پَنآه
«رهبر، در قاموسِ حقیقت، بالاترین و باارزشترین گوهرِ جامعه و حکومت است. سخنِ او، نه یک گزاره، که سمت
پَنآه
«شهید، شکستخوردهی تقدیرِ مرگ نیست؛ او تنها کسی است که با پشت پا زدن به زندانِ مصلحتهای دنیایی، پن
«آنجا که دیگر ترسی نمانَد، حقیقت آغاز میشود؛ و آن نقطه، ایستگاهِ شهید است.»
پَنآه
«از این رو، حرکت در مدارِ ولایت، یعنی ادامهی همان راهِ شهدا؛ یعنی دیدنِ خود در امتدادِ کاروانِ نور
«رهبر، قطبنمایِ یک امت است؛
صدایی که در هیاهوی فتنه، جهت را یادآوری میکند.»
پَنآه
«رهبر، قطبنمایِ یک امت است؛ صدایی که در هیاهوی فتنه، جهت را یادآوری میکند.»
«ولایت، ریسمانِ وحدتِ دلهاست؛
چراغی که راه را در دلِ تاریکی روشن میکند.»