یک پیادهرو
وسطِ عصر اردیبهشت میخواهم
که شانه به شانهات
تمام خیابانها را پرسه بزنم،
تو بگویی دوستت دارم
و من قدم به قدم
شهر را به جنون بکشم
بیگمان مرزهای دیوانگی،
از اردیبهشت میگذرد ...
پروانگی🫀
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
سر زیباییِ چشمانِ تو دعوا شده است
بینِ ماه و من و یک عده اساتیدِ هنر...
برخیز و صبح مردم یک شهر خسته را
با چشم های روشن شعرت بخیر کن!
#علیرضا_حاجیبابایی | پروانگی...🌅
فلک، ای دوست، ز بس بیحد و بیمر گردد
بد و نیک و غم و شادی همه آخر گردد
زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش
نیست امید که همواره نفس بر گردد
#پروین_اعتصامی | پروانگی...⛱
أحبك؛
أكثر اتساعاً من رؤيا عينيك
أكثر قرباً من مسامات جلدك!
دوستت دارم؛
بیشتر از وسعت دیدِ چشمانت
نزدیکتر از روزنههای پوستت!
#عبلة_الروينی | پروانگی...♥️
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را🎣
𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹ | #سعدى
وقتی آفلاینه مثل #عراقی بهش بگید:
«به جان میجویمت جانا کجایی؟»
که وقتی بیاد و سین کنه یه لبخند قشنگ بشینه گوشه ی لبش:)))♥️