🔸 اگر خودت را رها کنی، به رهایی نمیرسی!
📌 آخرین گام رهایی–ج۷
🔘 انسان تصادفاً به رهایی نمیرسد؛ با رنج و تلاش به رهایی میرسد
🔘 رهایی در عرصۀ آگاهی و اندیشه، بخش مهمی از رهایی انسان است
🔘 فقط کسانی که در عرصۀ اندیشه رها هستند قدرت تولید دانش پیدا میکنند
🔘 رهایی در عالمِ علاقهها هم بُعد دیگری از رهایی انسان است
🔘 خودت اراده کن به چه چیزی علاقهمند بشوی نه اینکه یک علاقه، تو را دنبال خودش بکشاند
___________
#علیرضا_پناهیان:
رهایی برای انسان یک آرزوی بزرگ و یک ارزش ذاتی است، تصور رهایی برای انسانِ اسیر این دنیا یک تصور لذتبخش است. ما در این دنیا نه تنها به امور تکوینی اسیر هستیم بلکه دائماً دیگران به دنبال اسارت بیشتر ما هستند و اگر خودمان دنبال رهایی نباشیم این اسارت ما بیشتر خواهد شد. انسان تصادفاً به رهایی نمیرسد؛ بلکه با تلاش و با رنج به رهایی خواهد رسید.
رهایی در عرصۀ آگاهی و اندیشه، یک بخش مهم از رهایی وجود انسان است. انسان با رهایی در عرصۀ آگاهی و اندیشه زندگیاش را شروع میکند، یعنی از همان دوران کودکی، کنجکاوانه هرچیزی را امتحان میکند که ببیند این چیست؟ تا هفتسال پدر و مادر باید به این رهایی کودک احترام بگذارند.
انسان بعد از اینکه رشد پیدا کرد باید رهایی خودش را در عالم اندیشه مدیریت کند. در کودکی مدیریت نمیکند؛ یعنی کنجکاوی تصادفی و کنجکاوی تمایلی دارد. در مقام تولید دانش، فقط کسانی که در عرصۀ اندیشه، رها هستند قدرت تولید دانش پیدا میکنند.
بُعد دیگر رهایی در وجود انسان، در عالم دل و گرایشها و علاقهها و ارادهها است؛ یک جلوهاش این است که انسان بتواند اراده کند. برخی میگویند: «نمیتوانم اراده کنم» چرا نمیتوانی؟ چون اسیر هستی.
معمولاً یک علاقههایی به ما تحمیل میشود. میدانید چرا بعضیها چشمشان را میبندند از چیزهایی که میخواهد یک علاقهای را به انسان تحمیل کند؟ چون میگوید: اینها حواسم را پرت میکند، ضعیفم میکند، اسیرم میکند. باید قلب من رها باشد.
چرا میگوییم آزادی به معنای واقعی در غرب نیست؟ یک دلیلش این است که در غرب، علاقه به انسانها تحمیل میشود؛ با تبلیغات و شیوههای مختلف. اما در دین ما حتی پیغمبر خدا هم حق ندارد به کسی علاقه تحمیل کند. حتی علاقۀ به خدا را نباید به انسانها تحمیل کند. تو باید خودت علاقهمند بشوی.
حالا به سراغ گامهای رهایی برویم. گام اول رهایی، ایمان است؛ یک روی سکۀ ایمان، باور قدرت خدا و توکل به خدا است.
روی دیگر سکۀ ایمان، کفر به طاغوت و رهایی از خدایان دروغین و هرکسی است که در ما نفوذ دارد(البته نفوذ بدون منطق)
گام دوم رهایی این است که عمل اسارتبار انجام ندهی، یعنی هرکاری هوس کردی انجام ندهی، چون افعال و اعمال ما، ما را اسیر میکنند، به این میگویند «تقوا» در قرآن هم تقوا قبل از ایمان آمده: «ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ* الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ...»
گام دوم رهایی در سبک زندگی محقق میشود؛ اینکه چگونه زندگی کنی، چه غذایی بخوری، چه عملی انجام بدهی که اسیر اعمالت نشوی. چه حرفی بزنی که اسیر حرفت نشوی، دنبال هر هوسی نروی و... همۀ اینها برای این است که آزادی و رهایی خودت را تضمین کنی.
اگر میخواهی به جایی برسی که هر کاری خواستی بتوانی انجام بدهی اول باید از مسیر «هرکاری را انجام نده» عبور کنی. برای اینکه به قدرت رهایی در اندیشه برسی اول باید هر فکری نکنی. برای اینکه به جایی برسی که صاحب دلت باشی و اسیر دلت نباشی، اول باید هرچه دلت خواست انجام ندهی.
محدودیت در عمل، تو را رها میکند، اگر خودت را در عمل، رها کردی به جایی نخواهی رسید. هرزگی در عمل و رفتار، انسان را اسیر میکند.
چرا دشمنان ملت ما روی بیحجابی اینقدر مُصر هستند؟ چون میخواهند هیچکسی نظم، ادب و محدودیت رفتاری نداشته باشد، چون آدم با محدودیت رفتاری به قدرت رهایی میرسد. هرچه خودت را محدودتر کنی رهاتر میشوی، آیا حاضر هستی محدودیت رفتاری داشته باشی تا به رهایی برسی؟
🚩 دانشگاه امام صادق(ع)-ماه محرم ۱۴۰۲
📢صوت:@panahian_mp3
👈 متن کامل
@Panahian_text
🔸 امام زمان(ع) کسی را دیندار نمیکند؛ از بردگی رها میکند
📌 آخرین گام رهایی–ج۸
🔘 دعوای دین سر آزادی و رهایی است، نه سرِ ارتباط ما با خدا؛ ارتباط قلبی با خدا که اجباری نمیشود!
🔘 دعوای دین سر بردگیِ غیرخدا است؛ یعنی تو نباید اسیر و بردۀ کسی بشوی، باید رها باشی
🔘 خیلی از الزامات بروکراسی باید برداشته شود تا مردم به رهایی برسند
______
#علیرضا_پناهیان:
یکی از بخشهای ادبیات اصیل دین ما که مهجور است «ادبیات آزادی» است. چرا میگوییم مهجور است، چون خیلیها نمیدانند که اصلاً آزادی مال دین است و فلسفۀ بندگی خدا چیزی جز رهایی از بندگی غیر خدا نیست.
دین اصلاً و ابداً سر ارتباط تو با خدا، با تو دعوا ندارد، فقط سر این دعوا است که میفرماید «بردۀ کسی دیگر نشو! رها شو!» وقتی از غیرخدا رها شدی، آنوقت مطمئناً به سوی خدا میروی.
خدا از پیغمبر میخواد که فقط این بندگانم را رها کن، آنها خودشان به سمت من میآیند. دعوای دین سر رهایی است، سر چیز دیگری دعوا ندارد.
این اصلاً عاقلانه نیست که بگوییم «دین میگوید باید ارتباط خودت را با خدا قوی کنی، زودباش! تو باید عاشق خدا بشوی!» به زور که نمیشود عاشق شد! ارتباط قلبی انسان با خدا که با زور و اجبار درست نمیشود، باید از دلش شکوفه بزند!
پس دین چه میگوید؟ دین میگوید من فقط میخواهم تو را رها کنم. امام زمان(ع) که کسی را دیندار نمیکند؛ از بردگی نجات میدهد، همین!
وقتی آزادی و رهایی در دین ما این جایگاه را دارد، چرا باید یک کسانی در مقابل این دین، شعار آزادی بدهند؟ حتماً یک اشتباه و سوءتفاهم بزرگ اتفاق است و دلیلش این است که ما دین را به عنوان عامل رهاییبخش انسانها معرفی نکردهایم.
دعوای دین سرِ آزادسازی انسانها است نه سر ارتباط با خدا، اصلاً ارتباط با خدا که دعوا بردار نیست، موعظهبردار هم نیست، تلقینبردار هم نیست! ارتباط تو با خدا از سرِ عشق و عاطفه است و با احساس امنیت است، فقط دیگران نباید تو را اذیت کنند و اجازه بدهند تو خودت رشد کنی.
