eitaa logo
پاراگراف| امیرحسن‌اوصالی
3.4هزار دنبال‌کننده
587 عکس
31 ویدیو
5 فایل
📃روزنامه‌نگار _ حافظ‌پژوه و منتقدِ سینما 🎤تبیین با چاشنی اندیشه 🔎اینجا فکر کردن یاد می‌گیری ❌️ کپی با ذکر منبع 👌 ارتباط با من: @a_h_osali #آموزش_نویسندگی #آموزش_نقد_فیلم
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹بخشی از نظرات مخاطبین کلاس نقد فیلم در کلاس‌های برگزار شده... . 🆔 @paragraph_osali
🧷 هزینه‌ی کلاس برای ۶ جلسه ۱۳۰۰ خواهد بود. ۱۰ نفر اول می‌توانند با ۹۹۰ هزار ثبت‌نام کنند. 📍به علت گفت‌وگو در کلاس و زمان‌بندی دوره، ظرفیت اعضا محدود است. 🎥 ۳ فیلم ایرانی _ ۳ فیلم خارجی 🗓 ۶ جلسه _ آنلاین 🔖 شنبه‌ها _ ساعت ۲۰ الی ۲۱:۳۰ 5⃣1⃣ ظرفیت کلاس فقط ۱۵ نفر برای ثبت‌نام پیام بدهید: @a_h_osali 🆔 @paragraph_osali
نام من عشق است آیا می‌شناسیدم؟ ا....... ا. ا. ا. اینچنین بیگانه از من رو مگردانید در مبندیدم به حاشا، می‌‌شناسیدم! من همان دریایتان ای رهروان عشق رودهای رو به دریا! می‌شناسیدم اصل من بودم, بهانه بود و فرعی بود عشق قیس و حسن لیلا می‌‌شناسیدم؟ در کف فرهاد تیشه من نهادم، من! من بریدم بیستون را می‌شناسیدم مسخ کرده چهره‌‌ام را گرچه این ایام با همین دیوار حتی می‌‌شناسیدم من همانم, مهربان سال‌‌های دور رفته‌‌ام از یادتان؟ یا می‌‌شناسیدم؟ 🔸۱۶ اردیبهشت سالروز درگذشت ماه غزل ایران، مرحوم حسین منزوی است؛ روحش شاد و یادش گرامی باد. 🆔 @paragraph_osali
لبخندِ محمدحسین دنیای عجیبی است. ما “آدم‌هایِ خاکیِ” پای در زمین، دست به دامان بزرگ‌مردانی هستیم که خاک سرد را در آغوش کشیده‌اند؛ دستشان از دنیای ما کوتاه است و با لبخندشان، مرگ را به بازی گرفته‌اند! این خاصیت شهید است! حقیقتی که با رفتنشان آشکار می‌شود، نشان می‌دهد دنیا در نگاه و لبخندشان چقدر حقیر و ناچیز بوده است. آن‌ها چنان دنیا را ترک می‌کنند که گویی هرگز در آن نبوده‌اند، و ما می‌مانیم و دنیای مبهمِ حسرت! حسرت در در خیال شهادت نازیسته‌مان! حسرتِ نداشتن خاطره‌ای از لبخندهایشان. و حسرتی بی‌دلیل که علّتش را نمی‌دانیم! نه شوق پر کشیدن داریم و نه تابِ سنگینیِ رفتنشان را؛ تضادی عجیب و دوست‌داشتنی است! پس با حیرت به تماشا می‌نشینیم که مریدان “سید علی خامنه‌ای” عاقبت‌شان جز شهادت نخواهد بود. این لحظه‌ی شهادت، همانقدر ناآشناست که حس آشنایی به آدم می‌دهد! حسی سبک در کنار سنگینی است؛ شیرین است اما همراه با لبخندی تلخ؛ دلگیر است اما شوق رهایی‌اش مدام پنجره‌ی دل را می‌کوبد! این خاصیت شهادت است! از او دوریم اما او نزدیک است؛ او را می‌جوییم، اما نمی‌یابیمش؛ چنان دریایی است در دل کویر، شبیه سراب! تنها تشنگان واقعی به زمزمِ وصل‌ش سیراب می‌شوند. و چه زیبا سیراب شدند شهیدانی که سال‌ها در کنار ما زندگی می‌کردند، اما ما توجهی به اشتیاق‌شان نداشتیم. شهید می‌رود و کانون توجه یک امت می‌شود. و ما توأمان با سوالاتی کلنجار می‌رویم: پرِ پرواز را چه زمانی به شهید عطا می‌کنند؟ معیار و خط‌کشِ خدا چیست؟ آری، خدای ما اهالی دنیا، خدای انقطاع است! تا به چیزی دل می‌بندی، طوری از دستت می‌گیردش که انگار اصلاً نداشتی‌اش! خدا این‌بار ۱۴ گل سرخ را از باغِ دیارِ غواصانِ دریادل چید تا سهم ما از دلتنگی، بیشتر شود. من هرگز لبخندهای “محمدحسین سودی” را فراموش نخواهم کرد و با "آمریکا و اسرائیل" قاتلین جنایتکارِ پلیدِ سیزده همرزم شهیدش تا روز قیامت پدرکشتگی دارم. پ.ن: تقدیم به شهید سودی و همرزمانش امیرحسن‌اوصالی 🆔 @paragraph_osali
