🐄 شیردهی عربستان برای آمریکا تمامی ندارد...
📣رئیسجمهور آمریکا در جلسهای با حضور حامیان مالی حزب جمهوریخواه:
🎙پادشاه عربستان اخیراً با من تماس گرفته تا خواستار کمک ایالات متحده در یک عملیات نظامی نامشخص، اما عظیم شود.
💵 به او گفتم چنین حملهای بسیار پرهزینه است و همکاری آمریکا مستلزم این خواهد بود که عربستان کل بهای آن را که ۴ میلیارد دلار است، باید بپردازد!
🌐 @partoweshraq
🌹 هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
💚 او ماند که در کنار زینب باشد
💚 سجّاد که سجّاده به او دل میبست
🌹 تدبیر خدا بود که در تب باشد
🏴 شهادت وارث نهضت عاشورا تسلیت باد.
🌐 @partoweshraq
#شعر
#تکیه
🕠 📚 #داستان_دنباله_دار
#جان_شیعه_اهل_سنت؛
💚 ☪ عاشقانه ای برای مسلمانان
✒ نویسنده: فاطمه ولینژاد
🔗 قسمت دویست و پنجاه و هشتم
🏻 صورتش هر لحظه بیشتر میشکفت و چشمانش نه تنها میخندید که به نشانه شوقی عاشقانه در اشک میغلطید.
💓 قلبم از هیجان حالش به تپش افتاده و دیگر نمیتوانستم بیش از این منتظر بمانم که با صدایی لرزان از اشتیاق خبر داد:
✋🏻الهه! بلند شو بریم!
🏻و من فقط توانستم یک کلمه بپرسم:
⁉ کجا؟!
🏻 به آرامی خندید و قطره اشکی روی گونهاش جاری شد تا نشانم دهد به جای آب و غذا، برایم چه مژده بزرگی آورده و پاسخ داد:
- نمی دونم کجاس، فقط میدونم از اینجا خیلی بهتره!
🏻 نمیفهمیدم چه میگوید و او هم نمیدانست چه بگوید و از کجا شروع کند که خودش را روی زمین رها کرد.
🏻کف زمین نشست و همچنان زخم پهلویش را با دست گرفته بود، ولی انگار دردش را فراموش کرده بود که در این تاریکی، چشمانش از مهتاب شادی میدرخشید.
👁 سپس با نگاه عاشقش میهمان چشمان منتظرم شد و با غوغایی که به جانش افتاده بود، شروع کرد:
👌🏻از اینجا که میرفتم خیلی داغون بودم! دیگه کم اُورده بودم! من کم میشه صبرم تموم شه، ولی دیگه صبرم تموم شده بود! به خدا گفتم مگه ما چی کار کردیم که کارمون به اینجا کشیده!
🏻🏻 و چه احساس عجیبی بود که ما از هم جدا بودیم و با یک زبان به درگاه پرودگارمان شکایت میکردیم که با همان حال خوشش ادامه داد:
- دیگه نمیدونستم باید چی کار کنم! به تو حرفی نزدم، ولی به خدا تهِ جیبم دیگه پولی نمونده بود! وقتی اومدم دیدم عبدالله اینجاس خوشحال شدم، گفتم ازش یکم قرض میگیرم که اونم نشد...
✋🏻 و آنقدر نجیب و باحیا بود که باز هم به رویم نیاورد عبدالله با دلش چه کرده و آنچنان غرق دریای احساس خودش بود که بزرگوارانه از نام عبدالله گذشت و با کلام شیرینش همچنان میگفت:
💴 فقط به اندازه شام امشب تو جیبم پول داشتم. دیگه حتی برای کرایه فردا شب هم پول نداشتم و نمیدونستم فردا صبح جواب مسئول مسافرخونه رو چی بدم!
💓 از اینکه دیگر پولی برایمان نمانده بود، قلبم از جا کَنده شد.
🏻هرچند لحنش بوی امیدواری میداد، ولی باز هم ترسیده بودم که میان حرفش پریدم:
⁉ یعنی چی؟!!!
🏻 و او با نگاه مهربانش به دلم آرامش داد و با متانتی لبریز محبت جواب دلواپسیام را داد:
✋🏻 نترس الهه جان!... و باز صحبتش را از سر گرفت:
- همش تو راه فکر میکردم از کی قرض بگیرم، ولی دیگه فکرم به جایی نمیرسید! با خودم گفتم حداقل با همین پول برای شام یه چیزی بگیرم و برگردم که اذان گفتن. با اینکه خیلی نگران تو بودم و میخواستم زودتر برگردم، ولی دلم نیومد از جلو در مسجد رد بشم. گفتم میرم نماز میخونم، بعدش میرم یه چیزی میگیرم و برمیگردم. وقتی رفتم تو مسجد تازه یادم افتاد امشب چه خبره!