خداوند میفرماید: «لا اِکْراهَ فِی الدّین» (بقره، ۲۵۶) در ارتباط تو با خدا که اکراهی نسیت، پس دعوا سر چیست؟ دعوا سر بردگی غیرخدا است، سر اینکه تو نباید غیرخدا را بندگی کنی.
بعضیها میگویند حکومت اسلامی نباید به زور مردم را بهشت ببرد. در واقع باید گفت: حکومت اسلامی فقط باید جلوی به جهنم بردن مردم را بگیرد و نگذارد کسی به زور، مردم را سمت جهنم ببرد، همین!
فلسفۀ قیام امام حسین(ع) هم آزادی و رهایی بود. گفت ای مردم، میخواهم شما را آزاد کنم، اگر رهایی و آزادی را نمیخواهید من برمیگردم... ولی آنها نگذاشتند و کار به جنگ کشیده شد.
ادبیات دین، اصلش باید بحث آزادی باشد؛ هم آزادی یک فرد و هم آزادی یک ملت. آزادی یک ملت لازمهاش مدیریت ولایی است، چون فقط مدیریت ولایی است که میتواند کاری بکند که خوبهای یک ملت بجوشند و بالا بیایند. این روش را هم نمیتواند دیکتاتور مآبانه انجام بدهد بلکه باید در فضای باز و آزاد انجام بدهد.
هم پیغمبر(ص) هم أمیرالمؤمنین(ع) میخواستند این آزادی را به مردم بدهند که گُلهای این مردم شکفته بشود و رو بیاید. لذا به هر دوی این بزرگواران، گفتند که شما مدیریت بلد نیستید! چون فکر میکردند که مدیریت یعنی زورگویی!
امروز هم بسیاری از این الزامات بروکراسی در جامعه-از جمله در ساختارهای آموزشی و اداری- باید برداشته شود تا مردم مزۀ آزادی را بچشند، نمیشود که از خدا و پیغمبر حرف بزنیم ولی مدل زندگی ما اسارتبارانه باشد!
اگر ساختارهای ادارههای ما با بروکراسی مارکس وبری اداره میشود، در واقع این ساختارها اسلامی نیست؛ چون بر مبنای بردهکشی است نه آزادسازی! هرچند مدیرانش نماز بخوانند و ظاهر اسلامی داشته باشند.
تا وقتی در دانشگاهها و مراکز آموزشی ما اصل بر نمره و نظارت و امتحان و... باشد، از این دانشگاهها زیاد نظریهپرداز علمی بیرون نمیآید، چون با این روشهای موجود، خلاقیت افراد از بین میرود.
مشکل ما این است که دینداری و تقوا را به رهایی تفسیر نکردهایم و به تصویر هم نکشیدهایم. این مسائلی که در سطح خیابانهای شهر میبینید به خاطر این است که دین به درستی معرفی نشده و الا اگر میگفتیم که اصل دین، رهایی و آزادی است، بسیاری از مسائل حل شده بود.
🚩 دانشگاه امام صادق(ع)-ماه محرم ۱۴۰۲
📢صوت:@panahian_mp3
👈 متن کامل
@Panahian_text
🔸 جز در «زندگی جمعی» نمیشود به اوج رهایی رسید
📌 آخرین گام رهایی–ج۹
🔘 همۀ عوامل رهایی باید در «زندگی جمعی» تحقق پیدا کند تا اثر لازم را بگذارد
🔘 ایمان و تقوای ما در زندگی جمعی بهطور جدی محک میخورد نه در زندگی فردی
🔘 بدون زندگی جمعی، از ظلمِ زورگویان و سلطهطلبها رها نمیشویم
______
#علیرضا_پناهیان:
گام اول برای رسیدن به رهایی، ایمان به خدا است و گام دوم این است که رفتارت را کنترل کنی؛ این کنترل رفتار به تعبیر قرآن همان «تقوا» است؛ تقوا یعنی مراقبت در رفتار. البته این مراقبت، باید طبق برنامه و احکام دین باشد و بنا نیست مثل مرتاضهای هندی رفتار کنیم!
گام سوم برای رهایی، رنج است. بدون رنج بعضی از قوای انسان اصلاً آزاد نمیشود. وقتی در یک رنج عمیق به سر میبری بعد از آن، اندیشهات بهتر کار میکند.
هیچکس بدون رنج نمیتواند زندگی کند. خدا میفرماید: ما انسان را در رنج آفریدیم «لَقَد خَلَقنَا ٱلإِنسانَ فِي كَبَدٍ» (بلد، 4) اگر با رنجمان درست برخورد کنیم و آن را در آغوش بگیریم، رنج خیلی رهاییبخش میشود و روح ما را قوی میکند.
یکی دیگر از گامهای رهایی، شکر نعمت است. گامهای دیگری هم میشود برای رسیدن به رهایی تعریف کرد ولی ما میخواهیم سراغ آخرین گام رهایی برویم.
میدانید چرا این عوامل رهایی مثل ایمان و تقوا و شکر و... معمولاً آن نتیجۀ مورد نظر را ندارد؟ چون همۀ این حرفهایی که دربارۀ عوامل رهایی زدیم باید در یک فضای دیگری تحقق پیدا کند تا اثر لازم را بگذارد و آن «زندگی جمعی» است؛ نه در زندگی انفرادی.
زندگی جمعی سختیهایی دارد که باعث میشود آدمها معمولاً زندگی جمعی را دوست نداشته باشند و از آن فرار کنند ولی آثار و برکاتی برای مؤمنین داد که در اعمال فردی نیست. احکام فردیِ دین، در مقایسه با زندگی جمعی زیاد سخت نیستند؛ حتی اعمالی مثل نماز شب، خمس و زکات و...
خیلی از احکام شرعی مثل غیبت نکردن، در زندگی جمعی واقعاً سخت است. چون وقتی عدهای نزدیک هم زندگی میکنند و ارتباط زیادی با هم دارند، غیبت کردن راحت اتفاق میافتد. اما فرمودهاند غیبت به اندازۀ چهل تا گناه کبیره است. ما به گمان خودمان زرنگی میکنیم و صورتمسئله را پاک میکنیم و میگوییم «اصلاً زندگی جمعی نمیکنیم که نخواهیم غیبت کنیم!»
ایمان و تقوا کجا به درد میخورد؟ الان شما مؤمن هستی و خیلی حالت خوب است. حالا به یک جمعی از مؤمنین وارد شو و زندگی جمعی را تجربه کن؛ مثلاً وقتی رفیقت نیاز به پول داشت و تو از پولی که خودت به آن نیاز داری به او دادی و گفتی «خدا روزیِ من را میرساند» آنوقت معلوم میشود تو واقعاً به رزاقیت پروردگار ایمان داری.
منظور ما از زندگی جمعی چیست؟ فکر نکنید همین که برای یک مراسم مذهبی دورهم جمع شدهایم، زندگی ما جمعی شده است! الان کسانی که در مساجد کنار هم قرار میگیرند، نمازخوان هستند، ولی زندگی جمعی ندارند. این بیشتر شبیه همراهی مسافران یک اتوبوس است که در کنار هم هستند و وقتی به مقصد رسیدند هر کسی دنبال کار خودش میرود.
زندگی جمعی باید در مساجد شکل بگیرد، ولی الان حضور ما در مساجد، زندگی جمعی محسوب نمیشود. چقدر از مشکلات و گرفتاریهای هم مطلع هستیم و چقدر به هم کمک میکنیم؟ آیا رفاقت ما در حدی هست که به لحاظ مالی با هم ندار باشیم؟! نه. چون اینها نیاز به از خودگذشتگی دارد و ما معمولاً حوصلۀ این کارها را نداریم، لذا ترجیح میدهیم به دینداری انفرادی بپردازیم نه جمعی.
ایمان و تقوا در زندگی فردی، تو را به رهایی نمیرساند؛ از نظر روحی اگر بخواهی به اوج رهایی برسی جز در زندگی جمعی نمیشود. چون در زندگی جمعی، هم رنج هست در حدّ اعلی، هم تقوا و ایمان ما در سختترین نوعش محک میخورد.
