eitaa logo
"پـنــــاه"
1.6هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
10 فایل
- انّی‌وُلدت‌لکی‌أحبّک''حسیــﷺــن''♥️ - ما را هنری‌ نیست‌ بجز نوکری‌ات‌ یااباعبدالله . شروع : 1402/4/1 پایان : شهادتــــ اینجا @daroonmn ؟ تخلیهٔ احساساتツ راه ارتباطی شما با ما [ @seyed_m69 ]
مشاهده در ایتا
دانلود
"پـنــــاه"
ز بس که مِهرِ او در سینه دارم جهانم رنگِ رخسارِ حسین است
اگر سر را دهم در مسلخِ او هنوز این تن بدهکارِ حسین است..
"پـنــــاه"
اگر سر را دهم در مسلخِ او هنوز این تن بدهکارِ حسین است..
بیا ای دل بنال از غربتِ او که این غم کی سزاوارِ حسین است!
"پـنــــاه"
بیا ای دل بنال از غربتِ او که این غم کی سزاوارِ حسین است!
دلِ شیدای من بی تابِ رویش گداست امّا خریدارِ حسین است..
"پـنــــاه"
دلِ شیدای من بی تابِ رویش گداست امّا خریدارِ حسین است..
هزاران جانِ نا قابل نثارِ فقط یک روی دیدارِ حسین است
"پـنــــاه"
هزاران جانِ نا قابل نثارِ فقط یک روی دیدارِ حسین است
خوشا بر من سرا پای وجودم دو عالم عبدِ دربارِ حسین است
"پـنــــاه"
خوشا بر من سرا پای وجودم دو عالم عبدِ دربارِ حسین است
تمامِ هست و نیستم نذرِ عشقِ دو دستانِ علمدارِ حسین است
"پـنــــاه"
تمامِ هست و نیستم نذرِ عشقِ دو دستانِ علمدارِ حسین است
به تا روزی که در قبرم گذارند دلم مرهونِ ایثارِ حسین است..
"پـنــــاه"
به تا روزی که در قبرم گذارند دلم مرهونِ ایثارِ حسین است..
نفس اندر نفس دل بی قرار و تنم تب دار و بیمارِ حسین است..
"پـنــــاه"
نفس اندر نفس دل بی قرار و تنم تب دار و بیمارِ حسین است..
هزار و چارصد سال است و اکنون دلِ عالم عزادارِ حسین است!
آقای اباعبدالله؛ عشقِ تو، شیرین ترین داستانِ این دنیایِ تلخ است..!🫀🌱
«خوشا دلی که زِ بیم گناه می‌لرزد🫀» - صائب تبریزی
"پـنــــاه"
#قسمت_صد_و_هفتاد_و_دو #ناحله🦦 محمد: از پنجشنبه که برای خرید رفته بودیم،رفتار فاطمه با من تغییر کرده
🚶🏻‍♀ تو بخاطر یه لباس اینطور دلخور شدی؟ بیا بریم اصلا هرچی که دلت خواست و برات میخرم ،دیگه هیچی نمیگم! من غلط کنم دیگه نظر بدم!ببخش من و باشه ؟ اصلا دیگه جایی نمیرم، یک دقیقه هم تنهات نمیزارم. بزار ببینمت...! (نزدیک بود گریم بگیره، باورم نمیشد این حرف هارو فاطمه میزنه نمیدونستم چی میگم فقط میخواستم ببینمش و نزارم که از کنارم تکون بخوره. حتی فکر کردن به نبودش آزار دهنده بود) با صدایی بغض دار گفت: + فردا میام وسایلم رو جمع میکنم _یعنی چی وسایلت رو جمع میکنی؟ خانومم این حرف ها حتی شوخیشم زشته. مگه قرار نبود هرجایی هر کدوممون از اون یکی به هر دلیلی دلخور شد بهش بگه تا کدورتی نمونه ؟تو انقدر دلت ازم پر بود و چیزی نگفتی؟ خواهش میکنم بگو کجایی تا بیام جواب همه ی حرفات رو بدم +خداحافظ بهت زده به تماسی که قطع شده بود نگاه کردم . چند بار زنگ زدم. موبایلش و خاموش کرده بود. حس میکردم فضای خونه کوچیک تر شده و نمیتونم نفس بکشم. رفتم و لباس سپاه رو با پیراهن سرمه ای و شلوار مشکی عوض کردم. نمیدونستم باید کجا برم ،تنها چیزی که میدونستم این بود که نیاز داشتم به رفتن! ____