شنیدم در عدم پروانه میگفت
دمی از زندگی تاب و تبم بخش
پریشان کن سحر خاکسترم را
ولیکن سوز و ساز یک شبم بخش
#اقبال_لاهوری
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
بگذار ببینند و بگویند حرام است...
بی واهمه آغوش بکش عاشق خود را ˘˘
#مهناز_نجفی
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هان ای دل گمراه چه خسبی که درین راه
تو ماندهای و عمر تو از پیش دویده است
اندیشه کن از مرگ که شیران جهان را
از هیبت شمشیر اجل زهره دریده است
🌸#صائب_تبریزی🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هدایت شده از نجواۍبےنهایت☕️
••♾••
#ازدیگرےبخوان 📖
#شبِ_شعر
بر زمین افتادشمشیرٺ
ولے چون جنگ بود
برٺومےشدزخمهازد،
برمن اماننگ بود ... !
با خودم گفتم بگیرم
دسٺ یا جان تو را؟
اختلاف حرف دل
باعقل صدفرسنگ بود
[⚔️🧐]
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت
آنچه در خواب نرفت
چشم من و یاد تو بود...
🌸#سعدی🌸
#شبشیک
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
بازآمد و رخت خویش بنهاد برفت
گفتم به تکلف دو سه روز بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت
#مولانا
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
انگار #فروغ_فرخزاد این روزهای ما رو دیده
و اینو گفته :
که زندههای امروزی
چیزی به جز تفالهی یک زنده نیستند
گویی که کودکی
در اولین تبسم خود پیر گشته است ...!
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
انگار که از مشت قفس رستی و رفتی
یکباره به روی همه در بستی و رفتی
هر لحظه ی همراهی ما خاطره ای بود
اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی
🌸#فاضل_نظری🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست
در بزم طـرب بیتو می و جامم نیست
کام دل و آرزوی من دیدن توست
جز دیدن روی تو دگر کامم نیست•••
🌸عراقی🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
شب چو در بستم و مست از می نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا
گر چه عمری به خطا دوست خطابش کردم
منزل مردم بیگانه چو شد خانهی چشم
آن قدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمیمرد ز حسرت فرهاد
خواندم افسانهی شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابهی غم بود و جگرگوشهی درد
بر سر آتش جور تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آن چه جان کند تنم، عمر حسابش کردم
🌸#فرخی_یزدی🌸
✨🦋@parvanegi_2021🦋✨