eitaa logo
محفل ادبی پروانه‌ها
50 دنبال‌کننده
307 عکس
55 ویدیو
0 فایل
کانال رسمی اطلاع رسانی محفل ادبی پروانه ها با همکاری مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) - قم و انجمن ادبی محیط 💬 ارتباط با ادمین @qomicpikw 📍مجتمع فرهنگی و هنری یادگار امام (ره) B2n.ir/cul-lib
مشاهده در ایتا
دانلود
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" 🎙 شاعر: جناب آقای قدرت الله خیمه می‌سوزد، میان شعله، آه از عطش، پا تا سرِ میر سپاه نیزه هتاکی و شمشیر و تیر بوسه بر می‌دارد از حلقوم شاه از بلندی خواهری بر سر زنان مادری در گوشه مقتل گواه گرد گودال عطش بالا رود تیغ جهل مردمانی رو سیاه پر شده، بطن حرامی از حرام از شراب غفلت و ظلم و گناه میرود بر نیزه انسانیّت و پیش چشم کاروان خورشید و ماه محمل بی پرده و، چشم شرف گریه کرده عمری از تیر نگاه میر لشکر، گر کفیل زینب است از چه رو گردیده زینب بی‌پناه؟ با نگاهی یوسف مصر وجود کربلایی می‌کند گم کرده راه گفته در محراب خون، خون خدا راضی‌ام بر هر بلایی یا اله با تماشای زمین، افتاده است از سر آگاهی و فطرت، کلاه از نفس افتاده سائل ناگزیر با گریز روضه‌های قتلگاه 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" 🎙 شاعر: سرکار خانم فاطمه مانند برگ از روی تنها سر بینداز هول و هراسی بر دل لشکر بینداز تحت الحنک کن بر بلندای عقابت ما را به یاد روی پیغمبر بینداز شق القمر کن مرد رد الشمس‌ها باش خورشید را بردار و آن سوتر بینداز ای شیرمرد کربلا با نام حیدر نسل تمام گرگ‌ها را بر بینداز تا از عقیق سرخ این میخانه مستی امواجی از خون بر کف ساغر بینداز ای ساحل آرام،طوفان سهمگین است ای کشتی طوفان زده لنگر بینداز هر شب برایت شعرهای تازه دارم گاهی نگاهی هم به این دفتر بینداز 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" 🎙 شاعر: جناب آقای یک اربعین گذشته ز فوت جوانی‌ام بیهوده در عزای جوانی فانی ام دلواپسم نیامده پیغامی از اجل گم کرده پیک مرگ گمانم نشانی ام ای مرگ آرزوی همه فصل‌های عمر پس کی از انجماد زمین می رهانی ام فرموده «من یَمُت یَرنی» پس امید هست یعنی مرا به آرزویم می‌رسانی‌ام من چند سال مزمزه کردم حیات را کی مزّه زیارت او می‌چشانی ام هی تیشه تیشه صبر تراشیده‌ام که تو شاید به این ضیافت شیرین بخوانی ام تقدیر من، حسرت دور و دراز من ای حضرت اجل ملک آسمانی ام گیرم که مرد پهنه پرواز نیستم تو مشتری مدار چرا می‌پرانی‌ام سر روی دست دارم و یک عمر آزگار در انتظار حادثه‌ای ناگهانی‌ام سر را بگیر و لذت دیدارشان ببخش از چه نمی‌پذیری و سر می‌دوانی ام من زائر رخ پسرم یا رخ پدر پیشانی‌ام بگو که کجا می‌نشانی ام بلکه در این زمانهی نامردی و فساد یک روی خوش ببینم از این زندگانی ام 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" 🎙 شاعر: سرکار خانم زینب سرمایه ی من چیست ؟ پریشانی من گه گاه همین دیده ی بارانی من کوتاه شده است راهم از فرش به عرش برتربت کربلاست پیشانی من **** چکید قطره اشکی که های و هویم بود چقدر حرف شکسته که در گلویم بود حواس من به هیاهوی زائران حرم نگاه من به خطوطی که روبه رویم بود نوشته بود«فأِنّی قریب»روی ضریح خودم که هیچ خدا هم به جستجویم بود اگر چه گم شده بودم میان آدم ها هنوز دست غریبانه ای به سویم بود دلم دعا شد و پر زد که مستجاب شود دلم رسید همان جا که آرزویم بود سلام لحظهء آخر، در آستانهء در سلام، نقطهء آغاز گفت و گویم بود 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" 🎙 شاعر: جناب آقای موسی ذکر سماواتیان ثنای اباالفضل برتر از او نیست جز خدای اباالفضل ای همه پاکی! صفای آینه‌هایی آه! ندارد فلک صفای اباالفضل یکسره مبهوت کیش او شده دنیا مانده جهان، مات از وفای اباالفضل راه نیابد به کوی حق و حقیقت هر که نگردید آشنای اباالفضل باز چه یوم القیامتی است که در شهر زلزله پیچیده با صدای اباالفضل در دل و جانت اگر که شور حسین است علت آن هست کیمیای اباالفضل از همه عالم غنی ترین شما کیست؟ هرکه شود بیشتر گدای اباالفضل یک سره سرخوش اوییم و خوش بحال کسی که کرده نفس،تازه در هوای اباالفضل یکسره روی تمام آینه‌ها آه! خوب به جا مانده ردّ پای اباالفضل ای به اباالفضل! تا قیامتِ عظما هیچ نریزد فرو بنای اباالفضل ناقص و بی جان و نارساست هرچه که گفتیم در رسای اباالفضل 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" 🎙 شاعر: سرکار خانم انسیه موج بر هم مزن ای آب فراوان فرات اصغرم غرق به خون داد که تاوان فرات موج بر هم زدی و غرق به خونش دیدی شیون و ناله به پا خواست ز کیوان فرات افکند دلم به چاه و آنگاه گریخت جان بر لب و یوسف به ته چاه گریخت بیچاره پدر که دائماً در ته چاه عمرش همه با ناله و یک آه گریخت بیرون زدم از خانه فراموش کنم حال دلم را رازی که به صد شوق به چشمان تو بود و غزلم را سجاده گشودم که بخوانم رکعتی با همه عشق چشمان سیاه تو که نگذاشت به هم زد عملم را تمام لحظه‌هایم با غم عشقت به سر شد مانده‌ام در انتظارت مرگ هم امشب هدر شد با مِدادم، عشق را بر روی دستانت کشیدم عاقبت این عشق هم چون دست‌هایت دردسر شد عشق و مستی وَ چرا دیده من بارانی است هر که عاشق بشود حال دلش طوفانی است مژده بر هم مزن و خانه قلبم مشکن سالیانی است که ذرات تنم قربانی است 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" 🎙 شاعر: سرکار خانم حنانه پدرت مانده بی حبیب، علی طفل شش ماهه ام، تو تنهایی برو مادر خدا به همراهت تو سپاهی خودت، تو غوغایی راهی ات کرده ام خودم، اما به خدا تیر می کشد جگرم تا که برگردی آه...پشت سرت جای آب اشک ریختم پسرم سر صبر از مدینه میخ دری آمد و کربلا، سه شعبه که شد مادرت در خودش شکست و نشست بی صدا خاک ریخت بر سر خود آب بر من حرام تا به ابد سایه سوزان تر از جهنم باد علی از خیمه تشنه لب رفتی قطره آبی کسی نداد؟ نداد حسرت محسنی که پر زد و رفت شده مهمانم آه...هر شب و روز غم زهراست می شود تکرار غربت حیدر است این که هنوز... تویی آوازه خوان غربت او سر از تن جدا! رسا و بلیغ پدرت شیخ قوم بود و بزرگ پدرت رو زد و دریغ...دریغ... 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" 🎙 شاعر: سرکار خانم طاهره سادات بخوان از ایمان میان میدان زنی در انبوه لشکرم من بخوان روایت بخوان رشادت حماسه سرخ دیگرم من غمت نباشد اگر که جنگ است اگر که دشمن هزار رنگ است تو را که تنها نمی‌گذارم برایت آرش می‌آورم من از آن از آن شور خانه‌ها من میان مشت جوان‌ها من امانت روی شانه‌ها تو کنارت از آسمان سرم من برایم آهنگ جاده‌ها تو سواره‌ها تو پیاده‌ها تو اراده ی ایستاده‌ها تو خروش الله اکبرم من منم همانی که رعد چشمش قرق کند بغض ابرها را شبیه طوفان زینب آری میان این جنگ حیدرم من بلند بادا همیشه نامت سه رنگ در اهتزاز بامت شهید دادی سرت سلامت تو سر بخواه و ببین سرم من پر از نویدم ادامه دارم پر از امیدم ادامه دارم زنی شهیدم ادامه دارم میان این جبهه مادرم من 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" 🎙 شاعر: سرکار خانم زهراسادات سی سال گریه کردم آن ظهر داغ را چشمم سرود وسعت آن اتفاق را تنهایی ام صحیفه صحیفه