ولی زیاد وقت نداشتم (۳۰دقیقه)
تا از حموم در اومدم که حاضر شم با اعتراضات شدید مامانم رو به رو شدم که چرا دارم اینقدر دیر میرم.
خلاصه هرجور بود مامانم منو از خونه بیرون کرد
و با اسنپ راهی پاتوق قرار شدم.
حدودای ساعت یک بود که رسیدم
و هم زمان با من محیا هم با خواهر کوچولوی نازش رسید.
وقتی وارد پاتوق شدیم انتظار داشتم همه از جمله خانم استادیان اونجا باشن ...
اما با قیافهی خشمگين سها که گفت دیگه قرار نیست آن تایم باشه روبرو شدیم .
زمان گذشت و بالاخره یاسمین با یک عدد کیک خونگی جلوی در ظاهر شد🎂
و بعدشم خانم استادیان با قیافهای گرسنه که اصلا هم ترسناک نبود وارد شدن......🚶♀
وقتی که تقریباً همه بچهها رسیده بودند
تصمیم به شروع کلاس با آقای دشتی گرفتیم .
آقای دشتی چرخ رنگ چند تا از بچهها رو
بررسی کردن گفتن خوبه
ولی هیچ کدوم از اون سه رنگ
( آبی ، قرمز ، زرد) اصلی نیستند.
و چون تقریبا همه که برای بار چندم گیج شده بودن که رنگهای اصلی باید چه جوری باشه، آقای دشتی تصمیم به نشون دادن رنگِ ، رنگهای اصلی توی گوشیشون گرفتن
و اون رنگها واقعاً زیبا بودند . . .
آقای دشتی سر کلاس گفتند
که باید ۶ تا جدول ۲ در ۱۸ بکشیم که اون ۶ رنگ رو توی جدول( آبی ، قرمز ، بنفش ، سبز ، زرد ، نارنجی) با رنگهای سفید و سیاه به اندازههای مختلف( کم ، به زیاد ) قاطی کنیم.
موقع کشیدن جدول خیلی زمان گرفته شد
چون کلاً دو تا خط کش بیشتر نداشتیم
و همه مجبور بودیم با همون دو تا کارمون
رو راه بندازیم بعد از مدتی که انگار ۱۰ سال
گذشته بود🌄
غذا رسید بچهها که با گشنگی منتظر غذا بودند . . . .
با قیافه وا رفته خانم استادیان روبرو شدن
خانم استادیان:((وااای بچه ها ما یادمون رفته بود که به اقای دشتی بگیم چی بخرن))
مشکل اینجا بود که تو دست خانم استادیان
به جای خوراک سوسیس همبر بود و اینجا بود که آقای دشتی با اعتراضات بسیار شدید بچهها روبرو شدند...
اما اون اعتراضات، اعتراضاتِ معمولی نبودن!!!!
این اعتراضات زیاد از سوی چند آدم به شدت گشنه سرچشمه میگرفت.🙇
اما همه (به جز یک نفر) از شدت گشنگی با همون همبرگ کنار اومدیم و بعد از غذا
کلاس روال عادیش رو طی کرد.
و بعد از گذشت ۵ ساعت
کلاس به پایان رسید.
و آقای دشتی خداحافظی کردن
و اونجا بود که سها عکسهای بچگیش رو درآورد..........
نویسنده: آلا فرقانی_۱
#هنرمندـروایتـمیکند
دیری ری ری رین رین رین
(با لحن بوخوند)
گزارش داریم و چهارشنبه های دل اَََََنگیزززززز
پاتوق قــــرار 🌱
قرار🍃🌱
من ناهار اون روز هنوز رو دلم مونده !😭
پ ن : وی دشمن سفت و سخت برگر بود و با دیدن اینکه پولش رفت و به جا خوراک سوسیس همبر رسید ، در جا همانجا جان داد .
هدایت شده از باشگاه رشد نوجوان یزد
📣خبر خوش:
اگه فکر میکنی تو رشته های زیر استعداد داری
🤝پس به امید اضافه شو...
