eitaa logo
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
2.4هزار دنبال‌کننده
809 عکس
98 ویدیو
22 فایل
﹝فُرصٺ‌پَـروانـگےمابینِ‌دَسٺانِ‌من‌اسٺ درفضایِ‌ٺنگِ‌آغـوشم‌بیاپروازڪن...!﹞ حــَرفــٰاتون↓ ↳﹝ @dell_tangii﹞ مدیــرمۅن↓ ↳﹝ @parvanegii﹞ شرایط↓ ↳﹝ @sharaet_parvanegi_2021﹞ تبلیغات↓ https://eitaa.com/joinchat/1487930112Cd5c310e460
مشاهده در ایتا
دانلود
میرسد قصه به آن جا که علی دلتنگ است میفروشد زرهی را که رفیق جنگ است چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد «ان یکاد» از نفس فاطمه بر تن دارد خبر از شوق به افلاک سراسیمه رسید تا که این نیمه توحید به آن نیمه رسید علی و فاطمه در سایه هم فکر کنید شانه در شانه دو تا کعبه یک دست سفید عشق تا قبل همین واقعه مصداق نداشت ساز و آواز خدا گوشه عشاق نداشت کوچه آذین شده در همهمه آرام آرام تا قدم رنجه کند فاطمه آرام آرام فاطمه… فاطمه با رایحه گل آمد ناگهان شعر حماسی به تغزل آمد آسمان با نفسش رنگ دگر پیدا کرد دست او پیرهن نو به تن دنیا کرد ابر مهریه او بود که باران آمد نفس فاطمه فرمود که باران آمد ناگهان پنجره‌ای رو به تماشا وا شد هر کجا قافیه یا فاطمه الزهرا شد مثنوی نام تو را برده،‌ تلاطم دارد چادرت را بتکان،‌ قصد تیمم دارد می‌رود قصه ما سوی سرانجام آرام دفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام سالروز‌‌ازدواج‌حضرت‌علی‌وحضرت‌زهرا♥️ 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
عشق یعنی اینکه زهرا هر سحر قبل از نماز ساعتی محو تماشای علی می‌ایستاد :)
شوربختی بین که با این سینه پر زخم و داغ رو به هر جانب که می آرم نمکدان چیده است 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
🚶🏻‍♀ جز تحیّر رتبہ‌ے دیگر ندارم در نظر 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
ݕسم‌رݕ؏ـِشق♥️✨
تو را از تو می پرسم ای خوب خاموش چه هستی؟ خدا را جوابی، چه هستی؟ 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
هدایت شده از ˼حـانیھ ˹
دلم گرفته، بگو که هنوز هم داری ... برای عاشق بی خانه ، جا در آغوشت !
روح را چهره‌ی تو نور یقین می‌بخشد عقل را پیش دهانت به گمان می‌بینم در میان از دهنت بیشتر از نامی نیست از وجودش سخن و خنده نشان می‌بینم 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
☕️🌿 باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا… جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا… وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت تصدیق گفته‌های «هِگِل» بود و ما دو تا… روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا افتــاد روی میز ورق‌های سرنوشت فنجان و فال و بی‌بی و دِل بود و ما دو تا کم‌کم زمانه داشت به هــم می‌رساندمان در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا… تا آفتاب زد  همه جـــا تار شد برام دنیا چه‌قدر سرد و کسل بود و ما دو تا، از خواب می‌پریم کـه این ماجرا فقط یک آرزوی مانده به دل بود و ما دو تا 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
مهلت ما اندک است و عمر ما بسیار نیست در چنین فرصت مرا با زندگی پیکار نیست‌ سهم ما چون دامنی گل نیست در گلزار عمر یار بسیار است اما مهلت دیدار نیست 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
ݕسم‌رݕ؏ـِشق♥️✨