ورق زده است یعقوب با قصه اشک و فراق را هرشب عبور قافله ای باز می کند در من مسیر تازه شام و عراق را من خیمه خیمه در تب خود شعله می کشم خاموش کن به شام غریبان چراغ را بگذار تا ز خاک سجودم برآورم هفتاد و دو صنوبر آن کوچه باغ را بگذار لب به لب شوم از جام تشنگی در من بریز باده لبریز داغ را درآب و خاک آتش من گر گرفته است طوفان به حال خود بگذاری اجاق را حج مرا ببین و فرزدق شو و بخوان شاعر بخوان و گریه کن آن اتفاق را 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین
20.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" 🎙 شاعر: سرکار خانم مشکات 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" متن شعر سرکار خانم مشکات اخیرا چند روزی هست شب‌ها هم نمی‌خوابی نمی‌گویی ولی من خوب می‌دانم که بی‌تابی پر از رنجی، پریشانی؛ شبیه بید، لرزانی ولی فکری پر از گل داری و سرسبز می‌مانی دو دستت را می‌افرازی؛افق از دور می تابد ز دستان پر از زخمت به سویم نور می تابد برایم در دو دستت دانه ی خورشید می کاری تو در خاکی ترین دستان هزاران آسمان داری تمام آسمانت را به دستانم می آویزی زمینت می شوم تا قد بیفرازی و برخیزی به روی سنگ های آخرت با درد می لنگی نمی افتی نمی لرزی، ولی دیگر نمی جنگی نگاهم می کنی با غم و ابری می شوی کم کم نگاهت می کنم من هم و می بارد غمم نم نم نمی‌خواهم، نمی‌خواهی، نمی‌خواهیم، طوفان را نماندن را، نبودن را، ندیدن را ...و پایان را تو می‌خندی و می‌پرسی چرا اینقدر غمگینم نمی‌گویم ولی در چشم‌هایت مرگ می‌بینم صدایت نت به نت رفتن، نگاهت رنگ خاکستر هوای پر گشودن داشتی اما شدی پرپر به ناگه چهره در هم می‌کشی، تصمیم می‌گیری تفنگم را نمی‌خواهی، که خود قاطع‌تر از تیری اگر با مرگ خوش باشی،بمیری هم نمی‌میری تو هم پس مرگ را پرشور در آغوش می‌گیری پرت را می‌گشایی و در آه باد می‌بالی به قید و بند مانوسی؛ ولی آزاد می‌بالی تو در آغوش سرد مرگ شعر زندگی خواندی رها بودی رها هستی رها کردی رها ماندی برایت اشک می‌ریزم ولی از پا نمی‌افتم غمت بر جانم افتاده ولی حالا نمی‌افتم به جایت خوب می‌جنگم شده با چوب می‌جنگم سرم را درد می‌کوبد و با سرکوب می‌جنگم تو را در یاد خواهم داشت در فریاد آزادی به وقت عشق، وقت رنج و شوق و غصه و شادی اگر در خاک باشی، در غمت آلاله می‌کارم اگر در آسمان باشی، به یادت شعر می‌بارم تو در اوج طلوعی و شکوهی بی‌کران داری برایم در شکوهت هر سحر خورشید می‌کاری 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🔸💠🔸💠 "محفل ادبی پروانه ها" 🎙 شاعر: جناب آقای محمد با وضو آمد کنار بوم و یک مادر کشید در کویری زخم خورده چشمه ی کوثر کشید چشم خود را بست و دل را زد به دریای فرات با قلموی سیاهش هرچه شد لشکر کشید مشک لبریز از عطش را روی دوش یک عمو خیمه ای را غرق در انگیزه و باور کشید تشنه شد رفت و گلویی تازه کرد و اشک ریخت زد قلمو را به چشمش چند چشم تر کشید تا که برگشت آسمان از خون دل لبریز بود جسم او را چون علی اکبر علی اصغر کشید تا نرنجد بیش از این از زخم های غربتش پس حسین آمد به دستش فطرسی از پر کشید ساعتی نگذشت آن آوای مشکی پوش را در دل گودال با یک سایه و خنجر کشید هم دلش لرزید و هم دستش جهانش تار شد مثل شمر آهسته خنجر را روی حنجر کشید ساعت یک بود تقریبا که در گودال رفت روح او نزدیک مغرب بود از تن پر کشید لحظه جان کندنش غرق تماشا بود و دید قتلگاه از تشنگی خون خدا را سر کشید 💠🔸💠🔸💠 مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) قم 📌 سایت |امام دلها | پروانه ها | ادمین