ما معمولاً خیلی زیرکانه از زندگی جمعی فرار میکنیم تا ایمان و تقوای ما زیاد مورد امتحان جدی قرار نگیرد. انگار میخواهیم ایمان و تقوای خودمان را دستنخورده و محک نخورده نگه داریم!
زندگی جمعی، گامهای ما برای رهایی(از جمله ایمان و تقوای ما) را مؤثر قرار میدهد. البته این رهایی دو نوع است؛ یکی رهایی از اسارت خویش، اسارت تن و اسارت هوای نفس است، یکی هم رهایی از ظلمِ سلطهطلبها و زورگویان عالم است. زندگی جمعی برای رسیدن به این دو رهایی لازم است.
🚩 دانشگاه امام صادق(ع)-ماه محرم ۱۴۰۲
📢صوت:@panahian_mp3
👈 متن کامل
@Panahian_text
🔸 چرا اگر «همۀ» مدیران خوب شوند، باز مملکت بهطور کامل اصلاح نمیشود؟
📌 آخرین گام رهایی–ج۱۰
🔘 تا وقتی تمرکز قدرت از بین نرود رقابت و دعوا برای تصاحب قدرت ادامه دارد
🔘 اگر قدرت به مردم منتقل شود، دعوای سیاسی چپ و راست هم تمام میشود
🔘 برای اینکه قدرت به مردم منتقل شود باید گروههای مردمی فعال شوند
🔘 ادارۀ هر محله باید توسط مردم آن محله انجام شود
______
#علیرضا_پناهیان:
فرق زندگی قبل از ظهور و بعد از ظهور در چیست؟ بعد از ظهور چه تفاوتی در زندگی انسانها اتفاق میافتد؟ اینکه به زندگی جمعی میپردازند.
زندگی جمعی در وضع قانونگذاری، در شیوۀ بوروکراسی، در روش قانونمند کردن و تنظیم مقررات مدرسه و دانشگاه و... تحول ایجاد میکند. تصور کنید اگر سازمانها بهجای اینکه اختیارات را به مدیران بدهند به مردم بدهند، چه تحولی ایجاد میشود!
اگر شما مردم جمع بشوید و باهم زندگی جمعی را آغاز کنید(که یک بُعدش کار اقتصادی است) آنوقت یک تحول اساسی اتفاق میافتد و همهچیز فرق میکند مثلاً ادارۀ شهر توسط مردم انجام میشود.
اصلاً هر محلهای را مردم محله باید اداره کنند همانطور که یک آپارتمان را مردم آپارتمان اداره میکنند. ولی الان مردم فقط پای صندوق رأی میروند و اعضای شورای شهر را انتخاب میکنند و تا چهار سال بعد که دوباره انتخابات برگزار شود، اصلاً خبر ندارند که در این شورا چه اتفاقی میافتد؛ این یعنی مشارکت حداقلیِ مردم در کارها.
رهبر انقلاب به همین دولت فرمود: اینکه شما بین مردم حضور پیدا میکنید خوب است اما کافی نیست، باید مشارکت مردم را در تصمیمگیری، در نظارت بر رفتار مدیران، و در اقدام-یعنی جایی که مردم میتوانند مستقل از دولت، اقدام کنند- افزایش بدهید. (بیانات 19/۱۰/1400)
حدود سیصد هزار مدیر میانی در کشور داریم که نمیدانم این دولت چند درصد از اینها را توانسته عوض بکند. تازه اگر همۀ اینها عوض بشوند و مدیران خوب جایگزین بشوند، باز همۀ مشکلات حل نخواهد شد.
این تصور اشتباه است که بگوییم اگر همۀ مدیران، خوب بشوند مملکت بهطور کامل اصلاح میشود. به چند دلیل: یکی اینکه مدیر خوب هم ممکن است فاسد بشود و نتواند پاک بماند.
دوم اینکه گاهی یک مدیر، آدم خوبی است اما توانایی و مهارتهای لازم برای ادارۀ کارها را ندارد، مثلاً بهخاطر اینکه خودش تولیدکننده یا تاجر نبوده و مشکلات و موانع سرِ راه تولیدکنندهها و تجار را دقیقاً نمیداند لذا نظرات کارشناسیِ اشتباه میدهد.
سوم اینکه مدیرهای دولتی معمولاً جرأت ریسک ندارند. مثلاً میگوید «نه، مقررات به من اجازه نمیدهد...» نتیجهاش این میشود که یک کارخانه با تعداد زیادی کارگر تعطیل میشود یا به مشکل میخورد.
حالا فرض کنید یک مدیر حزباللهی، متخصص و شجاع آوردیم که توانایی و مهارت لازم را دارد و خوب هم کار میکند. این مدیر، چه اشکالی دارد؟ اشکالش این است که تمرکز قدرت را از بین نمیبرد و طبیعتاً عدهای برای این مرکز قدرت، طمع میکنند و با یک ترفندی جای او را میگیرند! یا در انتخابات بعدی، کار را از او میگیرند.
از این دولت و مجلس انقلابی میخواهم که تمرکز قدرت و ثروت را از دولت بگیرند و به مردم بدهند و الا در انتخابهای بعدی سرِ تصاحب پستهای دولتی دعوا خواهد بود و تا وقتی دعوا هست این مملکت روی آبادانی را نخواهد دید.
قدرت را به مردم بدهید تا دیگر تمرکز قدرت و ثروت در دولت نباشد و دیگر کسی برای تصاحب این قدرت، طمع نکند و بگوید: برای چه میخواهی مسئول بشوی؟ کارخانهها را که به مردم دادند، وزارتخانهها هم که کوچک شد، امضاهای طلایی هم دیگر وجود ندارد!
آنوقت دیگر شارلاتانبازی و دعوای سیاسی چپ و راست هم تمام میشود. آنوقت فقط کسانی میآیند و پست دولتی میگیرند که دنبال منفعت شخصی نیستند.
مدیر دولتی هرچقدر هم خوب باشد، تا وقتی تمرکز قدرت را از بین نبرد، به جایگاه او طمع میکنند و برای تصاحب قدرت، بالاخره او را سرنگون میکنند. احزاب وقتی وارد رقابت میشوند، کارشان همین است؛ نقشه میکشند برای اینکه طرف مقابل خود را حذف کنند و با کمک روزنامههای حزبی، رقیب خود را تخریب میکنند.
برای اینکه قدرت به مردم منتقل بشود باید گروههای مردمی فعال بشوند. برای اینکه مردم به صحنه بیایند، باید چهکار کنیم؟ چارۀ عملیاتیاش مسجد است؛ مسجد باید متحول بشود. اگر ما زندگی جمعی نداریم تقصیر مسجد است؛ امام جماعت مسجد، هیئت امنای مسجد، بسیج مسجد.
🚩 دانشگاه امام صادق(ع)-ماه محرم ۱۴۰۲
📢صوت:@panahian_mp3
👈 متن کامل:
panahian.ir/post/7985
@Panahian_text
🚨 وقتی صداوسیما یک تجمع مهم و راهبردی را منعکس نمیکند، بیبیسیچیها بهدروغ آنرا تظاهرات علیه بیحجابی مینامند!
📌 و همان دروغ ۱۱۴ سال قبل انگلیس علیه شیخ فضلالله را تکرار میکنند!
🔘 نهادهای امنیتی لطفاً خواب نباشید؛ اینجا هم کلی «گاندو» پیدا میشود!
🔘 عملیات تخریبی بیبیسیچیها نشان داد که پاسداشت شیخفضلالله چقدر برایشان مهم است!
🔘 بیبیسیچیهای خبیث دیگر نمیتوانند مثل زمان نفوذ انگلیس در این کشور هر دروغی را به شیخ فضلالله نسبت بدهند!
______
#علیرضا_پناهیان:
ما در یک فضای درگیری بسیار هوشمندانه هستیم؛ اگر شما در اوج هوشمندی نباشید و عرصۀ روشنگری و تبیین را خالی کنید، طبیعتاً طرف مقابل این فضا را پُر میکند.
دیشب شما دانشجویان و اهالی هنر، در محل شهادت شیخ فضلالله نوری برنامه و مراسمی برگزار کردید ولی این مراسم، کمترین انعکاس را در صدا و سیما و عموم رسانههای انقلابی داشت، چون از هوش راهبردی بالایی برخودار نیستند.
