رخ گل شکفت و قد سرو شد خوش
تو ای گلرخ و سرو بالا کجایی؟
#قمری_آملی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
نامہات را تازه خواندم آفتاب بیغروبم!
بیگمان وقتی تو خوبی، من هم اینجا
خوب خوبم
مہربانی ڪردی و گفتی ڪہ از حالم بگویم؛
گاه دریاے شمالم، گاه توفان جنوبم
گاه برگم، گاه بادم، گاه سنگم، گاه چوبم
گاه رودے پُرخروشم، گاه سرگرم رسوبم
گاه چون آبادےِ دورے اسیر گردبادم
گاه مانند درختی در مسیر دارڪوبم
ڪاش آب چشمہ باشم، از تنت تب را برانم
ڪاش باد تشنہ باشم، از دلت غم را بروبم
غصّه خشڪ و تر ندارد، این سر و آن سر ندارد
شیشہے رنج و غمت را ڪاش بر سنگی بڪوبم...
#ناصر_حامدی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
یارم از خانه برون آمد سرمست و خراب
جام می برکف و میگفت خُذُوا یا اَحباب
#اسیری_لاهیجی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
چہ ڪسی گفت ڪہ
مستی فقط از جام شراب است
من ز میخانہے
چشمان تو هر لحظہ خرابم....
#فرشته_هراتی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
روزها با فڪر او دیوانہام، شب بیشتر
هر دو دلتنگ همیم، اما من اغلب بیشتر...
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
میرسد عمرم به سر، ای جان ز تن بیرون بیا
صبر کن در کنج غم امروز و فردای دگر
#نرگسی_ابهری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
من نرگسِ مستـانہ شدم، هیچ ندیدے
من گیسوے بۍشانہ شدم، هیچ ندیدے
آهـوے تو با ناز خرامید بہ صحرا
دنبالِ تـو بی خانہ شدم، هیچ ندیدے
تا زلف گشودے دل ما رفت بہ تـاراج
گیسوے تو را شانہ شدم، هیچ ندیدے
هر بار ڪہ جوشید دلم در تبِ عشقت
چون بادهے میخانہ شدم، هیچ ندیدے
آغوشِ غزالت بہ غزل باز شد اما
تـا سوے غزلخانہ شدم، هیچ ندیدے
من غرقِ دوچشمت شده بودم ڪہ ببینی
با مـوجِ تو دیوانہ شدم، هیچ ندیدے
#حمید_حسینی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
مرا از ماجراے اشک خویش
این نڪتہ شد روشن
ڪہ هر ڪو از نظر افتاد
دیگر برنمیخیزد...
بلا رمزی ز بالای تِه باشد
جنون سِرّی ز سودای تِه باشد
به صورت آفرینُم این گمان بی
که پنهان در تماشای تِه باشد
#باباطاهر
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