eitaa logo
پـروا
87 دنبال‌کننده
49 عکس
15 ویدیو
0 فایل
"أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب" . . کپی؟لطفنی فور کنید.
مشاهده در ایتا
دانلود
./🖤
می‌گفت: هر وقت دیدی نفس‌هات به شماره افتاده، هر وقت درد، راه گلوت رو بست و کاردِ غم به استخوانت رسید… امام رضا'ع را به جانِ امام جواد'ع قسم بده. بگو: یا علی‌بن‌موسی‌الرضا'ع، به دلِ نازکِ جوادت، به اشک‌های پدری‌ات، دستم را بگیر. می‌گفت این قسم، از آن قسم‌هایی‌ست که زود به آسمان می‌رسد؛ راهش کوتاه است و جوابش نزدیک… امام رضا'ع دلش با اسمِ «جواد» می‌لرزد؛ تو هم اگر دلت لرزید، همان لحظه صدایش کن…🖤/.
./💚
عاشق شوید، به اقتدای علی'ع'، به لطافتِ فاطمه'س'؛ چون نوری که بر تاریکی می‌تابد؛..💚/.
./❤️
آری، راهِ عاشقی، پر از فراز و نشیب، مالامال از سختی و رنج. گاه چنان تند و طاقت‌فرسا که نفس از سینه می‌رباید، گاه چنان تاریک که امید به نخ می‌آویزد. اما… چون پایانش وِصـٰال است، چون مقصدش عِشْـق، پسِ هر خارِ این راه، گلی‌ست که برای تو می‌شکفد. هر سنگلاخش، پله‌ای‌ست به سوی دیدار. هر نفسِ سختش، آوازی‌ست در ستایشِ عشق. رنج‌اش، عینِ لذت است و سختی‌اش، شیرین‌تر از عسل. اینجاست که می‌گوییم: "خوشا به حال مسافری که در مسیر عشق، نفسِ راه را هم چون مقصد، غرقه در شوق می‌بیند؛..❤️/."
"وَ أنا کُلي حَنین" و همه ی من دلتنگیست؛../.
./✨
کاش می‌شد با تو فرار کنم.. به جایی دور، دور از هیاهوی شهر که در آن نه صدای آدم‌هاست، نه شلوغیِ خیابان‌ها، نه ازدحامِ فکرها و غم‌ها.. کلبه‌ای چوبی و آرام، با سقفی ساده و سکوتی نرم و صمیمی؛ سکوتی که اضطراب را از دل می‌زداید، و تارِ نگرانی را یک‌سره می‌بُرد. راستش را بخواهی.. من خوب می‌دانم اگر کنار هم باشیم، اگر دست‌های هم را رها نکنیم، هر سختی را رام می‌کنیم، از دلِ هر تاریکی عبور می‌کنیم، و حتی حالِ بدِ تو و حالِ بدِ من با نگاهِ هم، آرام می‌شود.. و رنج، در دفترِ عشق، معنایی دیگر می‌گیرد. اما.. چه کنم، عزیزِ دورِ من؟ چه کنم با این فاصله؟ با این "کاش"هایی که هر شب در دلم می‌مانند و هر صبح، دوباره از نو زنده می‌شوند..؟ کاش فقط برای یک‌بار می‌شد از این همه شلوغی گریخت و در همان کلبه‌ی چوبی، کنار تو نشست؛..✨/.
هرکه در این راه مقرب تر است جامِ بلا بیشترش می‌دهند؛..
میگفت این‌روز‌ها تا میام یکم بهتر شم بازم یچی یجوری میخوره تو صورتم که بیشتر میشکنم. کار از تظاهر به قوی بودن گذشته. به زندگی باید برگردم و هیچ امیدی بهش ندارم. گریه‌ش گرفت و گفت بنظرت خدا میبینه؟ کاش ببینه؛..
انشاالله خرداد با هممون مهربون باشه:))