#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده هفتم: پروپوزال، کابوسی واقعی!
صحنه: اتاق دانشجو 👈 با میز کاری پر از کاغذهای پراکنده، فنجانهای چایی خالی و یک لپتاپ روشن که صفحه نمایشش پر از مطالب بهم ریخته است. دانشجو با موهایی ژولیده و چشمانی قرمز 👩🎤 روی صندلی نشسته و به سقف خیره شده است.
دانشجو (با لحنی خسته و ناامید) 🥱: پروپوزال لعنتیییی! انگار دارم یه سفینه فضایی طراحی میکنم! این همه فیش، این همه سؤال بی پاسخ، این همه متغیر! من که دیگه نمیفهمم کدوم سر 👨به کدوم بدن وصل میشه! انگار یه سیاهچاله منو به داخل خودش کشیده! از بس توش گشت زدم، دیگه نمیفهمم کدوم مطلب مربوط به کدوم قسمته! دارم دیوووونه میشم! روحی جون 👻 کجاااااایی به دادم برسی!؟
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 ادامه داره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری
#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده هشتم: پروپوزال، نقشه گنجی که گم شده! 🏵
به محض اینکه دانشجو روحی رو صدا کرد، روح کتابخونه 👻 رو مقابل خودش دید: آروم باش باباااا! یه نفس عمیق بکش. این همه استرس به خودت راه نده. یادت باشه، پروپوزال نوشتن یه جور ماجراجوییه، مثل پیدا کردن یه مورچه 🐜 تو یه تپه شنی 😅 تو باید با دقت و حوصله راهتو پیدا کنی. این رو بدون اگه یه پروپوزال خوب بنویسی یعنی نصف راه رو رفته ای!
دانشجو: آررره، آرررره! چه حوصله و صبری؟ من که الان بیشتر شبیه یه جوجه تیغیِ 🦔 سرگردون تو این جنگل مقالهها و کتابهام!
روحی: یه چایی بریز ☕️ و بیا بشینیم و با هم یه نقشه راه بکشیم. ببینیم دقیقا چه کارهایی باید انجام بدی؟ اول از همه، به همهٔ قسمت های پروپوزال یه نگاه کلی بنداز. بعد، هر کدوم رو که راجع بهش مطلب داری کامل کن.
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 ادامه داره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری
#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده نهم: پروپوزال؛ هیولایی 🦅 که باید شکست داد!
دانشجو: آهان، این که خوبه! ولی بقیه قسمت ها چی؟ اونا که انگار از یه سیاره🪐 دیگه اومدن!
روحی: خُب، برای اونایی که جوابشون رو نمیدونی، باید بری سراغ منابع مختلف. کتابها، مقالات، پایاننامهها و هر چیزی که بتونه بهت کمک کنه.
دانشجو: آخخخ، چه لطیفهی خنده داری گفتی 🥴 این که یعنی دوباره کلی وقت بذاری و کلی مطلب بخونی! 😡
روحی: آره، متاسفانه اینجوریاست 😉 اما یادت باشه، هر چقدر بیشتر بخونی و تحقیق کنی، پروپوزال بهتر و قوی تری می تونی بنویسی.
دانشجو (با لحنی خستهتر 😫 از قبل): باشه، باشه. ولی من دیگه حوصله ندارم. دلم میخواد همهی این کاغذها رو آتیش 🔥 بزنم و بی خیال پایان نامه بشمممم!
روحی: آروم باش! خیالت راحت، من همیشه پشتتم 👻 حالا بیا شروع کنیم!
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 ادامه داره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری
#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده دهم: پروپوزال، قاتل آرامش 🦹♀️
دانشجو لیوان چایی ☕️ که یخ کرده بود رو با بی میلی سر کشید و با نگاهی ناامیدانه به روحی خیره شد. روح کتابخونه با لبخندی شیطنتآمیز 🤪 گفت: حالا بریم سراغ بخش اول پروپوزال، یعنی تبیین مسئله. بیان مسئله به همراه اهمیت و ضرورت اون مسئلهای که انتخاب کردهای، مثل یه قلعهی مستحکم باید باشه که کل پروپوزال رو محافظت کنه. باید موضوعتو به طور واضح و دقیق معرفی کنی، اهمیتش رو بگی و اینکه چرا این موضوع ارزش مطالعه داره. 👨💻
دانشجو با نگرانی گفت: آخه من که هنوز دقیقاً نمیدونم چطوری باید این کارو بکنم!
