در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که
محراب به فریاد آمد...
#حافظ
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
روزم به غم فروشد، لابل که عمر نیز
حالم بهم برآمد لابل که کار هم
کس را پناه چون کنم و راز چون دهم
کز اهل بینصیبم و از راز دار هم
#خاقانی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
گِلهای نیست من و فاصلهها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست...
#محمدعلی_بهمنی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#نیم_بیتی♥️🚶🏻♀
گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم...
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منڪنٺومولاهفهذاعـــلےمولاه✨💛
"ماهِمنعـلے"🌙✨
#استوری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
سکوت میکنم و ؏ـِشق در دلم جاری است
که این شگفتترین نوع خویشتنداری است
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
مثل یک کودک بد خواب که بازیچه شده
خسته ام خسته تر از آنکه بگویم چه شده
در خیالات بهم ریخته ى دور و برم
خیره بر هر چه شدم خاطره اى زد به سرم
مى روم چشم ترم را به زیارت ببرم
تا از آن چشم نظر باز شکایت ببرم
ناممان منتسبش بود نمیدانستیم
جانمان در طلبش بود نمیدانستیم
خبر آمد همه جا شعر تو را میخواند
شعرمان ورد لبش بود نمیدانستیم
قول دادم برود از غزل آتى من
لطف کن حرف نزن قلب خیالاتى من
مشکلت با من و احوال پریشانم چیست؟
قلب من تند نرو صبرکن آرام بایست
نفسم را به هواى نفسى تازه بگیر
قد عاشق شدنم را خودت اندازه بگیر
بخدا هیچ کسى مثل من آزرده نشد
مثل لب هاى تو آنقدر ترک خورده نشد
هیچکس مثل من از دست خودش شاکى نیست
از همین فاصله برگرد تو هم، باکى نیست
فرق دارد دل من با دل تو عالمشان
در دهانم پر حرف است نمىگویمشان
به خودم سیلى سرخى زدم و دم نزدم
آن زمان که همه فریاد زدند از غم شان
پشت وابستگى ام هست دلیلى که نپرس
منم و تجربهى طعم اصیلى که نپرس
حرف دل را که نباید بگذارى آخر
این چه چشمان شروریست که دارى آخر؟
چشم تو روى من غم زده شمشیر کشید
قلب من یاد تو افتاد فقط تیر کشید
حمله ى قرنیه ها را نپذیرم چه کنم؟
من اگر دست تو را سخت نگیرم چه کنم؟
هر چه من مى کشم از این دل نامرد من است
این غزل ها همگى گوشه اى از درد من است...
#سیدتقی_سیدی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
رفقا ادمین تبادل میخوایم
کسی هست بخواد بیاد تو جمعمون؟♥️👀
@parvanegii