دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمیبینم
دلے بے غم کجا جویم که در عالم نمیبینم
دمے با همدمے خرم ز جانم بر نمیآید
دمم با جان برآید چون که یڪ همدم نمیبینم
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم
قناعت میکنم با درد چون درمان نمییابم
تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمیبینم
خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه
که من تا آشنا گشتم دل خرم نمیبینم
نم چشم آبروے من ببرد از بس که میگریم
چرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمیبینم
کنون دم درکش اے سعدے که کار از دست بیرون شد
به امید دمے با دوست وان دم هم نمیبینم
#سعدى
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
روحم مـی خواهد برود یک گوشه بنشیند
پشتـش را بکند به دنیـا؛
پاهایش را بغـل کنـد و بلنـد بلنـد بگوید:
من دیگر بازے نمے ڪنم…
#عکس_نوشته
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
حیفم آید که تو را جای کنم در دلِ تنگ
یوسفی چون تو
سزاوار چنین زندان نیست...
سختی ولی سنجیدنت را دوست دارم
فلسفه ای ، فهمیدنت را دوست دارم
آرامشی، مثلِ هوایِ بعدِ باران
حسِ خوشِ بوییدنت را دوست دارم
مغرور و سنگینی ولی با لحن شیرین
من را "شما" نامیدَنت را دوست دارم
صدبار گفتم دوستت دارم ولی تو...
حتی همین نشنیدنت را دوست دارم
گاهی بپرس از دوستانت حال من را
گاهی همین پرسیدنت را دوست دارم
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#نیم_بیتی💔🚶🏻♀
زݩدگے چیزے نٻسٺ ڪہ لݕ طاقچهے عادٺ از ٻاد مݩ و ٺۅ ݕرود...
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
ای آنک تو شاه مطربانی
زان دلبرکش بگو که دانی
خواهم که دو عشر ای خوش آواز
از مصحف حسن او بخوانی
در هر حرفیش مستمع را
بگشاید چشمه معانی
سینش گوید که فاستجیبوا
نونش گوید که لن ترانی
ای طره او چه پای بندی
وی غمزه او چه بیامانی
از نرگس او است ای گل سرخ
کان اطلس سرخ میدرانی
ماندم ز تمام کردن این
باقیش تو بگو بر این نشانی
#مولانا
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
دیگر به بخشے از تو قانع نیستم، آری
با هرچه دارے دوست میدارم مرا باشی
یڪ فصل از یڪ قصه؟ نه این را نمیخواهم
میخواهم از این پس، تمام ماجرا باشی...
#حسین_منزوی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