البته با وجود اینکه دولتی هستیم مدرسه شهریه قابل توجهی ازمون میگیره چون میگه دولت بهمون پول نمیده.
انقدر خوابم میاد که کم کم دارم دیگه دستامو حس نمیکنم ولی جغرافیا هنوز تموم نشده
↯palimpsest↯
سمپاد core
توی اینترنت زده مدارس دولتی غیر وابسته و مستقل.
حالا دیگه هر معنی میخواد داشته باشه.
هدایت شده از Moon River.
این سریال مثل پلی بود که من رو به چهارده سالگیم وصل میکرد. طوری که با بازیگرا بزرگ شدم و این چند سال هروقت یاد این سریال میافتادم از اول ذوق میکردم به خاطر فصل آخر. هیچ کاری به پتانسیلی که داشت ندارم، یا به ابهاماتی که باقی موند. حقیقتا اگر بخوام اسم یک سریال رو بگم که باهاش بزرگ شدم، همینه. و طوری که فارغالتحصیلی اونها با فارغالتحصیلی من یکی شد و خب، لعنت بهش، من واقعاً یک ماه دیگه نوجوونیم به طور رسمی و قانونی و شناسنامهای تموم میشه. نمیتونم احساسم رو به این سریال بگم. این شخصیتها، این ماجراها، همه چیز. سکانس آخر، احساس میکردم دارم از چشمای مایک به اون زیرزمین نگاه میکنم، و اون همه خاطره. و خب تموم شد.
واقعی تموم شد.
فقط اینکه تموم شدنش برای من تموم شدن یه سریال نبود. تموم شدنِ -به معنای واقعی- سالها صبر کردن و هیجان بود. تموم شدن سالهای نوجوونیم و دبیرستان و همه چیز.
برای اینکه این مدت باهاش همراه بودم و منتظرش بودم خیلی خوشحالم، حتی با اینکه اونطوری نبود که انتظار داشتم، حتی با اینکه پایان خیلی بهتری میتونست داشته باشه. خوشحالم و ناراحت که دیگه چیزی رو ندارم که براش اینطور منتظر باشم. دیگه با خودم نمیگم «وای کاش مکس برگرده» یا «یعنی ممکنه ادی دوباره زنده بشه؟»
دقیقه به دقیقهاش رو دوست دارم و امیدوارم سالها بعد، یه روز دوباره بشینم این سریال رو ببینم و من رو برگردونه به تابستون کلاس هشتم.
دلم خیلی برات تنگ میشه، اس تیِ عزیز.
ممنون برای تموم اشکها و لبخندها و هیجانی که بهم هدیه دادی.
_The end of an era, I guess?
۱۴۰۴/۱۰/۱۱