از آنطرف، بیبیسیچیها بلافاصله همهشان باهم فعال شدند و دوتا محور را کار کردند؛ یکی اینکه گفتند این راهپیمایی شبانه علیه بدحجابی بود! دروغ محض! شما اصلاً علیه بدحجابی شعار ندادید، بلکه دعوت به حجاب کردید و گفتید این حجاب ثمرۀ غیرت عباس و علیاکبر است. تظاهرات به نفع حجاب فرق دارد با تظاهرات علیه بیحجابی.
اما بیبیسیچیها و رسانههای داخلی همسو با انگلیس، این حرکت شما را علیه بدحجابی تفسیر کردند. لطفاً نهادهای امنیتی خواب نباشند؛ اینجا هم کلی گاندو پیدا میشود.
این رسانهها در ادامۀ دروغشان گفتند: تعجب این است که عکس شیخ فضلالله نوری را دستشان گرفتند با اینکه ایشان مخالف مشروطه بوده! یعنی دقیقاً کاری که انگلیس خبیث موقع اعدام شیخ فضلالله نوری انجام میداد و میگفت: چون او مخالف مشروطه است اعدامش کردند! درحالیکه ایشان با انحراف مشروطه مخالف بود نه با اصل مشروطه.
تعداد زیادی از رسانهها روی حرکت دیشب شما کار کردند و گفتند که چرا اینها عکس شیخ فضلالله نوری را دستشان گرفتند با اینکه شیخ فضلالله نوری مخالف مشروطه بوده! بروید بشمارید چندتا رسانه، دروغ انگلیسیها علیه شیخ فضلالله را تکرار کردند.
به این رسانهها باید گفت: شما چه تعهدی به انگلیس خبیث دادهای که دروغ او را بعد از 114سال تکرار کنی؟ خیلیهایشان مزدور انگلیس نیستند، بلکه اینها سربازان بیجیره و مواجب انگلیس هستند، البته بین آنها هم گاندو پیدا میشود. نهادهای امنیتی بررسی کنند که عمله اکلۀ سرویسهای انگلیسی در این رسانهها چهکار میکنند؟
متأسفانه رسانههای ما این حرکت و این کار نویِ شما جوانان اهل هنر را انعکاس ندادند، درحالیکه از قبل هم اعلام شده بود که در محل شهادت شیخ فضلالله مراسم دارید. صدا و سیما مثلاً میتوانست دیشب برنامۀ «در شهر» را به انعکاس این موضوع اختصاص بدهد.
رهبر انقلاب فرمود: پاسداشت یاد شهدا کمتر از شهادت نیست... لذا پاسداشت یاد شیخ فضلالله نوری بعد از 114 سال کمتر از ارزش شهادت او نیست. با این مخالفتهای بیبیسیچیها و عملیات تخریبیشان معلوم میشود که موضوع چقدر حساس است.
هنوز 24ساعت از این خبر نگذشته، ببینید چقدر برای تخریب پاسداشت شیخ فضلالله نوری کار شده و از اینطرف، چقدر برای تقدیر از این ماجرا چقدر کمکاری شده!
نباید بگذاریم با تبلیغات دروغ، سرمان را ببرند، ما دیگر به عقب برنمیگردیم! به بیبیسیچیهای خبیث بگویم که شما دیگر نمیتوانید مثل زمان نفوذ انگلیس در این کشور هر دروغی را به شیخ فضلالله نوری نسبت بدهید. شما دیگر نمیتوانید این ملت را دو شقه کنید! وقتی یک عده جوان در نوحۀ سینهزنی دعوت به حجاب میکنند نمیتوانید آنها را به شعار علیه بدحجابی متهم کنید.
انگلیسیهای خبیث؛ شما دیگر موفق نمیشوید! ایادی خودتان را از رسانههای بیبیسیچی مملکت جمع کنید، جز مایۀ افتضاح برای شما چیزی نخواهد بود! آیا این رسانهها همه جاسوس هستند؟ نه؛ ای کاش جاسوس بودند! اگر جاسوس باشند که محترمتر هستند چون در قبال این نوکری، یک چیزی گرفته! الان که هیچ چیزی نمیگیرد و دربست سواری میدهد!
بنده از همینجا اعلام میکنم؛ هم رسانههای خواب ما بیدار باشند، هم آن رسانههایی که میخواهند سال بعد، پاسداشت شیخ فضلالله نوری را تحریف کنند، آنها حواسشان باشد؛ سال آینده در محل شهادت شیخ فضلالله نوری سه شب عزاداری داریم، شما این را بدانید، ما شهدایمان را رها نمیکنیم.
🚩پردیس باغ ملی دانشگاه هنر، شب هفتم نوزدهمین سوگواره هنر و حماسه - ۱۴۰۲/۰۵/۱۲
📢صوت:@panahian_mp3
@Panahian_text
🔸 ریشۀ مشکلاتمان این است که مساجدمان محل تمرین «زندگی جمعی» نیست
📌 آخرین گام رهایی–ج۱۱(پایانی)
🔘 هیچ حکومتی بدون مشارکت مردم نمیتواند همۀ کارها را سامان بدهد
🔘 دولت باید از بسیاری کارها کنار برود و کار را به گروههای مردمی بسپارد
🔘 مردمسالاری یعنی مردم در همۀ امور، سالار باشند و این بدون زندگی جمعی محقق نمیشود
🔘 کانون زندگی جمعی «مسجد» است
🔘 مسجدها را فتح کنید و در آن زندگی جمعی را تمرین کنید
_________
#علیرضا_پناهیان:
از نظر اجتماعی اگر بخواهیم به رهایی برسیم، باید چهکار کنیم؟ خدا حیات بشر را طوری قرار نداده که یک حاکمیت یا دولت بدون مشارکت همۀ مردم بتواند زمینۀ ظلم را از بین ببرد.
خدا اجازه نمیدهد یک حکومت بدون مشارکت مردم و صرفاً با تعدادی مدیران و مسئولین خوب، بتواند همۀ کارها را سامان بدهد و برای مردم رفاه ایجاد کند، پس خدا این مردم را چطور امتحان کند؟!
رهبر انقلاب فرمود که اندیشمندان فکر کنند به اینکه چگونه میشود مشارکت مردم را افزایش داد... افزایش مشارکت مردم یعنی اینکه قدرت دولت کم بشود و کارها به مردم (گروههای مردمی) واگذار بشود.
چرا مسئولین حزباللهی فکر میکنند که اگر خدمت کنند کافی است؟ حتی اگر یک دولتی بهجای مدیرانش، فرشتههایی قرار بدهد که اصلاً فساد نکنند، باز هم مسائل به کلی برطرف نمیشود. باید مردم را در کارها مشارکت بدهند تا خود مردم کارها را بهدست بگیرند و سامان بدهند.
رهبر انقلاب فرمودند مردمسالاری دینی به این نیست که مردم فقط پای صندوقهای رأی بیایند و یک کسی را انتخاب کنند، مردمسالاری دینی به این است که مردم، در همۀ زمینهها سالار امور خودشان باشند.... اینکه مردم در همۀ زمینهها سالار امور خودشان باشند یعنی همان زندگی جمعی! کانون زندگی جمعی کجاست؟ مسجد.
اینکه هرکسی بیاید نماز جماعت بخواند فقط یک قدم از صد قدم است. نود و نُه قدم دیگرش این است که بیاید وقت بگذارد و زندگی جمعی بکند.
بعضیها گمان میکنند که مسجد شبیه اتوبوس شرکت واحد است! سوار میشود و نمازش را میخواند و بعد هم میرود و به کسی کاری ندارد. لذا مسجدهای بیرونق درست میشود.
مسجدها را فتح کنید و در آن زندگی جمعی را تمرین کنید. برخی میگویند «هیئت امنا نمیگذارد» خُب هیئت امنا اگر اجازه نمیدهد آنها را کنار بزنید و تغییر بدهید. هیئت امنای مسجد چند نفر هستند؟ مثلاً پنج نفر هستند. اینها چطور جلوی پانصد نفر میتوانند بایستند؟. نمازخوان چندتا؟ پانصدتا. هیئت امنای مسجد پانصد نفر هستند!