روحی 👻 با صبر و حوصله توضیح داد: اصلا سخت نیست! تو باید داخل این قسمت به این سوال جواب بدی که چرا این موضوع و مسئله ای که انتخاب کرده ای، مهمه و این بحث چه تاثیری روی علم و جامعه میتونه داشته باشه؟!
دانشجو با غیظ و عصبانیت گفت: عههههه غیب گفتی! نمی دونستم! 😉 😠
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 ادامه داره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری
#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده یازدهم: پاره شدن طلسم پروپوزال😎
روح کتابخونه با چشمانی درخشان 👽 و لبخندی شیطنتآمیز ادامه داد: وقتی گفتی چرا موضوعت مهمه و چرا این موضوع رو انتخاب کرده ای؛ بعدش باید بری سراغ سوالات اصلی و فرعی! اینا مثل کلیدهای گنجینهن که باید درست پیداشون کنی تا به جوابهای خوبی برسی. سوال اصلیات باید محوریت موضوعت رو مشخص کنه و سوالات فرعی هم مثل راهنماهای کوچیک بهت کمک میکنن تا در جزئیات گم نشی 👈 بعدش باید فرضیاتت رو مثل نقشهای بکشی که بهت نشون بده تو کدوم مسیر میری 🏃♂️
دانشجو گفت: ای وااای مشکل چندتا شد!!😫
روحی بهش گفت: اصلا می دونی ❓ فقط یه راه داری از این سردرگمی دربیایی! برو توی کانال مهارت پژوهشگری و هر مطلبی خواستی، هشتگش رو سرچ کن 😅 💪 من دیگه گیجت نمیکنم! 😠
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 ادامه داره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری
#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده دوازدهم: از کتابخانه تا مِتاوِرس 🤖
دانشجو با راهنمایی های روح کتابخانه و با استفاده از مطالب کانال مهارت پژوهشگری 😅 پروپوزالش رو نوشت و حالا وقت این بود که بره سروقت نگارش پایان نامه ✍️ ولی باز هم سردرگم بود و عصبی 😩
در همین لحظه، روح کتابخونه 👻 با یک فنجان کاپوچینو و یک عینک عجیب غریب ظاهر شد و با خندهای شیطنتآمیز 🥶 گفت: میبینی؟ هر مشکلی که داشته باشی، جوابش توی این کانال هست 👌 حالاااا آمادهای برای یک سفر هیجانانگیز به دنیای هوش 🧠 مصنوعی؟ این عینکو بزن به چشمت 😎
دانشجو با هزار ترس و امید، عینک رو گذاشت رو چشماش. آخه از این جادو جنبلا خیلی میترسید! یهوووو ... خودش رو توی یه دنیای دیگه دید؛ یه شهر زیبا و همه چی تموم! 🏘 پر از رُباتای بامزه و ماشینایی 🚕 که راننده نداشتن! مردمم که دیگه نگو! با یه عینکایی 🕶 که انگار از فضا اومده بود تو فضای مجازی غرق شده بودن و با دوستاشون تو اون ور دنیا چت میکردن ...
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 ادامه داره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری
#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده سیزدهم: رازهای پنهان دنیای مِتاوِرس ☠️
🎓 دانشجو با شور و شوق فراوان توی دنیای متاورس می چرخید و به هر کسی می رسید یه مصاحبه 🎤 می گرفت. همه برای خودشون داستانی برای گفتن داشتن و دوست داشتن از تجربیات زندگی شون با هوش مصنوعی بگن.
