eitaa logo
پرتو اشراق
802 دنبال‌کننده
28.7هزار عکس
18.5هزار ویدیو
76 فایل
🔮 کانال جامع با مطالب متنوع 🏮شاید جواب سئوال شما اینجا باشد! 📮ارتباط با مدیر: @omidsafaei 📲 کپی برداری مطالب جهت نشر معارف اهل بیت(ع) موجب خوشحالی است! 🔰 کانال سروش پلاس: 🆔 sapp.ir/partoweshraq
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📙 نسخه‌ی (PDF) کتاب
4_5904238133892875264.pdf
حجم: 1.1M
📙 نسخه‌‌ی متنی ( ) کتاب 👣 ویژه 🖊 به‌ اهتمام علی‌ رضا پورمشیر 🎒 همه‌ آنچه زائر کربلا باید بداند! 📲 برای زائرهای اربعین بفرستید! 🌐 @partoweshraq
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕥 💠📢💠 ؛ رسـانـہ شیعـہ 🎬 | 🎙حجت‌ الاسلام 🌹 رزق ما دست (عج) هست! 🌐 @partoweshraq
🕑 💠🌹💠 (ره): 🎙قرآن کتابی است که تمام نور است، و هادی به‌سوی امام علیه‌السلام. امکان ندارد حجت در میان ما نباشد و مردم بدون امام علیه‌السلام باشند. 🔅اگر به آن چه در دسترس ماست (قرآن و روایات) عمل کنیم، انتظار فرج جا دارد. 📚 در محضر بهجت، ج ۲، ص ۳۶۶. 🌐 @partoweshraq
🎪 موکب مسجد مقدس جمکران «مَعَ اِمامٍ مَنْصُور» 🛣 مسیر نجف تا کربلا (عمود۱۰۷۰) 🏦 شماره حساب جهت واریز کمک‌های نقدی ۲۵۵۵۵۵۵۵۰۱ ۶۱۰۴۳۳۷۸۷۴۹۸۶۱۸۳ نزد بانک ملت به نام مسجد مقدس جمکران 🌐 @partoweshraq
🔺جانشین فرمانده کل سپاه: ✌در کمتر از ١٢ دقیقه خاورمیانه را از شر آمریکا نجات می‌دهیم‌. 🌐 @partoweshraq #سردار_سلامی
🔺یک آلمانی روی شیشه عقب ماشینش نوشته: نه فیس بوک داره، نه وات ساپ داره، نه توییتر داره، نه اینستاگرام داره، اما یک میلیارد و هشتصد میلیون دنبال کننده داره، اون کسی نیست جز محمد رسول الله❤️ 🌐 @partoweshraq
🔺رافائل نادال رفته به مردم سیل زده مایورکا به این شیوه کمک کرده... 😐 سلبریتی های اونها، سلبریتی های ما...! 🔺 واقعا این خارجیا هیچی نمیفهمن که برن سلفی بگیرن و برگردن؟! 🌐 @partoweshraq
🔺😐 اقتصاددان تندروی اصلاح طلب، وزیر اقتصاد می‌شود؟ 🌐 @partoweshraq
🕠 📚 ؛ 💚 ☪ عاشقانه ای برای مسلمانان ✒ نویسنده: فاطمه ولی‌نژاد 🔗 قسمت دویست و شصت و پنجم 🛌 نسیم خنکی به صورتم دست می‌کشید و باز دلم نمی‌آمد از این خواب شیرین صبحگاهی دل بکنم، ولی انگار آفتاب هم می‌خواست بیدارم کند تا ببینم چه روز زیبایی آغاز شده که پیوسته پلک‌هایم را نوازش می‌داد تا سرانجام با ترانه خوش آهنگ پرندگان، چشمانم را گشودم. 🚪میان اتاق خواب بزرگ و دلبازی و در بستر نرم و سپیدی که دیشب حاج خانم برای من و مجید تدارک دیده بود، دراز کشیده و احساس خوب یک خواب راحت را خمیازه می‌کشیدم. 