در بعضی از مساجد میگویند که «امام جماعت، به ما میدان نمیدهد!» امام جماعتی که در اینباره کوتاهی کند، ورثۀ انبیاء نیست. مگر پیامبر(ص) نفرمود: «اَلعُلَماءُ وَرَثَةُ الاَنبیاء» (كافي، ج 1، ص 32 )؟ ببینید رسولخدا(ص) چهکار میکرد؟
پیامبر(ص) به مردم میدان میداد و ادارۀ امور شهر را به مردم سپرده بود. ایشان در مدینه گروههای دهنفره درست کرد و برای هر کدام، یک سرگروه گذاشت و با این شبکۀ منسجم، شهر را اداره میکرد.
بسیج یک طرحی دارد به نام طرح «محلۀ مردمسالار» که واقعاً قابل تقدیر است؛ از حدود شصتهزار پایگاه محلی بسیج، شانزده هزار پایگاه این طرح را اجرا کردهاند.
در این طرح، مسائل و مشکلات هر محله توسط گروههای مردمی شناسایی میشود و با استعدادها و ظرفیتهایی که در محله شناسایی میکنند، شروع میکنند مسائل محله را حل کردن.
در محلههایی که طرح محلۀ مردمسالار اجرا شده، مسئولینِ پایگاه در آن محلهها میگویند که دیگر برای ما فرق نمیکند مسئولین اصلاحطلب باشند یا اصولگرا، دیندار باشند یا بیدین و... ما از همۀ این مسئولین بازخواست میکنیم و جرأت ندارند از زیر کار در بروند.
در این طرح، مردم میداندار هستند، مردم زنده هستند و کارها را خودشان اداره میکنند. در ایام کرونا در آن محلههایی که طرح محلۀ مردمسالار اجرا شده، چه فقرهایی را ریشهکن کردند! آمده بودند صدقه بدهند یکدفعهای این کار تبدیل شد به کارآفرینی و کمکم یک شغل دومی برای کارگرها درست شد.
ریشۀ مشکلات ما این است که مساجد ما پایگاه زندگی جمعی نیست. قرآن میفرماید «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا» (یقره، 114) در تفسیر این آیه نوشتهاند که منظور از «َسَعَى فِي خَرَابِهَا»، این نیست که مثلاً با کلنگ، در و دیوار مسجد را خراب کنی! منظور این است که مسجد آن چیزی که باید باشد، نباشد.
مسجد باید آنقدر فعال و کارآمد باشد که هرکسی اهل مسجد شد، کمکم اهل زندگی جمعی بشود، اهل کار و فعالیت بشود و کارآفرین بشود.
🚩 دانشگاه امام صادق(ع)-ماه محرم ۱۴۰۲
📢صوت:@panahian_mp3
👈 متن کامل
@Panahian_text
🔸 دشمنانِ فرهنگ اربعین کم نیستند! یکی از آنها بروکراسی برآمده از تفکر غربی است
🔸 اربعین به جنگ با این بروکراسی رفته است
📌 علیرضا پناهیان در جمع مبلغین و فرهنگسازان اربعین:
🔘 بروکراسی با نظارت و کنترل شدید کارها را پیش میبرد اما در اربعین، کارها با زندگی مواساتی پیش میرود
🔘 بعد از ظهور، مومنین مرز مالکیت باهم ندارند و اربعین چراغ اول را برای این فرهنگ مواساتی روشن کرده
🔘 مهمترین بُعد اربعین، آثار اجتماعی و جهانی آن است که منتهی به تمدن نوین اسلامی میشود
🔘 فرهنگ اربعین را باید به مساجد و شهرهای خودمان سرایت دهیم
__
#علیرضا_پناهیان:
باید نام این جمع شریف را-که شما مبلغان اربعین هستید- فرهنگسازان اربعین یا محافظان فرهنگ قرار داد. مهمترین بعد اربعین، آثار اجتماعی و جهانی آن است که منتهی به تمدن نوین اسلامی میشود.
وجه تمدنی اربعین، ابتدائاً در بعد فرهنگ اربعین دیده میشود. وقتی از اقصی نقاط عالم میآیند و تحت تاثیر اربعین قرار میگیرند یا وقتی خود زائران تحت تاثیر اربعین قرار میگیرند، بهخاطر همین عنصر فرهنگی است.
دشمنانِ فرهنگ اربعین کم نیستند! یکی از آنها بروکراسیای است که متاسفانه در برخی نهادهای حوزوی نیز نفوذ کرده است و محصول سبک زندگی و تفکر غربی است؛ این بروکراسی در جامعه ما همه خوبیهای جامعه را به محاق میبرد. اربعین یک تنه به نبرد با این بروکراسی آمده است.
امام حسین(ع) با آثار روحی عظیمی که در جامعه برجای میگذارد، در حال از بین بردن مظاهر تمدن غربی است که یکی از مهمترین آنها بروکراسی ماکس وبری است. امروز در موسسات حوزوی نیز باید کارت ساعت بزنند. در مساجد ما نیز این زندگی فردگرایانه نفوذ کرده است. چرا ما بر اساس الگوی اربعین، در مساجد موکب نمی زنیم؟ چرا در مساجد هر شب روضه نمیگیریم؟
مقررات تحصیلی ما در حوزه و دانشگاه به سمت بروکراسی ماکس وبری حرکت کرده است. فرهنگ اربعین به جنگ این نگاه رفته است که باید از آن صیانت کنیم.
مومنین در دوران ظهور، مرز مالکیت باهم ندارند و اربعین چراغ اول را در این زمینه روشن کرده تا مردم به آن سمت بروند. مردم عراق، بر اساس همین فرهنگ مواسات، موکبها را سر راه زائران قرار دادند و ما نیز تحت این چراغ، مسیر را یاد گرفتیم و حرکت کردیم.
فرهنگ اربعین را بعد از اربعین باید وارد مساجد کنیم. باید تلاش کنیم روضههای گسترده در طول سال برگزار شود و در مساجد اطعام بدهیم و کسی نداند چه کسی این خرج را داده است. مساجد نباید بدون روضه بمانند.
فرهنگ اربعین را باید به شهرها سرایت دهیم و آن را ارتقا بدهیم. ممکن است که اسیران بروکراسی، مخالف این جریان باشند که قطعاً هستند ولی اربعین به جنگ این بروکراسی میرود. اصل بروکراسی این است که میگویند: جز با نظارت دقیق و کنترل شدید نمیتوان کار را جلو برد چون اصل بر منفعتطلبی است! اما در فرهنگ اربعین، اصل بر زندگی مواساتی است.
🚩 موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) -۱۴۰۲/۰۵/۲۵
📢صوت:@panahian_mp3
@Panahian_text
🔸 اربعین فرصت ارتقای دوستی دو ملت ایران و عراق است
🔸 مردم عراق برای اربعین و کربلا شهدای بسیاری دادند که امروز به این رتبۀ خادمی رسیدند
📌 علیرضا پناهیان در جمع مبلغین و فرهنگسازان اربعین(قسمت دوم):
🔘 عشایر عراق چراغ اول را برای زیارت اربعین روشن کردند و بسیار بی ادعا پای کار آمدند
🔘 دوستی با عراقیها را جدی بگیرید؛ امام(ره) به رفاقت دو ملت حول محور اهلبیت(ع) تأکید کردهاند
🔘 کسانی که کاروان زیارتی به راه میاندازند همیشه مورد عنایت ویژه اهلبیت(ع) هستند
🔘 تلاش کنیم که حتیالمقدور همه زائران اربعین از کشورمان، بهصورت کاروانی بروند
🔘 رعایت آداب زیارت در سفر اربعین، میتواند ما را به یک اربعینی واقعی تبدیل کند
__
#علیرضا_پناهیان:
ملت عراق برای اربعین و زیارت کربلا شهدای بسیاری دادهاند که به نقل از یکی از علمای این کشور نزدیک به یک میلیون نفر است. این مردم در راه اربعین خون دادهاند که امروز به این رتبه خادمی رسیدهاند و بسیار خوش توفیق بودهاند. چند صدهزار شیعه عراقی در انتفاضه شعبانیه به شهادت رسیدند.
