انسان برای رساندن پیام و آنچه در اندیشه دارد، پس از نقاشی کردنِ مفاهیم، دست به دامانِ خط و معانی شد. این موجودِ دوپا دلش میخواست حرف بزند! اگر نزاعِ ذهن و زبان را کنار بگذاریم، ناطق بودنِ انسان را میتوان ذاتی دانست؛ که او را به جستوجوگری در حال شدن تبدیل میکند. با این همهحال، باز هم زمانهایی بر انسان میگذرد که تواناییِ انتقالِ "درونیاتش" را ندارد. هرچقدر متوسل به کلمات میشود، اما کلمهها هرچند فراوان توان خلقِ معانی درونِ انسان را ندارند. اینجاست که احساسِ تنهایی زاده میشود! تنها بودن با احساسِ تنهایی داشتن متفاوت است. انسان زمانی که خوب شنیده نشود احساسِ تنهایی میکند. از تراژدیِ این تنهایی، شعرها، داستانها و کلماتِ ماندگاری خلق میشوند که گاهی دنیا را تکان میدهند. به عقیدهی من، نوشتن دیگر نه با اندیشه، که با تنهایی و از تنهایی شروع میشود.
امیرحسن اوصالی
🆔 @paragraph_osali
#جنگ_نوشت
▪️پنجاه و دو
پیاده به سمت محل تجمع حرکت میکنم. خیابان اصلی، رنگ و بوی تبیین را به خود گرفته است. زنی با میکروفونِ در دست، درباره آمریکا، حق وتو، دلار و اثرات آن بر تورم جهانی صحبت میکرد. چند قدم آنطرفتر، مردی مسن برای مخاطبین سخنرانی میکرد. دوستان طلبه نیز مانند هر شب، مشغول تبیین و معرفیِ مختصات جبههی حق و باطل بودند.
اما جای این بحثها و گفتگوها در طول روز بسیار خالی است. جنگ محدود به تجمعات شبانه نیست، و هنوز افرادی با ما همراه نشدهاند. باید برای این موضوع چارهای اندیشید.
🆔 @paragraph_osali