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست زحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس +حافظ 🆔 @paragraph_osali
Javad Zaker موزیکدلJavad Zaker-Che Dar Peimane -musicdel.ir 128.mp3
زمان: حجم: 3.2M
_سید جواد ذاکر ❤️ [تو چه در پیمانه کردی...؟ که مرا دیوانه‌ی دیوانه کردی] 🆔 @paragraph_osali
روزشمار محرم؟! هرگز کانال‌هایی را که با راه انداختن "روزشمار برای محرم" و تجویز برخی "چله‌های من‌درآوردی" سعی در ارشاد! مردم دارند، درک نکرده‌ام! البته این کانال‌ها نیز به مثابه "افراد موضع‌مندی" هستند که تلاش بر اشاعه‌ی نگاهی خاص بر محرم دارند. آنچه نمایان است، ایجاد یک اتحاد روحانی با امام معصوم (ع) است. زمانی که قلب انسان به قلبِ عالم متصل شد، دیگر تمامی افعال خود را با آن کل، تنظیم می‌کند. در این ماجرا، "ترک معصیت" اصلی است که انسان سالک باید به آن توجه داشته باشد. اهمّ اعمال، "انجام تکلیف" است. اگر رزقِ اشکِ چشمی بود، شاکر خواهیم بود و اگر صلاح در بی‌اشکی بود، باز هم باید شاکر بود. علامه‌ حسن‌زاده می‌فرمودند: [عبدالحال نباشید، عبدالله باشید]. ممکن است اشک گاهی باشد و گاهی نباشد؛ معیار همیشه بُکاء نیست! معیار، نماز است. کیفیت اقامه‌ی نماز ما، صورتی از کیفیت ارتباطمان با امام معصوم (ع) است. با این حال، چلّه برای اشک چشم؟ یا مراقبه برای انجام تکلیف؟! درگیرِ رسانه‌بازی‌های سلیقه‌محور نشویم! امیرحسن‌ اوصالی 🆔 @paragraph_osali
فرم، فن و تکنیک، مربوط به قالب‌های نویسندگی‌اند؛ اما آنچه برای نوشتن لازم و ضروری است، اندیشه است. ما را با دوره‌های خلّاق و شلّاق و برّاق فریب می‌دهند و از ما انشانویس‌هایی فاقد اندیشه می‌سازند! اگر کتاب‌های خوب بخوانیم و در کنار مداقّه در اندیشه‌های معاصر، دستور زبان هم بیاموزیم، بی‌آنکه بخواهیم، نویسنده‌ای خوش‌قلم خواهیم شد. کسی که پس از گذراندن دوره‌های کذایی، هنوز جای نهاد، گزاره، مفعول و فاعل را در نوشته‌هایش نمی‌داند، نویسنده نیست. پ.ن: اگر اهل قلم هستید، این کتاب را در اولویت مطالعه‌تان قرار دهید. 🆔 @paragraph_osali
انسان برای رساندن پیام و آنچه در اندیشه دارد، پس از نقاشی کردنِ مفاهیم، دست به دامانِ خط و معانی شد. این موجودِ دوپا دلش می‌خواست حرف بزند! اگر نزاعِ ذهن و زبان را کنار بگذاریم، ناطق بودنِ انسان را می‌توان ذاتی دانست؛ که او را به جست‌وجوگری در حال شدن تبدیل می‌کند. با این همه‌حال، باز هم زمان‌هایی بر انسان می‌گذرد که تواناییِ انتقالِ "درونیاتش" را ندارد. هرچقدر متوسل به کلمات می‌شود، اما کلمه‌ها هرچند فراوان توان خلقِ معانی درونِ انسان را ندارند. این‌جاست که احساسِ تنهایی زاده می‌شود! تنها بودن با احساسِ تنهایی داشتن متفاوت است. انسان زمانی که خوب شنیده نشود احساسِ تنهایی می‌کند. از تراژدیِ این تنهایی، شعرها، داستان‌ها و کلماتِ ماندگاری خلق می‌شوند که گاهی دنیا را تکان می‌دهند. به عقیده‌ی من، نوشتن دیگر نه با اندیشه، که با تنهایی و از تنهایی شروع می‌شود. امیرحسن اوصالی 🆔 @paragraph_osali
▪️پنجاه و دو پیاده به سمت محل تجمع حرکت می‌کنم. خیابان اصلی، رنگ و بوی تبیین را به خود گرفته است. زنی با میکروفونِ در دست، درباره آمریکا، حق وتو، دلار و اثرات آن بر تورم جهانی صحبت می‌کرد. چند قدم آن‌طرف‌تر، مردی مسن برای مخاطبین سخنرانی می‌کرد. دوستان طلبه نیز مانند هر شب، مشغول تبیین و معرفیِ مختصات جبهه‌ی حق و باطل بودند. اما جای این بحث‌ها و گفتگوها در طول روز بسیار خالی است. جنگ محدود به تجمعات شبانه نیست، و هنوز افرادی با ما همراه نشده‌اند. باید برای این موضوع چاره‌ای اندیشید. 🆔 @paragraph_osali