🏻 بعد بغضی عاشقانه گلویش را گرفت و با لحن گرم و گیرایش ادامه داد:
- تا حالا نشده بود شب شهادت حضرت موسیبنجعفر (علیهالسلام) یادم بره، چون همیشه عزیز روز شهادت مجلس میگرفت. ولی امسال انقدر درگیر بودم که حتی یادم رفته بود امشب شب شهادته. در و دیوار مسجد رو پارچه سیاه زده بودن...
👁 و چشمانش طوری از اشک پُر شد که از من خجالت کشید و سرش را پایین انداخت. شاید غرور مردانهاش رخصت نمیداد تا همه دردهای دلش را نشانم دهد و شاید میخواست زمزمههای عاشقانهاش را در سینه خودش نگه دارد که برای لحظاتی ساکت شد و هر چند میخواست از من پنهان کند ولی میدیدم که مژگان مشکیاش از اشک چکه میکند.
🏻هنوز نمیدانستم چه شده، ولی لطافت حالش به قدری دیدنی بود که دل من هم هوایی شده و بغضی بهاری گلویم را گرفته بود.
🚨🔰 لینک #قسمت_اول برای دوستانی که تازه وارد کانال شدند:
🔗 eitaa.com/partoweshraq/8
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 برای خواندن داستان های دنباله دار، به ما بپیوندید...
▶🆔: @partoweshraq
پرتو اشراق
📣 پاسخ به جمله مضحکِ
❌ «کربلا به رفتن نیست!! اگر به رفتن بود شمر هم کربلایی میشد!!»
🌙نزدیک هر ایامی می شویم که متعلق به معصومین هست یک متنی منتشر می کنند و باعث تزلزل اعتقادی مردم می شوند!
🏴 نزدیک محرم نسبت به عزاداری قلم فرسایی می کنند.
💻 نزدیک ایام #اربعین می شود متن می نویسند و یک مشت جاهل هم شروع به نشر دادن می کنند.
❌ یکی از متون این است که «کربلا به رفتن نیست، اگر به رفتن بود که شمر هم کربلایی است!!»
❓آخر این چه مغالطهای است؟
🚑 ولله اگر بدانم نویسنده این متن کیست با هزینه شخصی او را می برم و یک سی تی اسکن از مغزش می گیرم ببینم اصلا عقل دارد؟
‼گاهی ما باید معاذالله به خدا گلایه کنیم که چرا این اشخاص را امام قرار نداده است!
👣 اگر کربلا به رفتن نیست پس چرا این همه روایت داریم از معصومین که به زیارت بروید؟
⚔ اگر کربلا به رفتن نیست، چرا آمدند و گفتند که دست قطع می کنند، ولی امام معصوم باز فرمودند به زیارت بروید؟
❓چرا این همه ثواب برای زیارت آن حضرت به اقسام مختلف قائل شدند؟
👣 چرا میگویند پیاده روی آنقدر ثواب! با خوف بروی آنقدر ثواب!
⏳ و در ایام زیارت که باشی در عمرت حساب نمی شود؟
❓میفهمید چه چیزی را نشر می دهید؟
❓می فهمید دارید بر خلاف روایات سخن سرایی می کنید؟
❓می فهمید تریبون وهابیت شدهاید؟
📱اگر نمیدانی بیا و سوال کن!
💉 اگر دانسته نشر میدهی خودت را درمان کن!
✍ یک نادانی یک متن می نویسد، یک مشت نادان تر از خودش آن را نشر می دهند!
👣 اگر کربلا به رفتن نیست چرا روایات ما می فرماید:
🔅اهل محشر به زوار غبطه میخورند؟
🔅چرا می فرمایند کسی که زیارت نرود اگر اهل بهشت هم باشد مهمان است!
🌳 یعنی مَسکنی در بهشت ندارد و مانند آواره ها است!
📚 چرا بعضی روایات می گوید که اگر زیارت نروی حق اهل البیت علیهم السلام را به جا نیاوردی!
🔥 در بعضی روایات است که ترک زیارت مساوی خروج از ولایت است!
⚠ بفهمید چه چیزی را نشر میدهید! سخنگوی دشمن نشوید!
اینها عده ای قلم فروش به وهابیت هستند که قصدشان تزلزل اعتقادی است.
🔅«اذا شئت النجاه فزر حسینا!»؛
🔅اگر نجات می خواهی حسین را زیارت کن!
👣کربلا به رفتن است و آن کسی که غیر این بگوید دشمنی بیش نیست!
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
#بصيرٺ_و_روشنگرے
#مــقــالـاٺ
#تکیه
🕥 💠📢💠 #منـبر؛ رسـانـہ شیعـہ
🎧 #بشنوید | #موعظه
🌹 هدایتگری #امام_زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
🎙حجت الاسلام #مؤمنی
🌐 @partoweshraq