گفتند فـدای سرت
این نشد یکی دیگر
ولی هیچکـدام نمیدانستند
این که رفت جان بود
و آدم هم
یک جان که بیشتر ندارد :)
رضاکاظمی
بی آن که تو را ببینم، در تو رها میشوم و در کف دریا چشم میگشایم. رودم و به غرقه شدن در تو معتادم ...
#شمس_لنگرودی :))
هدایت شده از 『 ازطُچھپنهان :)؟! 』
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است!
_علیرضاآذر
آتش بزن مرا که به جز شاخههای خشک
باقی نمانده از تنِ من، چیز دیگـــری . . .
فاضلنظرى
بغلم کن غمِ در زخم ، شناور شده ام
بغلم کن گل بي طاقت پرپر شده ام
بغلم کن که جهان کوچک و غمگين نشود
بغلم کن که خدا دورتر ازاين نشود
#حامد_ابراهیمپور | پروانگے... 🫂
« نگرانم که به تو هدیه کنم شعرم را
و تو آن را به کسی... وای! ولش کن اصلا.»
#رشید_اشجعی
محبت آتشی در جانم افروخت
که نادامان محشر بایدم سوخت
عجب پیراهنی بهرم بریدی
که خیاط اجل میبایدش دوخت
پروانگے...🖤
گویی مقدر شده بود که اینگونه زندگی کنیم...
در میانِ همه چیز بلاتکلیف بمانیم
آنچه پیش می آید را دوست نداریم
و هر آنچه را دوست داریم پیش نمی آید...!
#احمدخالق_توفیق🌁