eitaa logo
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
2.4هزار دنبال‌کننده
809 عکس
98 ویدیو
22 فایل
﹝فُرصٺ‌پَـروانـگےمابینِ‌دَسٺانِ‌من‌اسٺ درفضایِ‌ٺنگِ‌آغـوشم‌بیاپروازڪن...!﹞ حــَرفــٰاتون↓ ↳﹝ @dell_tangii﹞ مدیــرمۅن↓ ↳﹝ @parvanegii﹞ شرایط↓ ↳﹝ @sharaet_parvanegi_2021﹞ تبلیغات↓ https://eitaa.com/joinchat/1487930112Cd5c310e460
مشاهده در ایتا
دانلود
☕️🌿 مثل شعرے قابل تحسین ڪہ بی تشویق نیست هیچ خطی مثل ابروے تو نستعلیق نیست! چشم هایت مثل اقیانوس آرامی است ڪہ با پریشان بودن من قابل تطبیق نیست عشق یعنی "جبر "یعنی "احتمالِ" رفتنت راه حل زندگی وقتی بہ جز تفریق نیست آمدے اما براے رفتنت آماده‌ام سرنوشت هیچ موجی تا ابد تعلیق نیست! هیچ وقت این شاهنامہ آخر خوبی نداشت زندگی با "بی تو" بودن قابل تلفیق نیست هیچ چشمی بعد تو شعرے بہ من القا نکرد هیچ خطی غیر از ابروے تو نستعلیق نیست 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
در وجود باطل من نیست یک‌جو منفعت موبه‌مویم خطّ بطلانی بُوَد بر پیکرم 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
زهی آن دل ڪہ بہ غارت روَد از ؏ـِشق ڪہ ؏ـِشق با چراغ آید و گنجینہ بہ یغما ببرد... 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
من می‌گذرم خموش و گمنام آوازهٔ جاودانه از توست چون "سایه" مرا ز خاک برگیر کاینجا سر و آستانه از توست 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
من می‌گذرم خموش و گمنام
درین طربڪده حیف است ساز افسردن گره مشو ڪہ زمین تا بہ آسمان بازست 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
☕️🌿 اصل بد نیڪو نگردد زانڪہ بنیادش بد است تربیت، نااهل را چون گردڪان بر گـنبد است مایہ اصل و نسب در گردش دوران زر است دائما خون می‌خورد تیغی ڪہ صاحب جوهر است گر ڪہ بینی ناڪسان بالا نشینند عیــب نیست روے دریا خس نشیند، قعر دریا گوهر است ڪُره‌ے خر از خریت پیش پیش مادر است ڪُره‌ے اسـب از نجابت در خفاے مادر است شہ اگر مسڪین شود‌، چون مرغ بی‌ بال‌ و‌ پر است جملگی دیوانہ خوانندش اگر اسڪندر است آهن و فولاد از یڪ ڪوره گر آیند برون آن یڪی شمشیر گردد، وان دگر نعل خر است شصت و شاهد هردو دعواے شاهی می‌کنند پس چرا انگشت ڪوچڪ لایق انگشتر است دود اگر بالا نشیند ڪسر شأن شعلہ نیست جاے چشم ابرو نگیرد، گرچہ او بالاتر است سعدیا گو عیب خود را و مگو عیب دگر هر ڪہ عیب خویش گوید از همه بالاتر است من لباس ڪہنہ می‌پوشم ڪہ بی درد سر است آستین ڪوتہ بود، چین و چروڪش ڪمتر است 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
تا با غم ؏ـِشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بود اندر غم ؏ـِشق اما نه چنین زار که این بار افتاد 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
پادشاهی ،پسر به مکتب داد لوح سیمینش بر کنار نهاد روی لوح نبشته به زر جور استاد به ز مهر پدر... 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
✨🌙 در شب از خیال ِ تو شعری نوشتم کلمات و سطرها در تاریکی بر کاغذ در هم تنيدند صبح هر غلطی را که پاک کردم زیبایی تو بود که برهنه تر می شد من تنها چند کلمه ی نازک برتنت باقی گذاشتم از تمام ِ شعر 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
پرسیدم از فرهاد: آیا عشق شیرین بود؟ در پاسخم خندید، یعنی بستگی دارد... 🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