"باید یکی باشد …
یکی که برای روزهای تلخت آهنگِ قند بخواند
و تلخی را از دهانِ دنیا بگیرد.
یکی که هر صبح چشمهایت را ببوسد
و بگوید:
' با تو، صبحم بخیر شد. '
یکی که مسئولیتِ همهی
خوشگلیها و مهربانیهایت را بپذیرد
و با لبخند بگوید:
' تا ابد… سهمِ منی. '
یکی که اسمش را صدا بزنی و آنقدر مکث کند
تا ' جانم ' را از تهِ دل بشنوی.
یکی که برایت وقت داشته باشد…
نه از سرِ اجبار، از سرِ دلخواستن.
یکی که دلش فقط برای تو بلرزد،
و در این دنیایِ پر از بلاتکلیفی
تکلیفِ دلش روشن باشد.
یکی که قشنگ بخندد و بلد باشد خنداندنت را،
قدر بداند و قدر تو را بداند.
یکی که صداقتِ نگاه و رفتارش
حسی از امنترین جای دنیا به تو بدهد.
برای چنین [ یکی ]ای
میشود با خیال راحت
دل سپرد
و زندگی کرد؛..🤍/.