در خود شکستم، گرچه آبادم نمیخواهی...
ای کاش میماندی که بشماری ترکها را!
#طاهره_اباذریهریس
یارب آشفتگی زلف به دستارش ده
چشم بیمار بگیر و دل بیمارش ده
تا به ما خسته دلان بهتر ازین پردازد
دلی از سنگ خدایا به پرستارش ده
#صائب_تبریزی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
در بقچه ام شکوفه و باران گذاشتم
امروز صبح سر به بیابان گذاشتم
بی خود به انتظار جنونم نشسته ای
در راه عقل چند نگهبان گذاشتم
گفتی که دوستت...ننوشتی نداشتی
این حرف کهنه را سر هذیان گذاشتم
عمری که سوخت پای دلت قابلی نداشت!
هرچند من برای تو از جان گذاشتم
من شاعرم و شعر خویش را
با درد عشق کنار خیابان گذاشتم
حرفی که نیست، میروم از خانه ات، بیا!
این هم کلید! داخل گلدان گذاشتم!
#ساجده_جبارپور
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
دل شكستن بعد تو در شهر ما مرسوم شد
كاش مى ديدى چه كرده رفتنت با دين شهر
#محمد_شيخی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
هیچ میترسی ز هول روز رستاخیز؟ نه!
از مسلمانی هماین داری که «ترسا» نیستی!
#حسین_جنتی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
•|☘|•
نه تو میمانی؛ نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم؛
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت.
آنچنانی که فقط خاطرهای خواهد ماند؛
لحظهها عریانند.
به تن لحظۀ خود جامۀ اندوه مپوشان هرگز
😌🌱💛
#کیوان_شاهبداغی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
قلبم از هیبت تو در هیجان است، ببین
چشم من از پی تو در دَوَران است، ببین
همه تن چشم شدم، خیره بدنبال توام
فکرم از بابت مهرت نگران است، ببین
کاش میشد که تورا نزد خودم می دیدم
جانم از دوری تو در خَفَقان است، ببین
کیست که از سابقه ی لطف ازل، حیران است
شوقم از دیدن تو در نوسان است، ببین
تا به کی از پی غم باشم و افسرده و خواب
من تورا دارم و عشق در جریان است، ببین!
#مبینا_خلیلالهی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