•
هرکس به اندازهی مطالعهای که روی مرگ کرده حیات را بهتر شناخته است.
📚 | راه رشد/جلد چهارم
@paragerafat
•
پایان تنهایی زمانی است که کسی به تو نیاز داشته باشد؛ و دنیا پر از نیاز است.
📚 | نفر دیگری که در بهشت ملاقات میکنید
@paragerafat
•
"ما زخمهایمان را بیشتر از التیامها میپذیریم."
📚 | نفر بعدی که در بعشت ملاقات میکنید
@paragerafat
•
"کسی که کتاب نمیخواند تنها یک بار زندگی میکند و کسی که میخواند، بارها و بارها..."
📚 | روح عزیز
@paragerafat
•
"ما به کشور شما حمله میکنیم، اقتصادتان را ویران میکنیم، زیرساختهایتان را از بین میبریم، صدها هزار شهروندتان را میکشیم و حدود یک دهه بعدش رمانهای لطیفی مینویسیم دربارهی این که کشتن شما اشکمان را درآورده."
📚 | لهجهها اهلی نمیشوند
@paragerafat
•
"بعضی وقتها فکر میکنم این میزان اندوه نیست که مهم است، بلکه مهم این است که چقدرش را بتوانی تاب بیاوری."
📚 | کتابخانهی کوچک بروکن ویل
@paragerafat
•
"لهجه لزوما نقص گفتار نیست؛ تقلای زبان مادری است در برابر مرگ و فنا."
📚 | لهجهها اهلی نمیشوند
@paragerafat
•
"من همیشه نوشتهام، چون همیشه میخواستهام قصه بگویم. اما نمیتوانم بگویم دقیقا کی تصمیم گرفتم قصههایم را منتشر کنم. الان میدانم این تصمیم احتمالا نتیجهی خواندن انبوه کتابهایی بوده که مردان همنژاد و همفرهنگ و همکیشم را فقط منحرف، خشن، عقبمانده و مستعد تروریسم معرفی میکنند و زنهای ما را موجوداتی بیصدا، سرکوب شده و درمانده که منتظرند بیگانهای آزادشان کند."
📚 | لهجهها اهلی نمیشوند
@paragerafat
•
"از کارهایی که نمیکنی پشیمون میشی، نه از کارهایی که میکنی..."
📚 | یکی برای خانواده مورفی
@paragerafat
•
"میپرسی کتاب یا آدمها. باید بگویم که انتخاب سختی است.
کتابها فوقالعادهاند و احتمالا در کلبهای در جنگل خیلی به کار میآیند، اما کیف خواندن یک کتاب معرکه چیست اگر نتوانی دربارهاش به دیگران بگویی؟"
📚 | کتابخانهی کوچک بروکن ویل
@paragerafat
•
میگفت گلهای میخک اسمشان بد در رفته؛ چون که از گلهای رز ارزانترند، ولی او آنها را بیشتر دوست داشت؛ چون میگفت بیشتر میجنگند. رز.ها نازک نارنجیاند، حتی فرصت نمیدهند که بودنشان عادت کنی.
📚_ آخرین روز خانم بیکسبی _
@parager
•
تمام عمرش سعی کرد از درگیری اجتناب کند، تا اینکه درست مشت خورد توی دهنش.
📚_ آخرین روز خانم بیکسبی _
@parager