🛏 دستی به چشمان خواب‌آلوده‌ام کشیدم و سرم را روی بالشت چرخاندم که دیدم جای مجید خالی مانده و در اتاق همچنان بسته است. 🏻روی تشک نشستم و گوشه پرده پنجره بزرگ و قدی اتاق را کنار زدم، شاید مجید در حیاط باشد و چه منظره دل انگیزی پیش چشمانم نمایان شد! 🌳🌴حالا در روشنی روز و درخشش طلایی آفتاب، زیباییِ دل‌انگیز حیاط این خانه بیشتر خودنمایی می‌کرد. باغچه میان حیاط با سلیقه کَرت‌بندی شده و در هر قسمت، سبزی مخصوصی کاشته بودند. 🌴از همان پشت پنجره با نگاه مشتاقم از ایوان پایین رفتم و پای نخل‌های کوتاهی که به ترتیب دور حیاط صف کشیده بودند، چرخی زدم، ولی خبری از مجید نبود. 🏻روانداز سبکی را که از خنکای فن‌کوئل روی خودم کشیده بودم، کنار زدم و خواستم از جایم بلند شوم که کسی آهسته به در زد و با مهربانی صدایم کرد: ❓الهه خانم! بیداری دخترم؟ 🚪صدای حاج خانم بود که بلافاصله بلند شدم و در را باز کردم. ☕🍣 با سینی بزرگی که در دستش بود، برایم صبحانه آورده و با مهربانی آغاز کرد: - ببخشید بیدارت کردم! 👣 سپس قدم به اتاق گذاشت و با لحنی مادرانه ادامه داد: - الان خسته‌ای، همش می‌خوابی. ولی بدنت ضعف می‌کنه. یه چیزی بخور، دوباره استراحت کن! 🏻و من پیش از آنکه از صبحانه لذیذش نوش جان کنم، از طعم شیرین کلامش لذت بُردم و دوباره روی تشک نشستم تا باز هم برایم مادری کند. مقابلم روی زمین نشست و سینی را برایم روی تشک گذاشت. 🍳در یک طرف سینی کاسه بلوری از کاچی مخصوص پُر کرده و در بشقاب کوچکی تخم‌مرغ آب‌پَز برایم آورده بود. 🍪 بوی نان تازه و رنگ هوس‌انگیز شربت آلبالو هم حسابی اشتهایم را تحریک کرده بود که لبخندی زدم و از تهِ دل تشکر کردم: 🏻دست شما درد نکنه حاج خانم! 🍣 کاسه کاچی را به سمتم هُل داد و با صمیمیتی سرشار از محبت تعارفم کرد: - بخور مادرجون! بخور نوش جونت! 👣و برای اینکه با خیالی راحت مشغول خوردن شوم، به بهانه کاری از جایش بلند شد و گفت: - ما صبحونه خوردیم، تو بخور عزیزم! من میرم، راحت باش! 💓 ولی دلم پیش مجید بود که نگاهش کردم و پرسیدم: ❓شما می‌دونید همسرم کجا رفته؟ 💞 از لحن عاشقانه و نگرانم، صورتش به لبخندی شیرین گشوده شد و پاسخ داد: ☝🏻نگران نباش مادر جون! صبح زود با آسید احمد رفتن اسباب بیارن... سپس به آرامی خندید و گفت: - اتفاقاً اونم خیلی نگرانت بود! کلی سفارش تو رو کرد، بعد دلش راضی شد بره! 🚨🔰 لینک برای دوستانی که تازه وارد کانال شدند: 🔗 eitaa.com/partoweshraq/8 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 برای خواندن داستان های دنباله دار، به ما بپیوندید... ▶🆔: @partoweshraq
📸 عکس ارسالی یکی از همراهان کانال آقای میثم حیدری