این شیعیان بسیار بی ادعا پای کار اربعین هستند. ما هم در راه این اربعین و زیارت امام حسین(ع) شهید دادهایم اما در خصوص زیارت اربعین، عشایر عراق چراغ اول را روشن کردند و این ناشی از ریشه معنوی خونهای پاک شهیدان است که شما مبلغان اربعین، حتما مردم را باید در اینباره توجیه کنید.
برخی از شهرهای کشورمان تجمعهای عاشورایی و عزاداری دارند که اینها باید حفظ شود؛ عزاداری محفلی و شهری بسیار مهم است و باید آن را توسعه دهیم و در کنار اینها، کاروانهای زیارتی بزرگ هم به راه بیندازیم.
کاروانهای زیارتی کربلا باید این عزاداریها را توسعه دهند. متاسفانه بسیاری از زائران، به صورت کاروانی حرکت نمیکنند؛ باید تلاش کنیم که حتیالمقدور همه زائران اربعین، کاروانی حرکت کنند.
کسانی که کاروان زیارتی به راه میاندازند همیشه مورد عنایت ویژه اهلبیت(ع) هستند. یکی از آداب زیارت اربعین، همین است که با کاروان و به صورت جمعی برویم.
رعایت آداب زیارت بسیار اهمیت دارد. تمام زائران امام حسین(ع) سرباز امام زمان(عج) است ولی این سربازی آدابی دارد. زیارت، وظیفه ما است. غیر از حس وحال شخصی و دلتنگی برای زیارت، ما وظیفه داریم که به زیارت برویم.
امام صادق(ع) میفرماید که کسی نباید بیشتر از سه سال دست از زیارت بکشد و به زیارت نرود. (وَ أَمَّا بَعِیدُ الدَّارِ فَفِی کُلِّ ثَلَاثِ سِنِینَ فَمَا جَازَ ثَلَاثَ سِنِینَ فَلَمْ یَأْتِهِ فَقَدْ عَقَّ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ قَطَعَ حُرْمَتَهُ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ؛ کاملالزیارات، ص296) زیارت قبور ائمه وظیفه ذاتی ما است. در برخی روایات دربارۀ آداب زیارت امام حسین(ع) آماده است که باید غبارآلود و کمی گرسنه و خسته و با حالت نزار به زیارت بروید.
در سفر زیارت اربعین سعی کنیم غذای خوب را به زائران در راه مانده بدهیم و خودمان یک غذای ساده بخوریم. رعایت این آداب میتواند ما را به یک اربعینی واقعی تبدیل کند. خوب است آداب حج را مطالعه کنید تا به اهمیت آداب زیارت پی ببرید.
یکی از آداب و سنتهای زیارت امام حسین(ع) این است که قبل از سفر، سه روز روزه بگیریم. خوب است که اهل خانوادۀ خود را جمع کنیم و این آداب را برای آنها تبیین کنیم. پرهیز از زینت کردن هم از جمله توصیههای مهم برای زائران امام حسین(ع) است.
دوستی با عراقیها را جدی بگیرید. امام خمینی(ره) ملت ایران و عراق را به رفاقت و دوستی بر حول محور اهلبیت(ع) توصیه کرده است. دشمنان تلاش بسیاری برای نابودی عراق انجام میدهند. باید این مردم را دریابیم و اجازه ندهیم دشمنان ما این دوستی و همدلی را از ما بگیرند.
🚩 موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) - ۱۴۰۲/۰۵/۲۵
📢صوت:@panahian_mp3
@Panahian_text
🔸پیامبر(ص) فراتر از یک مبلّغ، یک مصلح اجتماعی بود که در جامعه تحول ایجاد کرد
🔸 یک عالم دینی هم به تبعیت از پیامبر باید وضع زندگی و کسبوکار مردم محلۀ خود را اصلاح کند
📌 علیرضا پناهیان در جشن میلاد پیامبر(ص) در حرم حضرت معصومه(س):
🔘 دعوای مشرکین با پیامبر(ص) سرِ عقیده و اخلاق نبود؛ سرِ بروز اجتماعی احکام دین و بنیانگذاری تمدن اسلامی بود
🔘 رسولخدا(ص) صرفاً پیامآور نبود، برهمزننده نظم انحرافی و جاهلی جامعه و آورنده نظم جدید بود
🔘 دعوای مشرکین با پیامبر(ص) سرِ مباحث عقیدتی و اخلاقی نبود؛ سر نظم اجتماعی بود
🔘 صلوات یک شعار سیاسی و اعلان موضع مؤمنین است
_
#علیرضا_پناهیان:
شخصیت نبی مکرم اسلام در انجام رسالت، فراتر از یک معلم و مبلغ بود. بروز اجتماعی ایشان بهعنوان یک شخصیت مصلح، منجی و انسان برجستهای بود که در جامعه تحول ایجاد نموده است.
رسولخدا(ص) از آغاز هم برای ایجاد تحول و بهعنوان «مصلح اجتماعی» ظاهر شد، ایشان برهمزننده نظم جاهلی مکه و شبه جزیره عرب بود. آیه شریفه «وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ» برای خارجکردن مسئولیتهای دیگر پیامبر نیست؛ چرا که رسول خدا در پیمان عقبه دوم با اینکه هنوز به مدینه هجرت نکرده و مردم مدینه مسلمان نشده بودند، ۱۲ مسئول را برای ۱۲ منطقه مدینه تعیین نمودند.
پیامبر(ص) در کنار آن رسالت بزرگ تبلیغ، معلمی، ارسال پیام الهی و… بهعنوان یک مصلح اجتماعی ظهور کردند. قرآن کریم بیان «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ» را بارها تکرار نموده است؛ حتی بیش از دستور به اطاعت خدا، اطاعت رسول خدا را متذکر شده است؛ بهگونهای که تنها در سوره شعرا، ۹ آیه بر اطاعت از رسول خدا تصریح دارند.
در عبارت «نبیالله» کلمۀ نبی نه به معنای پیامآور، بلکه به معنای برگزیده قوم و انسانها و سرآمد تمام مخلوقات است، در تاریخ ۵۰۰ساله دوران بنی العباس گرایشی به وجود آمد تا خلافت را به معنای جانشینی و معنای رسول را صرفاً به معنای «پیک» یا پیامآور جعل کردند تا خلیفه را بالاتر از رسولالله جا بیندازد؛ درصورتیکه دریافت وحی تنها یکی از رسالتهای پیامبر(ص) بود.
اگر ویژگیهای دوران مکه پیش از اسلام، استقبال اهل مکه از اقوام و ادیان مختلف ابراهیمی و رویه شهر باستانی و هزار فرقه مکه در آن دوران را بررسی کنید، به این نتیجه میرسید که شخصیت رسول خدا برهمزننده نظم انحرافی و جاهلی اجتماع و آورنده نظم جدید و یک مصلح الهی بود.
با توجه به روایت «اَلعُلَماءُ وَرَثَةُ الاَنبیاء» (کافی، ج 1، ص 32) جایگاه علمای دین را هم باید بهعنوان مصلح و نظمدهنده و ازبینبرنده نظمهای غیرالهی در اداره حیات بشر تفسیر کرد. اگر یک عالم دینی در محلهای باشد، باید وضع کاروکاسبی و اوضاع ادارات و خانوادهها در آن محله، تغییر کند؛ اگر اوضاع ناصالح است، آنها را به صلاح و سداد بکشاند و مشکلات مردم را حل کند.
بر اساس آیه شریفه «فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ» که مربوط به آغاز دعوت عمومی رسولخدا(ص) است، معلوم میشود که وقتی دعوت و تبلیغ دین به صورت علنی اتفاق بیفتد، درگیری و مخالفت با آن هم پیش میآید. هرچند پیامبر(ص) با وجود تمام دشمنیها و شرایط سخت مانند دوران شعب ابیطالب و... به تبلیغ دین ادامه دادند اما بدون شک اگر بحث رسولخدا(ص) فقط یک بحث عقیدتی و معرفتی و اخلاقی بود، احدی با ایشان نمیجنگید، پس دعوا سرِ این مسائل نبوده است.
