#یڪفنجانغزل ☕️🌿
به شامِ غمت دودِ آهی ڪہ دارم
از آن است روز سیاهی ڪہ دارم
به دعواے عشقت چنان سربلندم
ڪہ بر عرش ساید ڪلاهی ڪہ دارم
نَہَم پشتِ طاعت به دیوار هجرت
همین است پشت و پناهی ڪہ دارم
ز بیدادِ خوبان به داد دلم رس
تو اے در جہان پادشاهی ڪہ دارم
طریق وفا پیشہ ڪردم چو «باهر»
همین است سوے تو راهی ڪہ دارم...
#باهر_جوزجانی
شاه خوبانی و
منظور گدایان شدهای
قدر این مرتبه نشناختهای
یعنی چه؟
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
تو آن تصویر جاویدی که حتی مرگ جادویی
نداند نقشت از لوح ضمیر من ستردن را
#حسین_منزوی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
جان پس از عمرے دویدن لحظہ اے آسوده بود
عقل سرپیچیده بود از آنچہ دل فرموده بود
عقل با دل روبرو شد صبح دلتنگی بخیر
عقل برمیگشت راهی را ڪہ دل پیموده بود
عقل ڪامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت
دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود
عقل منطق داشت حرفش را بہ ڪرسی می نشاند
دل سراسر دست و پا میزد ولی بیہوده بود
حرف منت نیست اما صد برابر پس گرفت
گردش دنیا اگر چیزے بہ ما افزوده بود
من ڪیم؟! باغی ڪہ چون با عطر ؏ـِشق آمیختم
هر انارے را ڪہ پروردم بہ خون آلوده بود
ای دل ناباور من دیر فهمیدے ڪہ ؏ـِشق
از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود
#فاضل_نظری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
ز دورباشِ حوادث دلم ز راه نرفت
بیا ڪہ با تو هنوزم هزار پیوندست
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
تأثیر طبع و خوی شراب محبّت است
از خون گرم شیشه و پیمانه سوختن
#حزین_لاهیجی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
نه آسان دیدنِ رویت، نه ممکن دوری از کویت
ندانم چون کنم، در وادیِ حیرت گرفتارم
#محتشم_کاشانی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
یاران خبرم نیست ملامت مکنیدم
افتاده چو بینید چه پرسید ز مدهوش
#حکیم_نزاری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
امشب ڪہ خون از بیت بیتِ شعرِ من جارےست
لبخندهاے مضحڪم از روے ناچارےست
سرما ڪہ آمد، ؏ـِشق همدستِ ڪلاغان شد
ڪارِ مترسڪ در زمستان، «آدم آزارے»ست!
دهقان عاشق! ڪوه اگر این بار ریزش ڪرد
پیراهنت را در نیاور، قصّه تڪرارےست
بگذار تا در هم بریزد خاطرات ما!
این بار مفهوم سڪوتِ تو فداڪارےست
ریل و قطار از هم جدا باشند، میپوسند
دور از دل هم سہم هردو گریہ و زارےست
دیشب تو گفتی مرگ هم یڪ جور خوشبختیست
پایان هر خوابی ڪہ میبینیم بیدارےست
من هم قطارے خارج از ریلم؛ خیالی نیست
بگذار و بگذر تا بمیرم، زخم من ڪارےست
#امید_صباغنو
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