eitaa logo
دانلود
🇮🇷↯palimpsest↯
چیزی که به جای تاریخ حفظم:::
کلی صبر کرده بودم الو زردک بگم😗
یه خبر عجیب برای خانواده‌ی ما پیش اومده بود نگم براتون🤣🤣 شمام به کسی نگین😶‍🌫🤣 داداش من سربازی بود . . . و هست البته بعد اون منطقه مرزی بود طرفای مشهد هی ما زنگ میزدیم حرف میزدیم میگفت همه چی آرومه نگران نباشید بابا اینجا همه چی امن و امانه حواستون به بچه‌ها باشه و فلان و اینا...
دیروز فهمیدیم تو کل این دو هفته اینا رو فرستادن نیشابور 🥲 و خبرای نیشابور رو دیدین دیگه ؟ بهار کوچولو اهل اونجا بود🥺
و این بشر اصن به ما نگفت هیچییی هی میگفت اینجا برف اومده نمیزارن ما بریم برف بازی ماهم میگفتیم خدا شفات بده ایشالا😀 مامانم میگفت کلا درباره‌ی قیمت طلا صحبت میکرد چجوری نیشابور بودههه 🤣🤣 دوستان برادر از اهل دلان سربازی بود از اون مشکی پوشا😶‍🌫 پ.ن پلیس مشکی چیزه دیگه همون که خودتون میدونین😶
🇮🇷↯palimpsest↯
یجوری تعریف کردی فکر کردم به دیار باقی جهیده داشتم آماده میشدم فاتحه بخونم
خدا شاهده یک روز فقط یک روز حس خواهر بی‌خبر از برادر شهیدمو داشتم😭😂 نمیدونی که چجور فهمیدیم کع🤥
چرا گروهارو باز نکردن😭😭
خالم داشته باهاش حرف میزده گفته ایشالا خدا شفات بده🤣 *متوجه شدین دیگه؟ ما واقعا برای سلامتی روانیش دعا میکنیم🤣🤣 خدا منو ببخشه اینم یهو گفته خاله نمیدونی من چیا دیدم ما دوهفتس نیشابوریم به مامانینا نگفتم هنوز حالا اطلاعات درون خانواده‌ی مارو نگا کنین فقط😀 خالم فرداش زنگ زد گفت 🤣 مامانمم فرداش زنگ زد بهش‌ 🤣 واکنشش اینجوری بود که : آقا قرار بود سیکرت بمونه🤣🤣 بی بی سی رو باید بسپارن دست خانواده‌ی ما بعد مامانم پشت تلفن میگفت ممکنه شنود کنن فقط بگو خوبی🤣🤣 من میخواستم بگم با هربار عطسه از حالش خبر بده شنود نشه یه وقت🤣🤣🤣
🇮🇷↯palimpsest↯
چجوری فهمیدید مگه؟ الان داداشت برگشته یا هنوز اونجاس؟
فعلا که هست حالا احتمالا هفته‌ی بعد بیاد واقعا منتظرم بیاد بگه چیا دیده چون پشت تلفن که واقعا عجیب بود حالا اینجام جاش نیست اونا رو بگیم😶‍🌫