آنچه را كه غمگينت میکند، فاش نکن!
مگر برای آن کسی که مدام خوشحالت میکند...
غسانکنفانی
ولی هنوز داغِ سید ابراهیم تازه بود...
ما هنوز داغ دارِ سید بودیم سید...
امیدوارم، اگر چه که جان رسیده به لب
به صبح میرسد این روزگارِ دائم شب...
سیدتقیسیدی
نامم غرور بود و تـــو را در میانِ جمع
از بختِ تیره رنگ، صدا میزدند سنگ . . .
سیدتقیسیدی
کجایی ماهیِ آرام در آغوشِ اقیانوس؟
به من برگرد! این دریایِ غم لبریزِ دلتنگیست
سجادسامانی
مرا تو جانِ شیرینی به تلخی رفته از اعضا
الا ای جان! به تن بازآ وگرنه تن به جان آید...
سعدی