همانطور که اسلام برنامه زندگی است، نه صرفاً بحثی عقیدتی و اخلاقی؛ پیامبر(ص) نیز تنها مسئول بیان احکام و عقاید نبودند؛ ایشان از نفوذ اجتماعی، قدرت فرماندهی و بسیج عمومی برخوردار بودند و همه را در مسیر انجام رسالت نبوی به کار گرفتند.
تمام دعوای مشرکین و کفار بر سر مصلح اجتماعی و منجی بودن رسول خدا بود و الا آنها هیچ مشکلی با صرف بیان عقاید و اخلاق نداشتند، دعوای مشرکین و کفار با رسولالله صلیالله علیه و آله بر سر ظهور و بروز اجتماعی احکام اسلامی و بنیانگذاری تمدن عظیم اسلامی بود.
صلوات بر پیامبر(ص) و اهلبیت ایشان در واقع یک شعار سیاسی و اعلان موضع مسلمین و مؤمنین است. بر اساس روایات اسلامی هرکسی نام پیامبر را بشنود و بلند صلوات نفرستد در حق رسولالله صلیالله علیه و آله جفا نموده است، صلوات در واقع، اعلان موضع سیاسی و تجلی قرارگرفتن در خط نبوی است.
🚩 حرم حضرت معصومه(س) – ۱۴۰۲/۰۷/۱۱
👈 متن کامل
@Panahian_text
🔸 اگر جایگزین بیعدالتی را معرفی نکنیم مبارزه با بیعدالتی به نتیجه نمیرسد
🔸 گاهی یک مسئول، بیعدالتی و رانتخواری نمیکند اما هیچ کار مفیدی هم انجام نمیدهد!
📌 علیرضا پناهیان در نشست بسیج دانشجویی در حسینیه جماران:
🔘 چرا نیروهای متدیّن در جامعه ما، اثر لازم را روی بقیه افراد ندارند؟
🔘 الان بهترین راه برای تأثیرگذاری بر طیفهای مختلف جامعه چیست؟
🔘 شرایط امروز جامعه برای تأثیرگذاری بر افراد، سهلتر از دهههای قبل است
🔘 بعد از جنگ، درگیری اصلی با افکار لیبرالی و ضد اسلام انقلابی بود؛ الان مرز درگیری ما با چیست؟
____
برای اینکه آموزشهای دینی، بیشترین ثمر را در زندگی افراد جامعه داشته باشد باید چهکار کنیم. بعضی وقتها دیده میشود که آموزشهای دینی در جامعه هست و در دوره دبیرستان هم این آموزشها فراوان داده میشود، اما آنچنان ثمری در زندگی افراد ندارد. آیا در این آموزشها نقصی وجود دارد یا اینکه افراد، ایرادی دارند که این آموزشها در آنها اثر لازم را نمیگذارد؟
سؤال دیگر اینکه چرا نیروهای متدیّن اثر لازم را روی بقیه افراد جامعه ندارند؟ درحالیکه انتظار این است که وقتی نیروهای متدیّن آزادی عمل پیدا کنند، طیف تأثیرگذاری گستردهای داشته باشند و در محیط خودشان مؤثر واقع شوند.اصلاً فلسفه اینکه در طول تاریخ، متدیّنین را گرفتهاند و کشتهاند، برای این بوده که این تأثیرات را نگذارند.
تصور بنده این بود که وقتی دفاع مقدس تمام شود بچههای رزمنده از جبهه به شهر بر میگردند و چه غوغایی خواهند کرد! اما این اتفاق نیفتاد و بعضاً در فرهنگ عامه هضم شدند، بعضاً منحرف شدند، بعضاً هم غصه خوردند و البته بعضاً هم کم تأثیرگذار بودند...
وقتی گفته میشود که ولایت اصل دین ما است، یکی از معنانیاش این است که ولایت تأثیرگذارترین عامل در گسترش دینداری در جامعه است. ولایت اصل دین ما است؛ یعنی ارزشمندترین است و وقتی آن را خرج کنید بیشترین درآمد و منافع را کسب میکنید. این همه در جامعه ما از ولایت حرف زده میشود و کمتر هم مخالفت با آن هست؛ لااقل کسی با ولایت رسولخدا(ص) و ائمه(ع) مخالفتی ندارد، اما چرا تأکید بر این مفهوم کلیدی، بر روی افراد جامعه ما، کم تأثیر بوده است؟
مسئلۀ بعد این است که بهترین راه برای تأثیرگذاری بر طیفهای مختلف جامعه چیست؟ به ویژه در این شرایط که شرایط بسیار سهلی برای تأثیرگذاری بر دیگران است
یک زمانی در این کشور، وقتی میخواستیم از دین حرف بزنیم، میگفتند جای این حرفها در دانشگاه نیست. شهید مطهری اصرار داشت اثبات کند که دین خرافات نیست.
امام(ره) وقتی میخواست از دستههای عزاداری پیش انقلابیون دفاع کند، میفرمود که خود دستههای عزاداری، تظاهرات سیاسی است. یعنی انقلابیونی که اهل تظاهرات سیاسی بودند، با دسته عزاداری مخالفت داشتند.
آن افکار غلط دربارۀ روضه و عزاداری، با دفاع مقدس از بین رفت. هرکس بیشتر اهل روضه بود، بیشتر جبهه رفت و به شهادت رسید.
بعد از جنگ رسیدیم به افکاری که ضد اسلام انقلابی بود و جریاناتی مثل آیتالله مصباح با تفکرات لیبرالی التقاطی مبارزه کردند و الآن دیگر کسی جامعه آمریکایی را جامعه الگو نمیداند و آمریکایی بودن برای او افتخار نیست. از ابتدای انقلاب، مبارزه با گرایشهای غربزدگی و لیبرالی طولانیترین مبارزۀ ما بوده است، ولی باید ببینیم که الآن مرز درگیری ما با چیست؟
بنده همیشه در مبارزه با بیعدالتی یک ملاحظه داشتم؛ آنهم این است که اگر با مارکسیستها مبارزه کردیم مکتب جایگزینش را گذاشتیم، اگر با معنویت دینی غیر انقلابی مبارزه میکردیم معنویت ولایی انقلابی که مشی رزمندهها بود را جلوی آن گذاشتیم. وقتی با بیعدالتی مبارزه میکنیم اگر جایگزینش را نگذاریم، این مبارزه سیاهنمایی میشود.
مبارزه با بیعدالتی لازم است اما با چه چیزی میخواهید به مبارزه با بیعدالتی بپردازید؟ جایگزین بیعدالتی چیست؟ الآن بیعدالتی یکی از مشکلات ما است ولی با بیعرضگی مسئولین و انواع ناتوانیها هم مواجه هستیم. مثلاً یک مسئولی میگوید که من بیعدالتی نمیکنم، یعنی «رانتخواری نمیکنم» اما میبینید که او هیچ کار مفیدی هم انجام نمیدهد. اینطوری نمیشود با بیعدالتی مبارزه کرد. اصلاً چرا باید یک آدم بیعرضه مسئول بشود؟
جواب همۀ این سؤالها و سؤالهای فراوان دیگر یک چیز است؛ ما باید حرفهای اعتقادی را از آسمان به زمین بیاوریم. چهکار کنیم که عقیده تبدیل به تکنولوژی و پیشرفت بشود؟ مخالفان ما هم مطالب اخلاقی را بلد هستند؛ این مطالب اخلاقی و اعتقادی، کجا باید در زمین محک بخورد و عملیاتی بشود؟
🚩 نشست مسئولین بسیج دانشجویی دانشگاه تهران؛ حسینیۀ جماران – ۱۴۰۲/۰۷/۰۸
👈 متن کامل
@Panahian_text
🔸 حتی آنها که «نه غزه نه لبنان» میگفتند از پیروزی غزه خوشحالند
🔸 مردم غزه نشان دادند که قدرت اسرائیل پوشالی است
📌 علیرضا پناهیان در برنامۀ سمت خدا:
🔘 مردم عالم از دیدن ضعف اسرائیلیها خوشحال شدند و فهمیدند قدرت آنها واقعی نبوده
🔘طبق آیه قرآن، ریشۀ ضعف و قدرت پوشالی کافران، نفهمیِ آنها است «بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ»
🔘آنها نمیفهمند که هیچوقت ظالم نمیتواند تمام راههای غلبۀ مظلومان بر خودش را ببندد؛ همیشه یک راهی برای مظلوم هست
🔘ایمان برای ما قدرتآفرین است و ترسهای ما را از بین میبرد
__
#علیرضا_پناهیان:
یکی از بهترین روشها برای جذب نوجوانان و جذب کسانی که افراد ناآشنا به دین و ایمان این است که بگوییم «ایمان جدا از اینکه ترسهای ما را از بین میبرد، برای ما قدرتآفرین است؛ بدون ایمان انسان ضعیفی خواهی بود»
چرا شهید سلیمانی برای عموم مردم و همۀ طبقات جامعه، جاذبه داشت؟ چون مظهر قدرت ایران بود و قدرت را همه میپسندند.
