#گلزار_شهدای_کرمان
#روایت_خادم_الشهدا
🌺بوسه بر عکس سردار🌺
🔵فرید ودوستانش از روسیه به کرمان آمده بودند، فقط به عشق زیارت سردار دلها،شهید حاج قاسم سلیمانی ویارانش. او پزشک اطفال بود و دوستانش تاجر. می گفت: چند وقت پیش خواب حاج قاسم را دیده، خیلی زیبا بوده، آرزو کرده که ای کاش هرچه زودتر حاجی را ببیند،.. و حالا به آرزویش رسیده بود. باورش نمی شد که در کرمان است! می گفت: خواب می بینم، باورم نیست...از عمق وجود حرف می زد و از آمالش می گفت...
🔹آرزوی شهادت داشت، از ما خواست که برای شهادتش دعا کنیم. دعا کردیم و او آمین گفت. عقیده داشت وقتی چشم به نامحرم می افتد، آدمی از شهادت دور میشود... هرزه گردی چشم را مانع بزرگی در رسیدن به شهادت می دانست .
🔹خاک مزار حاج قاسم را به عنوان هدیه از ما طلب کرد. وقتی مقداری از خاک مزار را درون شیشه به او هدیه دادیم، بر آن بوسه زد و از ما تشکر کرد. پارچه متبرک امام حسین(ع) را که گرفت بر آنها هم بوسه زد. عکس حاج قاسم را برای حسینیه شان در روسیه به عنوان هدیه که گرفت بر آن هم بوسه زد... قطعه ای از پیراهن حاج قاسم نیز نصیب آنها شد...
🔹نظرشان را در باره حاج قاسم که پرسیدم، اینگونه پاسخ دادند...
✅ @vaslekhooban