جوانی که دستش توی دست یه ربات 🤠 بود و با هم راه می رفتند از امکانات بینهایت دنیای مجازی و ارتباطات گستردهای که به لطف هوش 🧠 مصنوعی برقرار شده، تعریف میکرد و میگفت: با هوش مصنوعی، دیگه مرزی وجود نداره. میتونم با هر کسی، در هر کجای دنیا 🌏 هر موضوعی رو صحبت کنم. 💪
در مقابل، یه پیرمرد نگرانیهای خودش رو داشت و میگفت: همه چیز خیلی سریع داره تغییر میکنه. من دیگه نمیتونم با این همه تکنولوژی جدید کنار بیام! 🤷♂️
دانشجو 🧑🎓 داشت تک تک این مصاحبه ها رو با قلم نوری در آی پدش می نوشت و ثبت و ضبط می کرد که ناگهان روحی جون 👻 دوباره ظاهر شد ...
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 ادامه داره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری
#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده چهاردهم: دادهکاوی در مِتاوِرس 🦹♀️
روحی جون 👻 گفت: به! به! می بینم که سخت مشغول تحقیق و مصاحبه و جمع آوری داده ها هستی؟ 🕵️♀️
دانشجو گفت: آره، دارم مصاحبه 🎤 می گیرم ببینم مردم چطور با این دنیای جدید کنار میان و هوش 🧠 مصنوعی با زندگی شون چه کرده!
روحی جون خندهی معناداری کرد و گفت: آفرین! همینطوری می تونی اطلاعات زیادی جمع آوری کنی و بعد با تحلیل شون پایان نامه ات رو بنویسی. 💪
دانشجو با ذوق گفت: آرررره، دقیقاً! دارم یه پایگاه دادهی عظیم از نظرات مردم راجع به متاورس و هوش مصنوعی درست می کنم. 🧾
در همین حین، پیرمردی با موهای سفید 👨🦳 و عینکی ته استکانی 👓 از کنارشون رد شد و در حالی که مدام می زد روی صفحهی تبلتش؛ می گفت! اَه! این دکمه چیه؟ این پیام چیه برام اومده؟ چطور بخونمش؟ من که هیچی سر در نمیارم! 😖
روحی جون اخمی به دانشجو کرد و گفت: ببیننننن 🧐 اینم یه نمونه از مشکلاتی که هوش مصنوعی می تونه ایجاد کنه. یه عده از تکنولوژی عقب میمونن و زندگی شون مختل می شه! باید این نوع "مشاهدات" رو هم حتما ثبت کنی تا پایایی و روایی داده هات زیر سوال نره! ✍️
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 ادامه داره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری
#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده پانزدهم: هوش مصنوعی؛ بردهی دادهها یا فرمانروای اطلاعات؟ 🧙♂️
دانشجو 🎓 با اشتیاق گفت: ممنون چه نکات خوبی گفتی بهم 🙏 ولی به نظرت هوش مصنوعی چقدر میتونه آینده رو پیشبینی کنه!؟
روحی جون 👻 با نگاهی زیرکانه و چهرهای جدی، سرش رو خم کرد و گفت: نمی دونم 🧐 ولی یه نکتهی ریز هست که باید یادت باشه 👈 حتی ابرکامپیوترهای غولپیکر هم نمیتونن آینده رو با قطعیت پیشبینی کنن! دنیا پر از متغیرهای عجیبوغریب و ناشناختهست که میتونن همه چی رو تو یه چشم به هم زدن 👁 زیر و رو کنن! 🌪
دانشجو یه فکری کرد 🙄 و گفت: راست میگی روحی جون، آینده همیشه پر از ابهام و پیچیدگیه، ولی به نظرم میتونیم با استفاده از هوش 🧠 مصنوعی زندگی رو بهتر کنیم، مشکلات رو زودتر بشناسیم و راهحلها رو سریعتر پیدا کنیم. 👌
روحی جون خندید و سرش رو تکون داد: آفرین! 👏 این هم یکی از کدهایی هست که باید در پایان نامه ات بهش اشاره کنی ✍️ البتــــّـــه می تونی روی این موضوع هم کار کنی که: چطور هوش مصنوعی میتونه به دانشجوهای تنبل 🤠 کمک کنه تا پایاننامههاشون رو زودتر تموم کنن! 😂
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 ادامه داره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری
#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده شانزدهم: خطای ۴۰۴: کاربر در متاورس یافت نشد! 🤖
🧑🎓دانشجو با عینک مخصوصی 👓که روحی جون بهش داده بود داشت در دنیای متاورس مصاحبه هاشو می گرفت که ناگهان طوفانی 🌪 اومد و عینک از چشمش افتاد! وقتی چشمش 👀 رو باز کرد دید داخل اتاق مطالعه و روبروی لپ تاپش نشسته...