الآن همۀ مظلومان عالم از ماجرای غزه خوشحال هستند. اصلاً مثل یک امر هیجانانگیز با آن برخورد میکنند، حتی بسیار قویتر از فوتبال و برنده شدن تیم ملی در یک مسابقۀ فوتبال، ملتها دارند خوشحالی میکنند.
حتی کسانی که دوست داشتند «نه غزه نه لبنان» بگویند الآن خوشحال هستند. یکی از رفقا که شعارش این بود، الان خوشحال است، حتی میگوید اگر میتوانیم کمکشان کنیم. میگویم: آنها کمک نمیخواهند و به قدری جرأت و جسارت دارند که با کمترین امکانات، مثل گلایدر رفتهاند و با دشمن میجنگند.
مردم عالم از یک طرف، میبینند که قدرت این رزمندههای فلسطینی، حقیقی است. از طرف دیگر، ضعف اسرائیلیها را هم میبینند. چرا مردم عالم وقتی ضعف اسرائیلیها را میبینند خوشحال میشوند؟ چون میفهمند که قدرت آنها پوشالی بود، مردم غزه میخواستند این را به همه عالم بفهمانند.
مردم غزه، با ایمان خود، معادلات قدرت را بههم ریختند. ایمان قدرت میآورد؛ حالا شما میخواهی مؤمن نشوی؟ از این قدرت، کسی نمیتواند بگذرد.
مهمترین جاذبۀ دین ما هم برای ناآشنایان نسبت به دین و هم برای نوجوانان، قدرت و قوّت روحی است. اگر ایمان نداشته باشی این قوّت را پیدا نمیکنی.
خداوند به پیامبر(ص) میفرماید: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ عَلَى الْقِتالِ»؛ مؤمنین را بر قتال تحریک کن. بروند بجنگند. و برای اینکه مؤمنین قوّت قلب پیدا بکنند، میفرماید: «إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ»؛ بیست نفر از شما اگر صابر باشید بر دویست نفر غلبه میکنید. پس یعنی شما قویتر هستید. «وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً»؛ اگر شما صدنفر باشید بر هزار نفر از کافران غلبه پیدا میکنید.
چرا؟ دلیلش خیلی جالب است. میفرماید: «بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ» چون آنها شعور ندارند و نمیفهمد؛ ولی شما میفهمید.
به نظرم فرماندهان ارتش اسرائیل، آرزو میکردند که یک درصد فهم و هوشمندی، شجاعت احساس مسئولیت و عزم این جوانان غزه را سربازهای خودشان داشتند یا لااقل فرماندهان خودشان داشتند.
همه دارند به آنها میگویند: این چه امنیتی است که این بچههای غزه با دست خالی آمدند و ما را زدند؟ شما کجا بودید؟ این همه ادعا و سرویسهای اطلاعاتی آنچنانی، همه درهم شکست. خودشان دارند میگویند! دیگر طومار اسرائیل واقعاً بههم پیچیده شده است.
الآن ما میتوانیم با سرافرازی این آیه قرآن را بخوانیم، «بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ». اینها فهم ندارند؛ فهم عمیق ندارند. این قدرت پوشالی اسرائیل، پایگاهش نفهمیِ آنها است.
ما چه چیزی را میفهمیم که دشمنان ما نمیفهمند؟ مثلاً آنها نمیفهمند که هیچوقت ظالمها نمیتوانند تمام راههای غلبۀ مظلومان بر خودشان را ببندند. این اصلاً امکان ندارد و عقلانی نیست که بتوانند همۀ راهها را به روی مظلوم ببندند. خداوند جهان را اینگونه نیافریده است.
چنین چیزی قابل تصور نیست که ظالمی بتواند تمام راههای غلبۀ مظلومان بر خودش را ببندد. همیشه یک راهی برای مظلوم هست. ولی آنها این را نمیفهمند.
🚩 برنامۀ زندۀ تلویزیونی سمت خدا؛ شبکۀ سه – ۱۴۰۲/۰۷/۱۷
@Panahian_text
📌 پیشنهاد علیرضا پناهیان برای برگزاری جشنها:
🔸 جشنها و مراسم سرور اهلبیت(ع) را در میادین اصلی شهر برگزار کنید
🔸 جلسات پرشور و احساس خود را به همه نشان دهید؛ این هم امر به معروف است
🔘 اگر بیدینی در جامعه دارد زیاد میشود دیندارها تظاهرات دینی خود را افزایش دهند
🔘 ظواهر دین را پررنگتر جلوه دهید و جذابیتهای مراسمات مذهبی را به مردم برسانید
🔘 به مردمی که مجالس اهلبیت(ع) را تجربه نکردهاند بگویید که حضور در این جلسات چه لذت و موهبتی دارد
🔘 هیجانات مذهبی خود را در اماکن دربسته پنهان نکنید؛ این احساس را علنی کرده و با تمام مردم شهرتان شریک بشوید
__
#علیرضا_پناهیان:
وقتی دیدید بیدینی در یک جامعهای دارد زیاد میشود، دیندارها باید تظاهرات دینی خود را افزایش بدهند.
جشنها باید در میادین اصلی شهر برگزار شود. شنیده بودم که رشت، شهر شبهای زنده است، اما اینکه مردم رشت تا پاسی از شب اینگونه برای اهلبیت(ع) جشن و سرور برپا کنند واقعاً جای تقدیر دارد.
با برخی از بیدینیها باید به صورت لطیف و زیبا برخورد کرد. باید هیئتها به صورتی نرم و لطیف، حرکتها و تظاهرات دینی را در بین مردم و میادین اصلی شهر برگزار کنند چرا که این امر خودش یک امر به معروف است.
ما امکانات پیروزی بر تمدن کفر را داریم اما خودمان استفاده نمیکنیم. جوانترها باید برای کار فرهنگی بیشتر به میدان بیایند. جلسات پرشور و پراحساسی که در هیئات برگزار میکنید را به تمام مردم نشان دهید، بسیاری از کسانی که دوری میکنند شاید یکبار هم این احساس را تجربه نکرده باشند، پس وظیفه شماست که این جلسات را علنی کنید.
برخی میگویند که استان گیلان به دلیل توریستی بودن، بیشتر نیاز به کار فرهنگی دارد. در این صورت لازم است که خود مجموعههای فرهنگی و جوانان، ظواهر دین را پررنگتر در این شهر و استان جلوه دهند.
هیجانات مذهبی خود را پنهان نکنید. به کسانی که از کنار جلسات و محافل جشن و سرور عبور میکنند شیرینی بدهید و با آنها ارتباط بگیرید، سعی نکنید در اماکن دربسته که فقط خودتان هستید مجلس برگزار کنید، این احساس را با تمام مردم شهرتان شریک شوید.
سعی کنید پیام این جذابیتهای مراسمات مذهبی را به مردم برسانید. شما موظف هستید به مردمی که این مجالس را تجربه نکردهاند بگویید که شرکت در مجالس اهلبیت(ع) چه لذت و موهبتی برایشان دارد.
🚩 جشن میلاد پیامبر(ص) در مهدیۀ رشت – ۱۴۰۲/۰۷/۱۳
@Panahian_text