غم صحرائیان دارم که غافل گیری گردون
به صحرا میبرد از شهر بند صید بندی را
#محتشم_کاشانی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
دلم را چشم هایش تیر باران کرد! تسلیمم
بگویید آن کمان ابرو سپاهش را نگه دارد
دل بدست یار و غم در دل بماند
خارم اندر پای و پا در گل بماند
ما فرو رفتیم در دریای عشق
وانکه عاقل بود بر ساحل بماند
#خواجوی_کرمانی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#نیم_بیتی♥️🚶🏻♀
مرا ݕݕخش ڪہ اٻݩگوݩہ دلٺݩگ ݕہ ٺۅ مي اݩدٻشم...
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
قهر و لطفی جفت شد با همدگر
زاد ازین هر دو جهانی خیر و شر
تو گیاه و استخوان را عرضه کن
قوتِ نفس و قوتِ جان را عرضه کن
گر غذایِ نفس جوید ابتر است
ور غذایِ روح خواهد سرور است
گر کند او خدمتِ تن، هست خر!
ور رَوَد در بحرِ جان، یابد گهر!
گرچه این دو مختلف خیر و شرند
لیک این هر دو به یک کار اندرند
#مولانا
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
چه دلگیر نوشته بود #عباس_نعلبندیان:
«میخواهد گریهام بگیرد،
اما غمگینتر از آنم.»
#نیم_بیتی🚶🏻♀
دور ݕاش اما ݩزدٻڪ، مݩ از ݩزدٻڪ ݕودݩهاے دور مٻٺرسم...
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
من نرگسِ مستـانه شدم، هیچ ندیدی
من گیسوی بی شانه شدم هیچ ندیدی
آهـوی تـو بـا نـاز خرامیـد بـه صحـرا
دنبـالِ تـو بی خانه شدم، هیچ ندیدی
تا زلف گشـودی دل ما رفت بـه تـاراج
گیسوی تـو را شانه شدم، هیچ ندیدی
هر بـار که جوشید دلـم در تبِ عشقت
چون باده ی میخانه شدم هیچ ندیدی
آغـوشِ غـزالت بـه غـزل بـاز شد امـا
تـا سـوی غزلخانـه شـدم هیچ ندیدی
من غرقِ دوچشمت شده بودم که ببینی
با مـوجِ تـو دیـوانه شدم هیچ ندیدی
#حمید_حسینی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