همه سهم من از خود
دلی بود که به تو دادم
و هر شب بغض و گلویت را
در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی، گریستم
و تو هرگز ندانستی
که زخمهایت زخمهای مکررم بودند..!🎞
#حسین_پناهی | پروانگے...
بود که بار دگر بشنوم صدای تورا؟
ببینم آن رخ زیبای دلگشای تورا؟!
#هوشنگ_ابتهاج | پروانگے...🌉
خواهم که دهم جان به تو میلِ دلم اینست
ترسم که پسندت نشود مشکلم اینست📯
#ایرج_میرزا | پروانگے...
امشب به محبوبتون مثل #ناصر_رعیت بگید⇣
" چقدر ماه گرفتگی را دوست دارم . . .
شبیه توست وقتی موهایت را روی صورتت میریزی " ♥️ . !
ساده دلانه گمان میکردم
تو را در پشت سر رها خواهم کرد
در چمدانی که باز کردم، تو بودی
هر پیراهنی که پوشیدم عطرِ تو را با خود داشت
و تمام روزنامه های جهان
عکس تو را چاپ کرده بودند
به تماشای هر نمایشی رفتم
تو را در صندلی کنار خود دیدم
هر عطری که خریدم تو مالک آن شدی
پس کی ؟
بگو کی از حضور تو رها میشوم
مسافر همیشه همسفر من ...!
#نزار_قبانی
⟦ 𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹ ⟧
『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
هوای حوصله ابریست...
هوای حوصله ابریست... ، شاید ! شاید هم ⇣
تنگ است مانند ابرهایی که تنگاتنگ آغوش هماند
دلگیر است مانند هوای دل آدم های غمگین از عزیزشان
دلخون است مانند دلِ خونِ انار های قرمزِ دان شده
تیره است مانند آسمانی منتظر یک تلنگر برای باریدن
ظلمت است مانند شبی که مهتاب در آغوش خود جمع شده
غریب است مانند عاشقی سردگم به دنبال معشوق گمشده
دلتنگ است مانند چشم دوخته شده به در
#آرامش
در خیال آمدی و آینه قلب شکست
آینه تازه از امروز تماشا دارد
#فاضل_نظری | پروانگے...🕊