📌رشته های:
📷 عکاسی
📽 مستند سازی(ویژه پسران)
🎨 هنرهای تجسمی
📝 شعر
🖊 نویسندگی(ویژه پسران)
❇️ ویژه پایه هشتم تا دهم ❇️
❗️آخرین مهلت ثبتنام، تا نیمه تیر ماه
همین حالا برو تو لینک ثبت نام و کار رو تموم کن 😉 👇
https://survey.porsline.ir/s/oMpBCESN
هر سئوالی داشتی ما اینجاییم 👇
📲 @Bashgah_roshd_yazd
📞 09134503476
اگر می خوای بدونی تا حالا چه کارای خفنی توی باشگاه رشد کردیم
کافیه همین الان به کانالمون سر بزنی👇
🆔 @omid_yazd
یه فرصت خاص که بعید میدونم دیگه به این زودی ها پیش بیاد .... ایجاد شده که بتونید شما هم یکی از اعضای باشگاه رشد نوجوان بشید
باتوجه به این که زمان و ظرفیت محدوده
تا فرصت از دست نرفته ثبت نام کنید و به دوستاتون هم معرفی کنید
🌱
پاتوق قــــرار 🌱
یه فرصت خاص که بعید میدونم دیگه به این زودی ها پیش بیاد .... ایجاد شده که بتونید شما هم یکی از اعضای
من که عضو باشگاه رشدم و راضی بودم 🦦😂
#رضایت_مشتریییی
هدایت شده از باشگاه رشد نوجوان یزد
📣خبر خوش:
اگه فکر میکنی تو رشته هنرهای تجسمی استعداد داری
🤝پس به امید اضافه شو...
⭐️ ویژه دختران
❇️پایه هشتم تا دهم ❇️
❗️آخرین مهلت ثبتنام، تا نیمه تیر ماه
همین حالا برو تو لینک ثبت نام و کار رو تموم کن 😉 👇
https://survey.porsline.ir/s/oMpBCESN
هر سئوالی داشتی ما اینجاییم 👇
📲 @Bashgah_roshd_yazd
📞 09134503476
اگر می خوای بدونی تا حالا چه کارای خفنی توی باشگاه رشد کردیم
کافیه همین الان به کانالمون سر بزنی👇
🆔 @omid_yazd
"بسم الله الرحمن الرحیم"
یازهراسلام الله علیها
به عقیدهِمن وقایع مانند قاشقِکوچکِچاییخوری میان لیوان کمرباریک تا لبه،چایِلبسوز مادربزرگ میماند.و لیوانِکمرباریک ظرفیست که رابطه را درخود نگه میدارد.
قاشقِچایخوری مثل یک اتفاق بیرحمانه درچای فرو میرود و آرامش داغ چای را بهم میرزد.
بعضی قطرات از این تلاطم گردبادگونه کلافه میشوند و با هر همی که به چای میخورد به بیرون پرتاب میشوند.
اما آنها که میمانند بعد از این،لحظات شیرینتری را باحل شدن نباتدوآتیشه میان ذراتشان لمس میکنند.
مثل جمعی که درکنار هموبههمراه آرامش درلیوانِکمرباریک میگذرانند و از قضا هفته پیشش کلی لاو ترکاندند که هیچجا لیوان خودمان نمیشود و دقیقا درهمان لحظات یک صاعقه مانند قاشق چاییخوری بهنام "ناهماهنگی" آرامش چای را بهم میریزد.
مواجه با قاشق چایخوری از هرمولوکول چای متفاوت است،مولوکولی کلافه میشودولیوان را لفت میدهد،مولوکولی دیگر سفتخودرا به بلور کف لیوان چسبانده تا پرت نشود،مولوکولیتصمیم میگیرد حرف بزند و مولوکول دیگری به همراه قاشق فقط هممیخورد.
اتفاق قابل توجه ارامش بعد از بیرون رفتن قاشقِچاییخوری است،لحظهای که چایِسرخِلبسوزِلبدوز درکنار نبات دوآتیشه شیرین شده و جلوی تلوزیون چهاردهاینچ خانه مادربزرگ درکنار هندوانه هب شده درپیشدستی گل سرخی جهاز مادربزرگ درحالی که پرتو نور افتابِبعداز ظهر از لای پرده های خانه مادربزرگ هارمونی جالبی ایجاد کرده آرامش جدیدی را تجربه میکند که تاقبل از این نداشته.
میخواهم بگویم صاعقهها،قاشق چایخوری ها و اتفاقات بد همه و همه میگذرند و این مولکول های چای هستند که با جفت شدن با مولکول های دیگر بعد از رفتن قاشق لحظه های بهتری را زیست میکنند.
و نتیجه را میشود این گرفت که اتحاد رمز رسیدن به" آرامش بعد از طوفان است" چون اساسا طوفان گذراست و کسیکه میماند میشود نقش اصلی تراژدی حوزه هنری پس حرف زدن بعد از مشکلات و تلاش برای ایجاد اتحاد خوب است و خوبتر اینکه این هنر را یادبگیریم،چون اگر کسی قرار باشد اینجارا درست کند آن خودِ ماییم.
پاتوق هنرهایتجسمی بعد از پیشامدن بحثی کوچک جلسهای برگزار کرد و با بیان انتقادات به راهحلی بهتر برای اداره پاتوق رسید؛باشد که رستگار شویم.
#هنرمندـروایتـمیکند
زهرا سادات فاطمی پناه -⁵
برگزیده شدیم برای انجام یه ماموریت خاص 😎🔫 ..