eitaa logo
پاک‌نویس🖤(تمرین نویسندگی)
477 دنبال‌کننده
417 عکس
76 ویدیو
13 فایل
♦️ آموزش تخصصی شعر و نویسندگی ✒️📚 💌 پرواز در دنیای ادبیات گروه همراهان پاک‌نویس: https://eitaa.com/joinchat/1348534631C0c1e9e59aa ارتباط با ادمین: @fateme_imani_62 وبگاه؛ fatemeimani.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
به بردباری هجران چنان صبور نبودم اگرچه با احدی جز غم تو جور نبودم به کفش صبر و تمنا پی تو هرچه دویدم دهان گشود که چیزی به جز قصور نبودم زبان سرخ و سر سبز داشتم، آری شبیه واژه فروشان نوظهور نبودم نرفت طبع روانم، مگر به راه محبت که آبراهه‌ی خودخواهی و غرور نبودم سکوت بود و شکستم، به پای عهد نشستم که بی چکامه نماندم، که سوت و کور نبودم «مرا سخن به نهایت رسید و فکر به پایان»* به وصل تو نرسیدم اگر چه دور نبودم.. *سعدی @toktam_hosseynii ~محفل شعر بانوان قم🌹گوهرشاد~ @goharshadqom
❤️ مراسم گرامیداشت «روز قلم» امروز دوشنبه (۱۴٠۵/۴/۲۲) 🌷 محفل «قلم‌نگاران»
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 زندگی نوشتن بود دوست داشتم بعد از رفتن تو زندگی را کنار بگذارم؛ و گذاشتم. همه‌ی زندگی‌م «نوشتن» بود. اما حالا تازه دارد یادم می‌آید که زندگی همان نوشتن بود. بعد تو نخواستم زندگی کنم. آنقدر که زندگی را فراموش کردم. فراموش کردم که یک روز من هم زندگی کرده‌ام. هر روز نوشته‌ام و هر روز در لذت ترس و ابهام نوشتن غرق شده‌ام. رفتنِ تو برایم هجوم دنیایی از حقایق تلخ بود که چون پتک بر سر زندگی فرود آمد. چهار ماه است ننوشته‌ام. تو از قاب عکس روی کتابخانه نگاهم می‌کنی، لبخند می‌زنی؛ هر روز و هر روز. و لبخندت مرا به زندگی دوباره فرا می‌خواند. نگاهت معنادار است. همیشه بود و من حالا می‌بینمش. حالا که معنای همه چیز عوض شده. معنای زندگی و مرگ، معنای نوشتن و سکوت، معنای دویدن و ایستادن... این بار از لبخندت کمک می‌گیرم، یک بار دیگر سعی می‌کنم دست بر زانو بگذارم و زندگی کنم. فقط به خاطر تو، تویی که همه‌ی ما را سرشار از زندگی و جوانی می‌خواستی. فاطمه ایمانی @paknewis
همان کیاست و درایت همان معنویت و سیاست همان تقوا و شجاعت همان شناخت از دشمن و دوست همان تسلط بر اوضاع و احاطه بر احوال خداوند بر ما بسیار منت گذاشت و نعمت تمام کرد الحمدللّه بعدد ما احاط به علمه خدایا! ما را قدردان این موهبت و عنایت خاص خودت قرار بده آمین 🤲 @paknewis
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پاک‌نویس🖤(تمرین نویسندگی)
از امشب من و بچه‌های پاکنویس، برای نوشتن روزانه در گروه تیک می‌زنیم و احتمالاً بخشی از روزانه‌نویسی‌‌مان را هم به اشتراک می‌گذاریم: https://eitaa.com/joinchat/1348534631C0c1e9e59aa شما هم اگر اهل نوشتنید، بپیوندید. 🌷
🔺بخشی از صفحه‌ی امروز شنبه/ ۲۷ تیر 1️⃣ چرا به تعریف و تمجید آن خانم غریبه، که احتمالاً از اهالی استان‌های متمایل به جنوب کشور بود، اعتماد کردم؟ ماسالای شکلاتی آخه؟ کی این ترکیب سمی را ابداع کرده؟ کی دلش آمده آن طعم رویایی را به این زهر دارویی بیالاید؟ از آن بدتر قهوه‌ی یزدی ست. آخر هل و دارچین و میخک و زنجبیل را چه به قهوه؟ ابداع و بدعت هم حدی دارد. انگار بخواهی همزمان هندی و آفریقایی باشی. هر چند در این دنیای غریب و عجیب دیگر هیچ چیز بعید نیست. 2️⃣ حالا باز خیره می‌شوم به دستانی که با انگشتان ظریفش، جمع دانه‌های قهوه‌ی نشسته بر صفحه‌ی سفید را به آرامی می‌پراکند. اگر موهای تُنُک روییده بر جنوب شرقی دست را نمیدیدم، فکر می‌کردم متعلق به زنی است... ....بقیه‌ش در گروه https://eitaa.com/joinchat/1348534631C0c1e9e59aa
رها و ناهشیار می نویسم
قطعه‌ی الف را روی قطعه‌ی ب بگذارید.