با یک آه عمیق 😲 عینک رو از روی زمین برداشت و گفت: اَه روحیجون 👻 چرا با این طوفان متاورسی، ارتباطم رو با اون دنیا قطع کردی؟! داشتم مصاحبه می گرفتم! و با چهرهای گرفته، دوباره عینک رو روی چشماش گذاشت و با امیدواری به صفحه لپتاپش خیره 👀 شد. اما این بار چیزی جز صفحه دسکتاپش 👨💻 رو نمیدید. ناامیدانه سرش رو روی میز گذاشت و زمزمه کرد: رووووحیجون، کجاااایی؟ من باید مصاحبهها رو کامل کنم!
در همین لحظه، یک نوتیفیکیشن ⚡️روی گوشیاش ظاهر شد با پیامی از روحیجون: نگران نباش دوست من. این اتفاقها تو دنیای مجازی خیلی عادیه 😂 بشین از مصاحبه هایی که گرفتی کدها رو استخراج و دادههاتو دسته بندی کن تا بقیهٔ مراحل رو بهت بگم.
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 ادامه داره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری
#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده هفدهم: خداحافظ متاورس، سلام دنیای واقعی!
🧑🎓دانشجو با دیدن پیام روحیجون 👻 لبخندی از روی رضایت زد. با ذوق و شوق به سراغ آی پدش رفت و شروع کرد به بررسی فایلهای مصاحبه 🎤 که در دنیای متاورس گرفته بود!
اما هر چه بیشتر دنبال دادهها میگشت، گیجتر 😵 میشد. فایلها همه خالی بودند! انگار که طوفان متاورسی 🌪 نه تنها ارتباطش رو با دنیای هوش مصنوعی قطع کرده بود، بلکه تمام دادههای مصاحبهها رو هم پاک کرده بود. 😤
اینجا بود که دانشجو فهمید دیگه باید از فضای مجازی و متاورس دست بکشه و وارد دنیای حقیقی بشه! دنیایی که داده هاش حقیقی باشن و قابل اعتبار سنجی!
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 ادامه داره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری
#داستانهایمنوپایاننامه 🤓
پرده هجدهم: تجربهای با طعم کتاب و آدمهای واقعی 🍬 📗🧃
دانشجو 🧑🎓 بعد از کلی غصه خوردن، تصمیم گرفت دیگه بی خیال هوشمصنوعی و روحی جون 👻 و متاورس و دادههای مجازیاش بشه. اولش یه کم دلش گرفت، اما بعد با خودش گفت: خُب، بیخیال! اینم یه تجربه بود دیگه! 🕵️♀️ برای همین صبحِ زودِ فردا با یه انگیزهی قوی رفت کتابخونه و بین اون همه کتابِ 📚 قدیمی و جدید، حسابی گم شد 👈 یه عالمه فیش برداشت و نوشت و نوشت و نوشت. بعضی وقتا هم زیر لب میگفت: آخ جون! دیگه لازم نیست نگران قطع شدن اینترنت باشم! 😅
بعدازظهرها هم شروع کرد به مصاحبه 🎤 با آدمای واقعی و اینکه هوش 🧠 مصنوعی چه تاثیری روی زندگی هاشون گذاشته! و بالاخره بعد از کلی مصاحبه و تحقیق، داده هاشو جمع کرد و پایاننامهش رو نوشت. 💪 ✍️
البتـــــــــــه 🤷♂️ مطالب آموزشی کانال مهارت پژوهشگری هم، خیلی به کارش اومد؛ چون مثل یه راهنمای دلسوز، همیشه و همهجا کنارش بود! 😅
#نویسندگی_خلاق #پایان_نامه
🟡 پایان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار پست با آدرس کانال لطفا 😍
[عضویت] 👈 مهارت پژوهشگری