شاهی که جان سپرد و به سر، افسرش نبود
جز خاک گرم کربوبلا، بسترش نبود
#ترکی_شیرازی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
چشم ها از هیبت چشمم، به پیچ و تاب بود
محو چشمم، چشم ها و چشم من بر آب بود
چشم گفتم، چشم دادم، چشم پوشیدم ز آب
من سراپا چشم و چشمم جانب ارباب بود
#ژولیده_نیشابوری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خداحافظے ڪردے با زینبت
زیر نیزه...
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
باز این چه شورش است
که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا
و چه ماتم است...
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
داشتم از هیئت برمیگشتم
با خستگے و تشنگے، زیرِ لب علمدار ڪربلا رو صدا ڪردم و گفتم تمومِ امیدم تویے،تموم دلخوشیمے،
گرههای ڪورِ زندگیم رو خودت باز ڪن...
همون لحظه رعد و برق زد و قطرههایدرشت بارون صورتمو نوازش ڪرد...
یه نگاه ڪردم به آسمون و گفتم
این جواب آقام عباسِ
ڪه میگه همونجور ڪه وسطِ تابستون بارون میاد، وسط تاریڪے و سَردی زندگے منم نور و روشنایے میتابه....
میگه هیچ گِرِهی انقدر ڪور نیست ڪه باز نشه...
امروز گرههای زندگیمون رو بسپریم به دستهای خونینِ عمویِ رقیهخاتون
و منتظر قشنگے های پیشِرومون باشیم :)🖤
#رویا_بهرامی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
در وجود این دو صبر و طاقت این درد نیست
بنگرند از کینه نیلی، چهره ی زردم حسین
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